- ارسالها
- 4,302
- امتیاز
- 39,849
- نام مرکز سمپاد
- شهید بهشتی
- شهر
- لنگرود
- سال فارغ التحصیلی
- 1397
- دانشگاه
- همچنان بهشتی
- رشته دانشگاه
- معماری
هر چه خلقی بگفت از حالمبه به چشمم روشن
وقت آن است که خون موج زند در دل من
زین تغابن که شمع هر محفل گشته زلفانش
![]()
نشود یار باورش بکند
چون خیالی که در دلش افتاد
سخت بیرون ز خاطرش بکند
وانگهی می کشد ز کین کفگیر
تا تلافی شوهرش بکند
لیک او هم بود که بگریزد
تا همان گل که بر سرش بکند
یک سری می زند به خانه ی خویش
گله ای نزد مادرش بکند
تا سلاحش دهد به مشتی تیر
انتقامی بگیرد از کفگیر
نیست این ها که گفتم افسانه
هر چه بر من رسید در خانه
به قلم منتقل شده ست و گواه
لنگه دمپاییای مامانه
حال تا بیش از این نگفتم راز
تا نگشتم ز جنگ دیوانه
نزد ما آی و جام و مزه بیار
تا شود آن "سلیطه"، "جانانه"
بس جدل در جهان شده ست آغاز
که دمی صحبتش چو پایانه ((:
نکنی گر تو چاره ای تدبیر
این جدل باز می شود تکثیر








