• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان ۱]

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع donya
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

آره ! موافقم.... من خودم به شخصه ریاضی ُ خیلی دوس دارم. امّا "همه ـش" ریاضی... احساس می کنم آدم از خیلی لذت ـایِ زندگی ـش می مونه...تک بُعدی می شه ! :-?
+ وای این لج شدن ـش با یه دانش آموز افتضاح ـه! :o ینی فقط باید حواست باشه که اون یه دانش آموز نباشی! ;D
+ خانومِ روان شناس! اجازه؟ ;;) هر کی یه عشقی داره دیگه ! خُ عشق ـه کاظمی ـم ریاضی ـه ! ;D هرچند با این عشق زیاد موافق نیسّم ! ;)) حالا انگار عشق قحطه ! ;))
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

ببین این یه چیزی خیلی فراتر از تک بُعدیه...! :دی

تازه هی میاد سر کلاستون به قول نرگس درمورد هری پاتر و اینا حرف میزنه...
اصلا فک نکنین آدم خیلی باسوادیه و خیلی کتاب میخونه و اینا...!
فقط یه چیزاییو حفظ کرده بیاد بگه که شما فک کنین خیلی حالیشه... :دی
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

:-? مهشید؟ =))
تو الان داری تو آتَشِ دوزخ سوزانیده می شی چون داری تصورِ ما رو نسبت بهش عوض می کنی! ( این به عفاف در ! ;D )
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

تصورتون عوض میشه خود به خود ;D
نگران نباش :دی
میبینمت آخر سال :)) =))

البته واقعا خوب درس میده، من پارسال ترم اول 20 شدم و ترم دوم 19 فک کنم :دی
اما خب من از اونجایی که روانشناسم، آدمای اینجوری اذیتم میکنن :دی
 
  • لایک
امتیازات: L.E
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

اين كه عادي نيست رو قبول دارم بشدت :دى

من تو راهنمايي از اين بشر متنفر بودم چون اون سال ك معلمم بود من اون دانش آموزي بودم ك ازش متنفر بود و طبيعيه ك خيلي اذيتم ميكرد :|


ولي امسال حداقل تو اين دو جلسه واقعا به معناي واقعي بهتر شده و داره نظرم در موردش عوض ميشه :دى


ولي هنوزم كابوسمه :-"
 
  • لایک
امتیازات: L.E
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

من که ترجیح دادم سر زنگا نقاشی بکشم !! :)) هیچی از حرفای فلاح و طالبی و نمیفهمم باز فلاح یکم از اولش بهتر شده ;D
 
  • لایک
امتیازات: L.E
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

من به شخصه عاشق کاظمی ام
تو راهنمایی باش نداشتم ولی جلسه اول عین سگ ازش می ترسیدم
الان خیلی باش راحت ترم
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

یه پارازیت---> فتح اللهـــــــــــــــی...! 8-^ :x
+ من عاشق ـشم خُ ! :o
+ دوستانِ عزیز! چرا ما انقد هر روز هر روز فیزیک داریم!؟ :((
اونروز شهاب فر اومده تو کلاس ؛ واکنشِ بچه ها :
- خانوم بازم شما!؟ :-L
- خانوم شما کلاسِ دیگه ای ندارین در طولِ هفته!؟ :-L
- خانوم مگه ما همین دیروز فیزیک نداشتیم!؟ ^-^
- خانوم ما حوصله یِ فیزیک نداریم! :-"
- خانوم می شه بفرمایین که ما چند جلسه فیزیک داشتیم تا الان!؟ :-L
- خانوم از کی تا حالا انقدر ما باید فیزیک بخونیـــم!؟ :-w
شهاب فر : سلام بچه ها ! :-s به خدا جلسه یِ 4اُم ـه! :-s حالا می تونم بیام درس بدم!؟ :-s
ما : 8-| بیا درس بده دیگه ! چی کارت کنیم !؟ 8-|
=))
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

من یه سوال مهم تر دارم ! ;D
چرا این معلم قرآنه ( شیرازی ) شبیه خاله ریزس ؟! :))
بابا قیافش عــالـــی میشه میخواد جواب سوال بده !! یهو 5 متر صورتش میاد جلو ! :))

چقد ورزشمون خوبه ! 8-^
باو اون زیوریان تو راهنمایی در حد دریبل زدن بلد نبود بسکتُ ! باید میرفتیم توپ جمع میکردیم واسش ! 8-|
 
پاسخ : سمپادی‌های تهران [دبیرستان فرزانگان 1]

به نقل از Fafa96 :
من که ترجیح دادم سر زنگا نقاشی بکشم !! :)) هیچی از حرفای فلاح و طالبی و نمیفهمم باز فلاح یکم از اولش بهتر شده ;D

آقا طالبی درس دادنشو بیخیال اما کلا کلاسش خندس!
ما پارسال سر ِ کلاس قرار میذاشتیم که سر یه زمان معین همگی باهم واسه تنوع بخندیم!
یهو کل ِ کلاس الکی میخندیدیم، اونم واسه اینکه کم نیاره میخندید! خوبه از این لحاظا پایس...
بعضی وقتا هم اگه بهش بربخوره یا قاطی کنه بعد یه مدت یادش میره! :-"
 
Back
بالا