• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

فاضل نظری

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع محمد
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : فاضل نظری

یه چیز جالبِ دیگه طرح جلدای فوق العاده ی کتاباشه ...

.
908141009_orig.jpg

book-big-091209060318-geryehaye.jpg

18_880124_L600.jpg
 
پاسخ : فاضل نظری

پس شاخه‌هاي ياس و مريم فرق دارند

آري! اگر بسيار اگر كم فرق دارند

شادم تصور مي‌كني وقتي نداني

لبخندهاي شادي و غم فرق دارند

برعكس مي‌گردم طواف خانه‌ات را

ديوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند

من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان

با اين حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم كشتة عشقت نظر كن

پروانه‌هاي مرده با هم فرق دارند ...
 
پاسخ : فاضل نظری

عشقست و گفته اند يك قصه بيش نيست

اين قصه را به مرگ خود افسانه مي كني
 
پاسخ : فاضل نظری

جزو بهترین شعرای معاصر هست
واقعا شعراش رو دوست دارم
مخصوصا این بیت:
بیچاره اهویی که صید بنجه شیری ست
بیجاره تر شیری که صید چشم اهویی
 
پاسخ : فاضل نظری

چه ربطي داره؟

مگه توي اقليت نبود كه اون مرثيه نامه ي به نسبت بلند فوق العاده رو گذاشته بودن؟

به نام "مقصد خورشيد و شام تار" ؟

فكر هم نمي كنم اگر يه شاعر لاييك و يا سكولار بخواد شعري واسه دل خودش براي ائمه و يا پيامبر بگه رفقا و هم كيشاش بهش بگن تو وارد سياست شده اي!

هر چند كه ايشون در مرود پيامبر هيچ اثري نداره
كتاب اقليت رو در حدود سن بيست و چهار سالگي نگاشته بودند

تازه اگر دقت كني سير كتاب هاي ايشون از ساده ي صرف به سمت حكمت ذوقي و فلسفي هست

طلوع مي كند اكنون به روي نيزه سري

به ترين شعر حماسيي بود كه پس از مقصد خورشيد و شام تار خوندم

در ضمن اگه به اشعار آخر كتاب آن ها دقت كني مي بيني دقيقا مسير كتاب اول يا همون گريه هاي امپراطور رو رفته بود و واقعا هم عالي بود

اين مسئله هيچ ارتباطي با شغل ايشون يعني تدريس و مهندسي و مشاوره و ...
نداره
 
پاسخ : فاضل نظری

كتاب آن ها را خوانده ام

دفعه ي اولي كه خواندم پيش خود گفته ام : " پس رفت كرده است "

اما وقتي دفعه ي دوم تنها پس از چند ماه سراغ كتابش رفتم

بسيار به دل نشست و واقعا از مضمون ها و تجارب بديع و تازه اش به وجد آمدم

كه تا الان كه هنوز دارم هر روزه نگاهي به آن مي اندازم واقعا مسرور و خرسندم

بر عكس وقتي در مقام مقايسه در ميام مي بينم بار فلسفي و انديشه گاني آن ها به مراتب روشن تر و واضح تر از كتاب گريه هاي امپراطور هست

اين قضيه تنها براي من اتفاق نيفتاده است

براي رفيق شاعري هم كه دارم دقيقا همين روي داده است

مسلم هست

كتاب آن ها مربوط به آخرين تجربه هاي استاد نظري هست

كتاب گريه هاي امژراطور ايشون بر مي گرده به حول و حوش سن هجده سالگيشون

كه در نهايت سادگي و از روي تجربه ي صرف سروده شده و اتفاقا بار معنايي خوبي نيز دارد

به همين دليل بيش تر از دو كتاب ديگر ايشون قبول مردم افتاده

اگه دنبال نشونه هايي از كتاب گريه هاي امپراطور در آن ها هستيد اشعار آخر كتاب آن ها بسيار ياد آور همون فضا و احوال است

و وقتي هم مي گم دليل منظور سند و گواه هست به عنوان مثال ذكر كنيد كدوم شعر و يا كدوم بيت

اين جوري طاحت تر مي شه بحث كرد
 
پاسخ : فاضل نظری

به نقل از ریــحــانــه :
برعكس مي‌گردم طواف خانه‌ات را

ديوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند

من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان

با اين حساب اهل جهنم فرق دارند
الان من دارم تو آسمون سير ميكنم!
اينجا بس زيبا گفته!
فاضل نظري كه ميگن پس اينه!
دمت گرم ريحانه!
 
پاسخ : فاضل نظری

قشنگ ترین شعرش به نظرم

یا حداقل یکی از بهترین شعراش:


تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم
بگذار در جدا شدن از یار جان دهم

همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش
چون بوته زار دست برایش تکان دهم

دل برده از من آنکه ز من دل بریده است
دیگر در این قمار نباید زیان دهم

یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چرا امتحان دهم


یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تو را به تمام جهان دهم
 
پاسخ : فاضل نظری

از شوق تماشای شب چشم تو سرشار
آیینه به دست آمده‌ام بر سر بازار

هر غنچه به چشم من دل‌تنگ، جز این نیست
یادآوری خاطره‌ی بوسه‌ی دیدار

روزی که شکست آینه با گریه چه می‌گفت
دیوار به آیینه و آیینه به دیوار

کُشتم دل خود را که نبینم دگری را
یک لحظه عزادارم و یک عمر وفادار

چون رود که مجبور به پیمودن خویش است
آزاد و گرفتارم – آزاد و گرفتار

ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد
برخیز فدای سرت، انگار نه انگار


تا لحظه‌ی بوسیدن او فاصله‌ای نیست
ای مرگ، به قدر نفسی دست نگه دار
 
Back
بالا