• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

5 سال دیگه تو سمپادیا چه خبره؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع کوزت
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
۵ سال دیگه سمپادیا؟!

یه سری دهه نودی تو سایتن که به هیچ صراطی مستقیم نیستن و مدیر ها از حجم گزارش ها و کار ها مو سفید کردن

تاپیک شب نشینی قفل شده و بچه ها تو تاپیک یفید مو های سایت نشستن و برا هم خاطره تعریف میکنن و هعی به هم میگن یادته، یه جاهایی هم میگن شماها یادتون نمیاد یه زمان اینجا این شکلی نبود که بعد شروع میکنن برای تازه وارد ها تاریخچه سایت رو از فروم سبز آبی تعریف کردن
بعد یهو @esfrwms وارد میشه و یه سری اسکرین شات از مدل های مختلف سایت و آدماش رو میذاره و پاییزی است که اونجا اتفاق میافته:))
دوستان قدیمی برگشتن، با تغییرات سایت مواجه شدن و همدیگرو پیدا کردن و‌کلی حرف برای زدن

@arvin.a به سایت برگشته و‌ دوباره با ریزترین و مسخره ترین نشانه ها همه رو‌با هم شیپ میکنه، اون موقع مسئول خانواده سمپادیاست و همه رو‌به هم میرسونه
بعد هر خانواده کارت ها عروسی و‌عکس های دونفرشونه که تو سایت گذاشتن
شاید اون‌ موقع تاپیک‌عکس بچه های کاربران راه افتاده باشه

@حمیده به عنوان شیرینی مزونش یه انجمن برای پارچه های خوشگلش زده و اونجا به بچه ها برای مدل های مختلف لباسشون مشاوره میده

تو ح.ب حس و‌حال ها واقعی تره و شما متنی رو‌ به شکل دل خواهت نمیخونی، اونگا هست کثل کتاب صوتی گوش میدی

@mohad_z یه کتابخونه بزرگ‌ از کتاب های مورد علاقش زده، با حوصله، یه ذره عینکش رو‌حا به جا میکنه و در مورد کتاب هایی که مناسب هرکسی هست بهش مشاوره میده

@Nemesys دیگه سرگردون نیست، میدونه چی میخواد و چیکار دوست داره انجام بده، تو اتاق جلسات نشسته و در حالی که با تمام تمرکز داره با لپ تابش گیم میزنه، بقیه اعضا از طرح های مهم و راهبردی برای شرکت صحبت میکنن

@پرنیان.ک استاد ویولونی شده برا خودش و اینجا لایو کنسرت هاشو برای بچه ها میذاره

و خب من هم هستم
شاید دوباره رمز و آیدی اکانتم یادم رفته باشه و با یه یوزر جدید اینجا مشغول معرفی خودم که من فلانیم از فلان سال دارم فعالیت میکنم

سمپادیای ۵ سال دیگه بوی کوچه باغ داره
بوی یه عالمه دوستی
حس خوب کنار هم بودن

بعدا نوشت: صدای جیغ و پرهیجان مهسا که میگه زندگی هنوز خوشگلیاش رو داره رو یادم رفت
کمتر هم بغض میکنه و گله میکنه و ناراحته
شاید اون موقع به تکنولوژیش هم دست پیدا کرده باشیم و چندتا ازش برا خودمون زده باشیم
@حمیده مزون زد
دختر @حمیده ، نرگس خانم، امید به زندگی سایت شده و ح ب ها رو خوشگل کرده
یه تعداد زیادی کاپل داریم که خودشون تو سایت نیستن
@Nemesys سرگردون نیست، میدونه چی دوست داره ولی هنوز به اتاق جلسات نرسیده

هنوز آیدیم یادمه
هنوز 5 سال نشده میام ریز ریز آپدیتش میکنم
 
به قول یکی که نوشته بود دهه نودی ها همه جای سایت هستن:))
الان چند سال بعد این حرفم دیسلایک میگیره
 
حرف بزن به صفحه نه ملیاردم میرسه
ای کودک نادان و تازه‌وارد:))

پنج سال دیگه سفر سمپادیا و جلد دومش به آرشیوهای خاک‌گرفته سایت پیوسته‌ن و کسایی که به یادشون داشتن، دیگه به سایت نمیان.
 
بچه ی @حمیده شیش ساله شده و میره پیش دبستانی:)

حرف بزن همچنان صدر تاپیکاس

من رفتم دانشگاه و برای مهندسی میخونم:)

رگبار دهه نودیا رو نظاره گر میشیمq

خیلیا این سایتو فراموش میکنن و دیگه اون جو صمیمی قدیم رو نداره..

بیشتر اعضای سایت همو میبینن و میتینگ ها بیشتر میشه
-از جمله من و @TiaTi :)

پنج سال دیگه شاید خیلیامون از هم بی خبر باشیم و با گذر به سفر سمپادیا دوباره اون خاطرات و لحظات قشنگ واسمون زنده شه..!
@zeynabgol
 
پنج سال دیگه کارشناسیم تموم شده، ارشدم هم تموم شده...
شعت پنج سال دیگه سربازم😔😔😔
غم...
میرم سربازی میام و افسوس میخورم که چجوری زندگی این قدر به فنا رفت؟
و چی شد که این قدر بدبخت تر و بی پول تر شدم؟؟؟
حدس میزنم تا اون موقع یه لیست بلند بالایی دارم از مدارک دوره هایی که رفتم که احتمالا اکثرشون رو باید بزارم دم کوزه آبشو بخورم...
بعد از سربازی هم نا امید از بازار کار به محیط آکادمیک پناه میبریم از شر بی پولی و بیکاری...
چه قدر دارک شد😔
 
۱۳-۱۴ سال گذشت از اپلین بار که سارا زد این تاپیک...
حالا دیگه مسعود(نارنجک) و فرشید (جی سی دی) کنارمون نیستن و فوت شدن...
خیلی چیزا عوض شده...
دیگه هیشکدومممون سایت نمیایم...
جالبه اکیپ فرزانگان ۳ دوباره دورهم جمعیم،اما اینبار امریکا!
دوباره بعد ده سال دور هم جمع شدیم
حالا من ازدواج کردم
برای ده سال دیگم...
فکر میکنم همین شغلمو دارم اینجا هم انجام میدم نقاش معروفی شدم تو امریکا تو دانشگاهم دارم درس میدم
الان که دارم اینا رو مینویسم، ۲۹ سالمه!نزدیک کریسمسه و خونه پرستو ام
امروز از صبح بیدار شدیم و داریم خاطراتمونو از لابلای همه ی پستا و حرفای نوجوونی های ۱۴-۱۵ سالگیمون ازین سایت میاریم بالا...
زمان چیز عجیبیه...
هیچ وقت باورت نمیشه در اینده قراره چه اتفاقایی بیفته...
ده سال دیگه...
فکر میکنم دوتا بچه هم داشته باشم...
فکر میکنم با همین دوستایی که الان در ارتباطم باهم در ارتباط باشیم و سالی یکبار هممون برا کریسمس دور هم جمع میشیم...
دلم برای تمام خاطراتم توی این سایت خیلی تنگ شده و یکم بغضی هم هستم
خیلی خوبه که نوجونیتو مصور میتونی ببینی مخصوصا اون زمانی که هموز با گوشی نمیشد به اینترنت وصل شد و باید با کامپیوتر میومدیم و هزار داستان داشتیم و ...
 
پنج سال دیگه
من احتمالا دانشجوی حقوق دانشگاه تهرانم، شاید فضای سایت بدون حضور خیلیا برام کسل کننده بشه و دیگه نیام، ولی هر از گاهی سر می‌زنم و با تریپ ننه بزرگ طور کوچیکترا رو ارشاد می‌کنم🤣
با احتساب اکانت قبلی‌م که مفقود شد، امسال پنجمین سالیه که تو سمپادیا هستم😁.

پنج سال دیگه نرگس دختر حمیده یا پیش‌دبستانیه، یا کلاس اولی🌸

پنج سال دیگه احتمالا من و @Roxan هم‌دانشگاهی شدیم .

پنج سال دیگه احتمالا مطهری ازدواج کرده و از مرحله سوالات چی بخرم، چی آشپزی کنم به مرحله‌ی چگونه بچه را نگه بداریم رسیده.

پنج سال دیگه احتمالا @DarkLightI عقایدش آنقدری تغییر کرده که برگای هممون می‌ریزه.

پنج سال دیگه @Hecate توی تیم‌شون به خفن‌ترین درجه خفن‌ها رسیده و سرش با اردوی تیم ملی گرمه

پنج سال دیگه احتمالا @Flora هنوز از اسکیت دست برنداشته و به قهوه خوردن و کافه گردی با من و دوستاش ادامه می‌ده
 
Back
بالا