dissib
کاربر نیمهحرفهای

- ارسالها
- 192
- امتیاز
- 1,330
پاسخ : سوتیها
عمم در حالیکه بچه 7 ماهش بغلش بود و بش میگفت بریم د د!!!! زنگ زد آژانس:
+سلام خسته نباشید آقا یه ماشین میخواستم
_سلام ممنون کجا میرین؟
+میریم د د (da da)

رفتم سمت ماشینمون پلاکو دقت نکردم و دو سه بار سعی کردم درو باز کنم و گفتم اه مگه درو نزد بابام و برگشتم پیش بابام و دوباره بش گفتم و دوباره برگشتم پیش ماشین هی تلاش کردم یهو شیشه هاش نه که دودی بود دفعه اول دقت نکردم، این دفعه تو ماشینو دیدم،دیدم دو تاپسر دارن غش میکنن از خنده
نامردا
خب آخه انقد دو تا ماشین شبیه
هیچی دیگه پیاده شدن و برگشتن بم گفتن ببخشید ما انقد داشتیم میخندیدیم وقت نشد بتون بگیم

عمم در حالیکه بچه 7 ماهش بغلش بود و بش میگفت بریم د د!!!! زنگ زد آژانس:
+سلام خسته نباشید آقا یه ماشین میخواستم
_سلام ممنون کجا میرین؟
+میریم د د (da da)

رفتم سمت ماشینمون پلاکو دقت نکردم و دو سه بار سعی کردم درو باز کنم و گفتم اه مگه درو نزد بابام و برگشتم پیش بابام و دوباره بش گفتم و دوباره برگشتم پیش ماشین هی تلاش کردم یهو شیشه هاش نه که دودی بود دفعه اول دقت نکردم، این دفعه تو ماشینو دیدم،دیدم دو تاپسر دارن غش میکنن از خنده
نامردا
خب آخه انقد دو تا ماشین شبیه
هیچی دیگه پیاده شدن و برگشتن بم گفتن ببخشید ما انقد داشتیم میخندیدیم وقت نشد بتون بگیم








