- ارسالها
- 56
- امتیاز
- 369
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- بابل
- سال فارغ التحصیلی
- 1395
پاسخ : سوتیها
آقا یه بار داشتم بازی کامپیوتری میکردم،میخواستم طرفو بکشم ولی نمیمرد.هیچی حالیم نبود.یه هو داد کشیدم "الآن جرت میدم.......... >:p >:p >:p >:p >:p >:p >:p (نگاه من در اون زمان)"
مامانم اومد بالای سرم داد کشید گفت "چی؟؟؟؟؟؟؟؟ X-( X-( X-( X-( X-( X-( (این نگاهشه)" اومدم درستش کنم ولی حواسم نبود.واسه همین گفتم "مامان ناراحت نباش.الآن میدوزمش."
دیگه بقیشو نگم.نمیتونستم یه چیزی هم بگم درستش کنه.........
(من بعد از اتفاق)
آقا یه بار داشتم بازی کامپیوتری میکردم،میخواستم طرفو بکشم ولی نمیمرد.هیچی حالیم نبود.یه هو داد کشیدم "الآن جرت میدم.......... >:p >:p >:p >:p >:p >:p >:p (نگاه من در اون زمان)"
مامانم اومد بالای سرم داد کشید گفت "چی؟؟؟؟؟؟؟؟ X-( X-( X-( X-( X-( X-( (این نگاهشه)" اومدم درستش کنم ولی حواسم نبود.واسه همین گفتم "مامان ناراحت نباش.الآن میدوزمش."
دیگه بقیشو نگم.نمیتونستم یه چیزی هم بگم درستش کنه.........
(من بعد از اتفاق)



دستتون درد نکنه










