• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سوتیای نقل قول از نگین:
داشتم با دوستم حرف میزدم،دوستم گفت کدوم پارکو میگی؟
میخواستم بگم اونی که شب تولدم رفتیم، گفتم اونی که شب عروسیم رفتیم =))
*این نقل قول از خودش بود

یه شب دیگه داشتیم چت میکردیم،گفت:
من جوجه که بودم خیلی بچه دوس داشتم،میخواس بگه بچه بودم،جوجه دوس داشتم! ;D

خودم الان به نگین: خیلی ناراحتم ماه رمضون شد... :(
نگین:تموم شد دیگه؟ ;D

امشب خودم دو ساعت داشتم دنبال یکی از قرصام میگشتم،
بعد با بابام گشتیم، بعد دوباره خودم، خلاصه بین شاید واقعا دویست ورق قرص، پیداش کردم!
دوباره بدون اینکه بخورم، گذاشتمش تو ظرف، گذاشتم تو کابینت =))
گم شد ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم ديروز يه سوتي داد خيلي باحال بود
ميگه:اونقدر بهت گفتم برو فلان جا كه رو زبونم علف سبز شد! :))
ميخواست بگه زبونم مو در اورد
 
پاسخ : سوتی‌ها

عید امسال که رفته بودیم استانبول یه روز خواستیم بریم مرکز خرید
همین طور که می رفتیم بابام گفت :من خسته شدم شما ها برین
بعد برگشت به مامانم گفت:چه قد پول می خواین؟
مامانم یه عددی گفت که حالا بماند
عددی که بابام برگشت گفت:چه خبرتونه؟؟؟!!!! :o
داداشم از اون ور برگشت گفت:بابا می خوای وظایف پدرو در خانواده رو بگم؟
بابا:بگو ببینم
داداشم:تهیه ی علوفه برای گوسفندان
نگهداری از گوسفندان
...
دیگه داشتیم از خنده می مردیم
منم که خوش خنده از خنده ی زیاد نشسته بودم وسط خیابون تو این وضعیت =)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما سوار ماشین
نیا:اینجا دیر کوثره؟
من:کجا؟
نیا:دیر کوثر
غزل:منظورش خیابون کوثر نیس؟
فاطی:دنبال کوثره؟
من:کوثر کی هس اصن؟
ندا :نه بابا دوستش دیر اومده
نیا:نه نه دیر کوثر:عصبانی
بعد ما گفتیم بچس داره چرت میگه:بیشور
نیا:از دیر کوثر رد شدیم:نارحت
ما:زیر گذر منظورش نبود؟:تفکر
نیا:آره آره:دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

آقا تو کلاس زبان ما یه عده هستند که تو کَتِشون نمیره ممکنه کلمه ای که داری می بینی همونجوری که نوشته میشه خونده نشه! ~X(
یکی بود می گف:اِ باکس آو چُکُلِیت! ;D(چاکلت منظورش بود)
اون یکی می گف:تیچر!دیفیکووووووووووووولت!وری دیفیکوووووولت! :-?(دیفیکالت!)
منم که خوش خنده... =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوران راهنمایی دوستی داشتیم بسی پرت از جامعه!!! ;D
این خواس کلاس بزاره برگشت گف ما تو هنلند زندگی کردیم!
منم گفتم ((عه؟!!!هلند کجاس اونم موقع؟؟!
اونم گفت تو انگلستان!!!!!!!!!!!!!!1 :)) =)) =))
خفن ضایع شد !!!!! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

مدیرای سایت یه سوتی خفن دادن
برین تو قسمت قوانین و اطلاعیه های سایت
تاپیک لیست درجات کاربری
اسم یکی از مدیر کل ها = مهمّد بذرکار :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از پدرام.فــ :
مدیرای سایت یه سوتی خفن دادن
برین تو قسمت قوانین و اطلاعیه های سایت
تاپیک لیست درجات کاربری
اسم یکی از مدیر کل ها = مهمّد بذرکار :))
جهت اطلاع بذرکار قبلا اسمش اینجوری بود ;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

مامانم شکلات گرفته بودش که پسرخاله هام می خوان بیان بده اونا بخورنش...
بعد هی می گفتم مامان کجاست این شکلتا؟!خوب یکم بده منم بخورم دیگه...
مامانمم نمی داد!
بعدش مامانم رفت خرید
منم رفتم کل خونه رو گشتم تا پیداش کردم
و اروم اومدم یکم ازش خوردم و خوش و خرم که الان که اونا بیان هم با اونا دوباره شکلات می خورم هم اینکه کسی نمی فهمه من خوردم ;D
اقا دیدم پسر خاله ها و مامانم یهو همشون ریختن تو خونه!
مامانم: تو شکلات خوردی؟
من:(حالت مظلومانه) نخیر!بریم به همون پسر خاله ها بدین اصن من نمی خورم!
مامانم: پس اون لک چیه رو لباست؟!
مامانم :-w خودتی ریحانه!
پسر خاله هام: هو هوووو ;D
خودم: :-" حالا یه شکلات خوردم دیگه!چیـــــــــش!
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشبش بازی سوپر جام اسپانیا بین بارسا و رئال بود(بازی رفت)
فرداش که اومدم مدرسه بحث بازی بود بعدش یکی از بچه ها گفت به به! عجب گلی زد داوید ویا...
گفتم آره بابا ...! اگه کاسیاس هم تو دروازه بود نمی تونست این توپ رو بگیره.......... :)) :)) :)) :))
بعدش بچه ها همگی زدند زیر خنده .
خیلی ضایعه شدم :-[
 
Back
بالا