• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

نمیدونم میشه بهش گفت سوتی یا نه ولی بالاخره:
امروز زنگ سوم دین و زندگی داشتیم و کلاس خیلی گرم بود داشت کم کم خوابم میبرد و به زور خودمو نگه داشته بودم که یه دفعه خوابیدم بعد بغل دستیم تکونم داد گفت پاشه دیدم همه بچه ها دارن نگام میکنم میگفتم انقدر باحال کله ات یواش یواش رفته پایین :)) شانس که نداریم اخه سه دقیقه به زنگ خوابم برد
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز داشتم واسه تولدم به بكس شيريني ميدادم.
بعد اگه كسي ميپرسيد شيريني تولده؟؟؟
ميگفتم پ ن پ شيريني عروسيمه ;D
يكي از بچه هايي هم كه تازه انتقالي گرفته اومده مدرسه ما ازم پرسيد به چه مناسبت؟؟؟
منم حواسم نبود يهو گفتم شيريني عروسيمه.
دختره:چي؟؟؟؟؟؟؟ :o
من: :نه ببخشيد شيريني تولده.
دختره:ايشالا عروسيت.
من: :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز به دوستم میگم مفرح با کدوم ح است؟؟؟
میگه ح دسته دار =)) =)) =))

باز رفتم جای بوفه برگشتم دوستم رف جلو تر دیدم بوفه شلوغه برگشتم دوستمو صدا زدم.پشت سرش دوتا دومی بودن برگش گف کـــــــــــــــــــوفت!!!! =))

باز معلم پرسید آیا مغز انسان ها محدوده دوستم بلند گف نــــــــــــــــچ =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز تو كلاس مقنعم گچي شده بود.
سر فيزيك همين جوري نشسته بوديم داشتيم تمرين حل ميكرديم، يهو ديدم يكي مقنعم رو داره هي ميكشه...
از اون جايي كه پشت سريم عادت داره هي به مقنعم ور بره برگشتم با عصبانيت يه چيزي بهش بگم، يهو ديدم معلم فيزيكمون داره مقنعم رو پاك ميكنه!!!‌
آخه من نميدونم واقعا اين چه كاريه... آخه تو كه ميخواي پاك كني چرا مقنعم رو ميكشي؟!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

ها راستی امروز هفتمین نفرم از کلاسمون رفتن دوم ب(ما خودمون سوم ب ایم =)) =)) =)) =)))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتیم اسم فامیل بازی میکردیم.من گفتم با ز بنویسیم.دختر خالم گفت با چه ز ای؟گفتم با ز یه نقطه دیگه =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز معلم شیمی مون داشت میگفت که دو تا گاز خیلی سریع با هم واکنش میدن ، مثلاً ( اشاره به شوفاژِ کلاس ) ببینین متان و اکسیژن چقدر زود با هم واکنش میدن :)

هیشکی تو کلاسمون نفهمید سوتیشو... :|

فقط من تنهــــــا :| :o :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما تو سرویس بودیم معلم شیمیه از بغلمون رد شد! دومه ی سرویس گف باش کلاس داشتی؟ خیلی خوبه و اینا! گفتم آره بابا خیلی گله بدترینشون آقا بزرگیه!!
بعد یهو دومه برگش گف مامانِ اینه! بعد سومه رو نشون داد!آقا منو میگی؟؟؟ :o :o :o
بعد سومه گف چی ؟ دومه گف درباره آقا بزرگی گف! گفتم آره داشتم میگفتم بهترین معلمیه که تالا داشتیم :-" :-"

×سوتی من بود اما ایده نوشتنش از نرگس!
 
پاسخ : سوتی‌ها

مام امروز تو سرویس بودیم بعد من رفتم آخر سرویس کنار سارینا نشستم(جایی که همیشه یاسمن میشست) >)

گفتم سارینا حال میکنی یاسمن بره بمیره دیگه ها ها ها ها >) >)

ی دفه سارینا برگشت گفت همین یاسمن B-)

من برگشتم دیدم پشت سرم بود >) :o

یاسمنم: ^-^ X-(

(این یاسمنی که تو این سایته نیست ~X() ;D
 
Back
بالا