سعید الوند
کاربر فوقحرفهای

پاسخ : سوتیها
دوم دبیرستان تو مدرسه مون نمایشگاه داشتیم...
من مسئول غرفه ی ربوکاپ بودم روی پرژکتور یه بازی فوتبال(شبیه سازی دو بعدی) نشون میدادیم منم در موردش توضیح میدادم....
روز اول یا دوم نمایشگاه بود و دو سه نفر اومده بودن پیش من و من هم داشتم توضیح میدادم، یکی یه سوال پرسید برگشتم سمت کامپیوتر تا جوابو بهش نشون بدم حدود 20 ثانیه ای طول کشید و در این مدت هم داشتم به حرف زدن ادامه میدادم؛ کارم با کامپیوتر تموم شد برگشتم دیدم.......
دیدم یه چیزی حدودا به اندازه ی یه نصفه مدرسه، دختر اونجا جمع شده بود یک لحظه کپ کردم تا حالا این همه دخترو یه جا ندیده بودم و نتونستم ادامه بدم و گفتم: "خب....... همین ...دیگه.....همین بود.... سوالی ندارید بفرمایید بخش بعد.....
" وقتی رفتن دوستام اونجا از خنده ترکیدند

هنوزم دارن این جریانو برای دیگران تعریف میکنن....
دوم دبیرستان تو مدرسه مون نمایشگاه داشتیم...
من مسئول غرفه ی ربوکاپ بودم روی پرژکتور یه بازی فوتبال(شبیه سازی دو بعدی) نشون میدادیم منم در موردش توضیح میدادم....
روز اول یا دوم نمایشگاه بود و دو سه نفر اومده بودن پیش من و من هم داشتم توضیح میدادم، یکی یه سوال پرسید برگشتم سمت کامپیوتر تا جوابو بهش نشون بدم حدود 20 ثانیه ای طول کشید و در این مدت هم داشتم به حرف زدن ادامه میدادم؛ کارم با کامپیوتر تموم شد برگشتم دیدم.......
دیدم یه چیزی حدودا به اندازه ی یه نصفه مدرسه، دختر اونجا جمع شده بود یک لحظه کپ کردم تا حالا این همه دخترو یه جا ندیده بودم و نتونستم ادامه بدم و گفتم: "خب....... همین ...دیگه.....همین بود.... سوالی ندارید بفرمایید بخش بعد.....
" وقتی رفتن دوستام اونجا از خنده ترکیدند

هنوزم دارن این جریانو برای دیگران تعریف میکنن....









نه!در که قفل نیست!

