• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

نمی دونم با این حافظه چجوری یادم اومد!!! ;D

آقا بچه بودیم. بعد برنامه کودک مسابقه گذاشته بود که ما آهنگ تیتراژ یه کارتونو میذاریم، شما زنگ بزنید بگید اسمش چیه؟
منم همچین که آهنگ پخش شد، با ترس و لرز زنگ زدم:

- سلام! :-s
- سلام عزیزم بفرمایید.
- زنگ زدم که جواب مسابقه رو بدم! :-s
- بفرما...
- آهنگ "فوتبالیست ها" ست؟ :-ss
- آفرین... درسته!
- مرسی خداحافظ!!! ;D
;;) ;;) ;;)

قطع که کردم کلی خوشحال شدم که درست جواب دادم. <:-P

بعد مامانم گفت:
- چرا سریع قطع کردی؟ باید اسمتو میگفتی!!!
- خب نپرســیــــــــــد آخه!!! :( :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

+ معلم فیزیک : بچه ها من الآن یه مسئله می دم بتون ، حل می کنید میارید میدین به مـن ؛ نمره هم میزارم براتون B-)
_ من ( با تریپ بچه های ِ آماده و مشتاق ) : خـانوم 8-^ صورت ِ سوالم میگیـد ؟ 8-^
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما یه تکه کلامی تو کلاسمون هست که هرکس میگه چی ؟ یا کی ؟

در جواب بهش میگیم ایــ (E) :-"

بعد به نماینده ی کلاسمون میگیم تو این کلاس چیی ؟

میگه : ایــَم ;D


یه بار دیگه به یکی از بچه ها میگم چی میخوری ؟

میگه : ایــ میخورم ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز :

معلم : من نمونه سوال میدم براتون تاکثیر کنن.
بعضیا ترکیدن :-"
معلم : چیه چرا میخندین ؟؟ :-?? میخواستم بگم تایپ و تکثیر (!) دیگه با هم قاطی شد ;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

سال اول راهنمایی معلم هنرمون یه عالمه خرت و پرت و وسیله گفته بود بخریم ..
بعد روزی که رفتیم بخریم خیلی ترافیک بود اعصاب مامانم خورد شده بود...از قضا معلممون هم همون روز تو اون مغازه ی بود..
نو مغازه ما بش سلام دادیم مامانمون فک کرد معلممون مامان یه بچه هاس...آره دیگه وایساد به درد و دل... X_X
-تواین ترافیک مارو کشیدن اینجا این مضخرفاتو بخریم....واقعا آدم بره فحش بده به این معلم.....!کاش همشو کارکنن حالا...!
هی هرچی ما مانتوشو میکشیدیم میگفت چیه دارم حرف میزنم! ;D
X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبير اجتماعيمون خيلي محشر بود
دو جمله ميگفت بعدش به طرز وحشتناكي بعد جمله هاش ميگفت "فهميدن" ديگه آخراي سال به جاي گوش دادن به درس تعداد فهميدن گفتناشو ميشمرديم حدودا 120 تا در هر جلسه
يه بار خاطره تعريف ميكرد ميگفت يه مرده افغانيه اومده بود اسمو و فاميلش عين خودم بود بعد منم گفتم اقا شما اهل كجايين :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

sسوتی m31 رو دیدم این یادم اومد
ما دوتا دبیر زیست داشتیم تو مدرسه شدیدا از هم بدشون میومد بعد من از دبیر دومی خیلی خوشم میومد کلا زیاد تعریفشو میکردم
یه روز با مامانم بیرون بودیم دبیر زیست اولی رو دیدیم
مامانم برگشت گفت وااااااااااای که توی خونه ما کلی بحث شماست دخترم خیلی تعریفتون رو میکنه و واقعا راضیه از درس دادنتون ممنون بابت زحماتتون و ..... مامانم هی داشت میگفت
من اینجوری: X_X
هرچی مامانم رو میکشوندم ول نمیکرد ~X( ~X( ~X(
دبیره به این حالت در اومده بود ^-^ :-L
آخرش گفت من اصلا امسال دبیرشون نیستم ;D
مامانم: :-?? :-"
:)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اون روز دبیر میخواد ازمون امتحان کامپیوتر بگیره

همه جلوی سیستما نشستن

دبیرمون میگه سوالا رو یادداشت کنید فایلتون رو هم به اسم خودتون ذخیره کنید

بعد یکی از بچه ها میگه آقا براش جا هم بذاریم ؟!! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفتيم با خانواده عينك فروشي

كلي طرف رو معطل كرديم تا از يه عينك خوشمون اومده

بعد ميخوايم امتحان كنيم فروشنده ميگه:

واسه آقا زاده ميخواين؟!!

مام خودمون رو كلي كنترل كرديم كه يه پ نه پ تحويلش نديم ميگيم بله

بعد ميگه ببخشيد ولي يكم اومدين طرف زنونه ها :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

میگم حالا اگه من خیلی اینتو حرف نمیزنم معنیش این نیست که اصا سوتی نمیدما.
سوتیای من یا مسئله امنیتی-اخلاقی داره X_X............. یا خیلی خیلی سوتیه که خجالت میکشم بگم! :-[ :-ss
 
Back
بالا