ariadne
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 1,059
- امتیاز
- 5,013
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان چهار
- شهر
- تهـــــران .
پاسخ : سوتیها
معلم عربیمون گیج میزنه.جلسه دوم اومده یه دختره تازه اومده بود کلاس ما بهش گف خب اسمتو بگو گفت مثلافلانی.گفت خب حالا برو تخته رو پاک کن بیا . این رفت برگشت خانوم گف شما جدیدی؟گفت آره گفت باعصبانیت خب چرا از اول اسمتو نمیگی میخام لیست بنویسم؟ X-(
ما
.
اومد از من باب ها رو بپرسه.یه بار بلندم کرد تموم شد اینا. بعد 2دقیقه بعد دوباره اسممو صدا زد. گفت اِه ببخشید .دوباره دودقیقه بعد دوباره اسممو صدا زد حالا همه ما
-------------
چندهفته پیش ؛ ما دینی داشتیم بعد دینیه خیلی نجومی سوال میپرسه .ماهم که نخونده بودیم.هیچی صبح کل پایه توافق کردیم که بهش بگیم فقط درس 3روقراربوده بپرسه اصا 4ام درس نداده.
مازنگ سوم بودیم،بچه های دو زنگ پیش سرکارش گذاشتنو تموم شد .اومدسرکلاس ما چند نفرو بلندکرد وشروع کرددرس 3روپرسیدن.بعضیا 4ام خونده بودن بعد سوالای اونم جوای میدادن خانوم تشویق و مثبت دادن و اینا ما هم خنده...پرسشش تموم شد؛گفت خب حالا بریم سراغ درس4 یکی بلند شد گفت اِه خانوم شما که اینو درس داده بودید که... حالا معلمه X-(
گفت: حالا که اینجوریه جلسه بعد 345 امتحان.گفتیم خانوم 5 رو درس ندادید که.گفت اگه ازاین کارا نمیکردین میشد.حالا زنگ تفریح فکرکنم دختره رو کشتنش.
زنگ بعدیم که لوشون داده بودیم دیگه
معلم عربیمون گیج میزنه.جلسه دوم اومده یه دختره تازه اومده بود کلاس ما بهش گف خب اسمتو بگو گفت مثلافلانی.گفت خب حالا برو تخته رو پاک کن بیا . این رفت برگشت خانوم گف شما جدیدی؟گفت آره گفت باعصبانیت خب چرا از اول اسمتو نمیگی میخام لیست بنویسم؟ X-(
ما
.اومد از من باب ها رو بپرسه.یه بار بلندم کرد تموم شد اینا. بعد 2دقیقه بعد دوباره اسممو صدا زد. گفت اِه ببخشید .دوباره دودقیقه بعد دوباره اسممو صدا زد حالا همه ما
-------------
چندهفته پیش ؛ ما دینی داشتیم بعد دینیه خیلی نجومی سوال میپرسه .ماهم که نخونده بودیم.هیچی صبح کل پایه توافق کردیم که بهش بگیم فقط درس 3روقراربوده بپرسه اصا 4ام درس نداده.
مازنگ سوم بودیم،بچه های دو زنگ پیش سرکارش گذاشتنو تموم شد .اومدسرکلاس ما چند نفرو بلندکرد وشروع کرددرس 3روپرسیدن.بعضیا 4ام خونده بودن بعد سوالای اونم جوای میدادن خانوم تشویق و مثبت دادن و اینا ما هم خنده...پرسشش تموم شد؛گفت خب حالا بریم سراغ درس4 یکی بلند شد گفت اِه خانوم شما که اینو درس داده بودید که... حالا معلمه X-(

گفت: حالا که اینجوریه جلسه بعد 345 امتحان.گفتیم خانوم 5 رو درس ندادید که.گفت اگه ازاین کارا نمیکردین میشد.حالا زنگ تفریح فکرکنم دختره رو کشتنش.
زنگ بعدیم که لوشون داده بودیم دیگه






داش بال بال میزد ینی
یهو دیدم معلممون این شکلی شد: 



