• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس المپیاد اومدم به معلم المپیادم بگم شما باعث تضعیف روحیه ما میشیدو اینا..برگشتم گفتم شما باعث شکست روحیم میشید !! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفتم در خونه ی وحید شون بعد ایفون ورداشت میخواستم بگم "سلام وحید؟" گفتم:"سعید؟" بعد اون نفهمید چی گفتم هی میگفت بله؟ من بیرون از حرف خودم غش کرده بودم از خنده =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

همسایمون اومد در خونمون در زد
من که رفتم درو باز کنم،قبل از اینکه درو باز کنم در زدم!!!!!!!!
__________________________________________________
یه بارم یکی از بچه ها میخواست از کلاس بره بیرون در زد بعدد رفت!
__________________________________________________
یه بار داشتم بامامانم صحبت میکردم(دقیق یادم نیس درباره ی چی)،
من : 57 تاش کن تا رند شه!!!!!!!!!!!!!!
مامانم: :o :o :o :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب پسرخالم اس ام اس داده:"ولنتاینت مبارک" بعد من میخواستم بنویسم ولنتاین توهم مبارک نوشتم "ولنتاین توهم بخیر" ;D
دیشب داشتم به مامانم میگفتم می گفتم من هر شب آیت الکرسی و قل هوالله میخونم گفتم من هر شب آیت الله میخونم ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم داش درباره مهاجرتو اینا حرف میزد ، تعریفشو اینا ;D

بعد مینو (یکی از بچه های لوسو ایناا)گف:ببخشید خانم الان اینایی که واسه زلزله رفتن تو ماشین خوابیدن مهاجرت موقتی کردن؟؟( :)))

بعد یکهو کلاس ترکید معلم هم داش مثه چی میخندید ضایش کرد گف:نخیر هیچ ربطی نداره =))

واقعا خیلی بیخود بود سوتیه ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز زنگ آخر دبیر تاریخ داشت درس 12 رو میپرسید از یکی از بچه ها
دوستم میخواست بگه چنر باز و رزمناو گفت
چترباز و ناو باز ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

اونروز یکی از بچه ها داش تریف می کرد اینو:
یه مزاحم تلفنی داشتن بعد این میخواسته تهدید کنه:
میگه یه بتر دیگه زنگ بزنی شمارتو میدم ...
بعد اینجا میرسه گیر میکنه که چی بگه ;D
میگه شمارتو میدم 118 ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

راهله میخواست بگه گلبول های قرمز گفت:قلبول های گرمز
____________________________________
دبیر داشت از مژده ادبیات میپرسید.اعلام:خوب خانوم کیخسرو کی بود؟
خیکــــــــــسرو.......
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم ادبیات ما برگشته میگه "گچ بری طلا!"
 
Back
بالا