خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از MAJOOL D-J :
دیروزبرده بودنمون برای دفاعی پاگان،منم حوصله این چیزارونداشتم.زنگ اول که کلش خواب بودم،زنگ دوم یه معلم خشن اومدسرمون منم وسط کلاسش گرسنم شدبیسکوییتوکه برداشتم گفت ازکلاس من بروبیرون منم گفتم من جام راحته شمااگه میخوایدبریدبفرماییداونم دیگه هیچی نگفت :-"
زنگ بعدبازوبست کردن اسلحه داشتیم،ماام توگروهمون یه اسلحه برداشتیم،فنره کلنگدنوبرداشتموشروع کردم باش بازی کردن که یهویه میله ازش دراومدبعدفهمیدم کلایه قطعه اشوگم کردم منم یابوآب دادموگفتم ازاول اینطوری بودمعلمه ام یه اسلحه دیگه آورداماکلاش نداشت.بعدکه به همه گفت جمع کنین من و دوستم دلمون میخواس تفنگ بازی کنیم امااسلحه من بدون کلاش...
منم رفتم ازرومیزه معلمه یواشکی یدونه کلاش30تایی برداشتم،فک نمیکردم پرباشه خلاصه تاحواسش نبودکلی بادوستم بازی کردیموبه جایی رسیده بودیم که اسلحه روگذاشته بودم روسره دوستم که معلمه پریدرودستموگفت کلاش پره.خیلی حال دادنزدیک بودمغزه دوستموکتلت کنم وسط زمین ;D
خلاصه دیروزنزدیک بودازپادگان بندازنم بیرون

دقیقا تفنگتون چی نداشت ....؟ ;D
خشاب منظورتون نبوده احتمالا ....؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند روز پیش یه گدا اومده در خونمون ایفون زده خواهرم جواب داده
بعد اومد ادای بابامو در بیاره
گفت: برو ثبت احوال خانم (بحای کمیته امداد)
من: =))
گدا: :o
خواهرم: X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز:
زنگ جبر...
ما: خانمـــــــــــــ امتحان نگیرین دیگه.... [-o<
معلم عزیز: نه دیگه بچه ها همه رو بالا ی 18 رد میکنمــــــ ;)
یکی از بچه زرنگای کلاس: خانم بالای 20 بدین! ;D ;D ;D
معلم عزیز تر از جان: نه دیگه بچه ها!ببینین...بالای 20 خیلی زیاده دیگه همون 18 خوبه نه؟ :-?
ما: ;D ;D ;D ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز یکی از معاونین پرورشی اومد به یکی از بچه ها بگه از هر انگشتش یه هنر می ریزه ^-^
بهش گفت از کل انگشتاش (فقط و تنها فقط)یه هنر می ریزه =))
همین معاون صب اومد سر صف صلوات بفرسته گفت اللهم اله صلا محمد... بدبخت اول صبی زبونش نمی چرخید =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

پریروز رو پله ها وایستاده بودم بعد دوستم اومد جلوم وایستاد
ی معلمی هم قشنگ پشتش وایساد بعد جفتشون زل زده بودن به من....

یهو دوستم بیچاره کوکوسبزیشو که دوس نداشت درآوارد به من گفت میخوری؟

یهو معلمه گفت بی تربیتا و رفت.... :)) :))

من =)) =))

دوستم.... :-[ ~X( :((

معلمه :o [-(
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز زنگ جبر دو نفر از دوستان داشتن با هم به طور کاملا مخفیانه(به قول خودشون!)نامه نگاری میکردن که من کنجکاو شم ببینم چیه اونام بهم نشون ندن دور هم شاد شن! :|
یه لحظه تو برگه یه زینب دیدم! :|
من:دارین درباره ی من حرف میزنین؟ :(
دوست شماره ی یک:آرههههههه....داریم غیبتتو میکنیم خیلی حال میده...هه هه هه!!! ;D :)) ;D :)) ;D :))
دوست شماره ی دو:کی؟!!کجا؟!!!زینب؟!!! کجاش نوشته بود زینب؟!!!... :-?? :-?? :-??
من: =))
دو دوست گرام: :| :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

منو خواهرم وارد مغازه می شویم ...
خواهرم :
- آقا این شلوار سمپادیا چندن ؟؟
+ من : هان؟سمپادی؟
- خواهرم : اه نازی صب کن ببینم چی میگه ...
+ آقاهه : سمپادی یا سنبادی ؟ ;;) :-"
من : :)) :-"


× سوتی که نباید حتما خیلی خنده دار باشه دیگه :-" مهم نوشتنش هستش :-"



این قسمت آسمون به صحافی معروفه ...
_ صحافی یا سهابی ؟؟

:)) =)) :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

پارسال زنگ عربی داشتم یواشکی پسته میخوردم :-" سر کلاس بعد پوستاشو رو میز پشت جامدادیم میذاشتم...
بعد این مریم کودن جامدادی رو برداشت ما هم که تو دید 8-^

خانوم واله ::: نسترن!!! تو اون همه رو تنهایی خوردی؟؟؟
من ::: :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر امتحان داریم کتاب باز میکنیم جبرانی بود اصلا حسابم نکرد اینهه کشتیم خودمونو:
دوستم از اون ور کلاس:فرشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من: :-"!
دوستم:زهرمار یه کتاب پرت کن بیاد این ور!
من:عمرا زنگ پیش فلان چیزو کردی باهام!!! :>!نمیدم!
دوستم:.....................(فش های رنگارنگ)! ;D
من:کتابو پرت کردم خورده کله یه نفر!
معلم میگه چرا اینکارو کردی؟؟؟ X-(
منم حول شدم راستشو گفتم گفتم خانوم اخه کتابشه دیگه میخاست نگا کنه چیکار کنم!!!! :-??
دوستم:خاک تو سرت کنم بی لیاقت!!! :))
من: #-o!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم دینی مون یه سری تحقیق بهمون داده در مورد زن از دیدگاه ادیان مختلف و اینا...
"قبل کلاس دینی"
نماینده:بچه ها پاشید بریم سایت!الان میاد چیز زنامونو میخواد!!!
خودش: :-"
ما: =)) =)) =)) =))
خودش: =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو سالن داشتیم آماده میشدیم .. دوستم که همیشه کلی ژل و تافت به موهاش میزنه مقنعه شو درآورد ،
بعد اون یکی دوستم : چرا موهات انقدر چربه ؟! یک کیلو ژول زدی ؟!

دوستم : :))
ما : =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

بچه که بودم تو خونه قبلیمون یه باغ داشتیم
بعد اون جا شبا قورباغه هاش میومدن بیرون!(دقیقا نمیدونم قورباغه بودن یا وزغ)
منم میرفتم با دوتا دمپایی اونا رو میگرفتم پرت میکردم تو هوا بعد تالاپ میخوردن زمین ;D
خیلی وقتا هم لهشون میکردم B-)
بیشتر وقتا هم که خودم میترسیدم تنهایی برم بیرون وقتی مهمونامون میخواستن برن میرفتم جولوشون نمایشامو به اجرا میزاشتم X_X
اما حالا چی
از کوچکترین حشره میترسم چه برسه به له کردن قورباغه :-s
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلمه میخاست بگه از هر دو طرف می شماریم تعداد شاخه های جانبی و ...

گفت: از هر دو طرف میکنیمش!×

منو بغل دستیم: :-" 8-^ بله حتما!!


=================================
گفتم خب این برا مزومه آدم ب درد میخوره دیگه....بعد هی موندم خدایا این چرا اینجوری شد؟؟ی چیزیش هست...
بعد مامانم ی نگا کرده میگه تیزهوش اون رزومه ـَس ن مزومه!
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم شیمیمون میگه : این روضه(؟) ها تو تلویزیون نشون میدن مستنده ;D
معلم ریاضیمون اومده بگه فهمیدین چی شد؟ میگه: بچه ها فهمیدین چی شدین؟ 8-}
خودشو عمرا بهت بگم چیه(کلا هر دفعه سر دینی این جمله رو میگه نمیدونم برا چی؟ ;D)
نمیدونم درسته یا نه ولی هر کدوم از شما ها می شنوید بشنوید :)) ;D :))
خیلی زندگی زیر شاخه میشه وقتی زیر شاخه میشه درس فشار میاره(نمیدونم چرا این چند وقته همش حرفایه بی ربط می زنن معلما :) )
چراغ جادو یه شوخیه ;D
کسی که شراب می خوره فرداش که میره دستشویی از بین میره ;D ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

يه بار اولاى سال بود بعد كلاس المپ داشتيم بعد معلمه(مايه سنى مشخصه ديگه!)دوزنگ با جديت تمام داشت يه نمودار ميكشيد كه كلى ضابطه واينا 8-}(حالا ماهنوز تابع نميدونستيم چيه),
بعد ماهمه :o :-? 8-|
آخراى زنگ دوم ديگه به اميدخدااين نموداره درشرف رسم شدن بود،بعدبه ماگفت انتگرال اينو بگيريد،ما: (:|
-چى؟؟؟
-واى شما ها دوم ايد؟
-بله بله ;;)
- X-(درحالى كه گچ رو باتمام قدرتش كوبيد به تخته گفت fuk...
ما در دلمان:ميدونستيم اينقدر خوشحال ميشه زودتر ميگفتيم خو!!
کلا تا آخر کلاس این بود :-[
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ديشب تو اخبار دو تا خبر گفت كه پشت سر هم بود،يكى تج ـاوز بعد يكى هم درباره هم جن ـس...
بعدما مهمون داشتيم و اينا،بعد اين دوتاخبره دريا(خواهر كوچيكم،دوم دبستان)گفت اين دوتا كلمه هه يعنى چى؟[بلند]
بعدمامانم ميخواست آروم مثلا خرش كنه ادامه نده و اينا ،بعد بدترشد،بلندترهى ميگفت" نه بگيد يعنى چى،زهرا گفت بپرسم"
من تودلم: X_Xبميرى بچه من كى گفتم ؟

اصلا ابروريزى اى بودا!!
حالا جريان اين بود كه من ديروزش بهش گفتم هروقت معنى چيزى رو نميدونستى بپرس :-<
چقدربچه ها خنگ شدن جديدا.ضريب هوشى اصلا ...! ;D

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تو ایران اپن:
پسره:...وقتی بهش 200گرم فشار وارد کنیم,____
من:واحد فشار گرمه؟!!!
پسره:نیست؟! :-/
من:ادامه بده, ادامه بده!!
تو دلم: =))
بعد یه دفه هم گروهیش خوابوند پس کله اش<آروم ها!!>
خب پسرم آماده باش ییا ارائه ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو كانون تيچر يه فحش ب ايمگليشي گفت،بعد برسيد كي معنيشو ميدونه؟من ميدونستم
من:the same as **ck
تيچر:very gooooood
بچه ها::-o:-o:-o:-):-):-):-)
من::-l:-lببخشيد البته
 
پاسخ : سوتی‌ها

مامانم به بابام: تو چرا ما رو نمی بری باغ ارمی یه جایی ما دلمون پوسید تو خونه فقط وقتی نامزد بودیم منو بردی!
خواهرم: کاشکی موقعی که شما نامزد بودین من به دنیا میومدم
من: X_X
خواهرم: :-??
مامان و بابام ^#^ :-" :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم جبر:
بچه ها گوش بدین به درس ممکنه توی 31 نفرتون 28 نفر یاد داشته باشین درسو ولی اون 2نفره دیگه یاد ندارن ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

داداشم شربت ابلیمو برا خودش درست کرده
هیچی دیگه لیوان پر ابلیمو کرده توشم شکر ریخته بدون آب صد در صد طبیعی بدون مواد افزودنی
 
پاسخ : سوتی‌ها

زنگ ورزش سال سوم در اثر شوخی هنگام فوتبال شلوار یکی از دوستام پاره شد بعد بیچاره چون امتحان هم داشتیم و گفته بودن هر کی غایب بشه نمرش صفره نتونست بره خونه و عوض کنه و با زیر شلواری که اتفاقا از نوع کردی پاچه گشاد هم بود اومد کلاس.سر امتحان معلم فکر کرد خودش اینجوری کرده کلی نصیحت و سر زنشش کرد.زنگ بعد معلم زبان فارسی نفر دوم این آقا رو صدا کرد برای پرسش کلاسی و از کلاس بیرون کرد و اون ساعت جلوی دفتر بود.زنگ آخر هم معلم زیستمون با عصبانیت گفت این چیه پوشیدی ؟با گرفتگی صدا گفت زیر شلوار ! تا خواست توضیح بده که چی شده معلممون با عصبانیت گفت :زهرمار مگه اینجا کوچه تونه !احمق بی شعور!ما هم کلی حال کردیم
 
Back
بالا