• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

تو کلاس زیست بحث سر اعتیاد و دخانیات و بالا بودن آمار مربوطه تو ایران بود بعد من با یه لحن خیلی :-? گفتم : تو کشورها خارجی سیگار کشیدن تو اماکن عمومی ممنوعه و اگه شما تو یه رستوران سیگار بکیشید حالا هر خری هم که هستید دهنتونو یه دفعهر دیدم بچه ها ;D ومعلم :o بعد بهم گفت این چه طرز حرف زدنه من هم اصلن به روی خودم نیوردم گفتم منظورم اینه کاری به پست و مقامتون ندارن.
راستشو بخواین جیگرم حال اومد چون خیلی ازش لجم میگیره
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفتیم تو سی دی فروشی . مامانم برگشته میگه : " ببخشید آقا . سفید کوتوله و هفت برفی رو دارید ؟ "
:)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))
هرچی ما سعی میکردیم به رو خودمون نیاریم ....
یارو فروشنده مرده بود از خنده
 
پاسخ : سوتی‌ها

يه بار داشتم با دوستم يه چيزي رو توصيف مي كرديم (ناگفته نماند،لاك ناخناي طرفو!)
اومدم بگم زمخته
گفتم زِمجه(بر وزن سمج)!!!!!
هنوز نفهميدم چرا يه همچين اشتباهي كردم رابطه اي بين اين دوكلمه پيدا كردين بندرو در جريان بذاريد!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

مثه این که امروز روز لیله الرغایبه.
بعد من کلمه رو یادم نمیومد.فقط وزنش یادم بود.همه نشسته بودیم بعد من برگشتم گفتم شب وکیل الرعایا.ملت ترکیدن!!!


+
جمله بالایی رو دارین؟"روز لیله"من نمیدونم چه جوری میخوام زبان فارسی نهایی بدم!!!؟؟؟؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

نمایشگاه کتاب بود...بعد ما داشتیم کتابا رو مینگاهیدیم یه خانمی کنارمون پرسید"آقا داستان های من و بابام رو دارین؟"...
من آروم در گوش دوستم گفتم"زنیکه از سنش خجالت نمیکشه؟"...یه دفعه دیدم خانمه و آقای فروشنده بد دارم نگاهم میکنن :-"خودم سریع از اون منطقه رفتم ییرون #:-S
---------------
میگم شمام دیدین این عینک نزدیک بین هایی رو که به سمت پایین هستن تا فقط موقع نزدیک بینی استفاده بشن؟ 8-^
من از اینا ندیده بودم...یه آقاهه تو اتوبوس این به چشمش بود...بش گفتم آقا عینکتون خرابه
مرده: :))مدلشه =))...تازه الان این مده =))
من: :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

زن عموم زنگ زده بود خونمون!

بعد منم عجله داشتم که قطع کنم! :-"

گفت به مامانت سلام برسون به خالت سلام برسون به...

منم سریع گفتم:باشه به همه رسوندم ,میرسونم گوشی رو گزاشتم :))

مامانم:چیرو ررسوندی و میرسونی؟؟! ;;)

من: X_X
+++++++

اقای همسایه ما همیشه پست پنجرشونه! خونه روبرویی ما! ;D

رفته بودیم تو حیاط طبق معمول پشت پنجره بود!

دخترخالم کوچیکه! دیدش! داد زد وای مامان اقاهرو :-ss


بدبخت همسایمون به سرعت نور از اونجا دورشد!کلا برقای خونشون خاموش شد! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما یه معلم ادبیات داریم که قیافش چیزی در حد چی توز نمکیه....
بعدش هم همیشه یه کاپشن می پوشه که به هیکلش زاره...
یه روز که زنگ خورده بود و داشت از کلاس بیرون می اومد یکی دیگه از بچه ها که اونو با یکی از دوستاش اشتباه
گرفته بود (این سو تفاهم به خاطر اوم کاپشن زارش بود)یکی زد بیخ گوششو و گفت:
امیر انتر(antar)!از کلاس جیم زدی و به ما نگفتی...... =)) =)) =))
بعدش معلمه که زهرش ترکیده بود با لکنت زبون گفت : عزیزم!من امیر نیستم.... :(( :(( :(( :((
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو مهمونی بودیم بعد از شام دوستم اومده( به این حالت [-( )بهم میگه رو مرغ من مو بود . #-o
من:مو مرغ بود یا مو ادم؟؟؟ ;D
دوستم:مرغ موداره؟؟؟؟؟؟؟؟ :)) :)) :))
من :o :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز رفته بودم سر راه چند تا پرینت بگیرم ، بعد فلش ام رو انباشته کرده بودم با ویروس، رفتم بعد طرف 72 تا ویروس رو دیده داره یکی یکی پاک میکنه، بعد تو دلم داشتم بهش میخندیدم یهو دیدم هی داره یه ویروس رو Delete میکنه، گفتم آقا فقط یکی رو داری پاک میکنیا، بیا پایین اون یکی ها رو هم پاک کن. میگه نه تو نمیدونی، اونجوری سرعت کم میشه، بعد از 5 دیقه که یکی رو پاک کرد اومده پایین دیده راس میگم بعد در حالی که میخواد خرد نشه میگه آخه قبلا میکردم میشد !
 
پاسخ : سوتی‌ها

اتاقم جوری به هم ریختست که باید شنا کنی بین کتاب و جزوه ها تا به در اتاق برسی!
تو این حالت بابام اومده میگه هانیه..........
اممممممممممممممم
هیچی :|
گفتم :جونم بابا
گفت هیچی میخواسم پاسورا رو ازت بگیرم فکر کنم چند ساعتی طول بکشه پیداشون کنی..بیخیال
من تو 2 ثانیه دادم بهش
بابام :o
اینجوریه که من هر چیو یادم بره جاشو
ورقام سرجاشه B-)
 
Back
بالا