مورد داشتیم
طرف پارتیشن بندی کرده
واسه روت 10 گیگ فضا گذاشته
سی پنل و مای اس کیو ال و همه چی رو هم تو روت نصب کرده (واسه 100 تا سایت)
جالب اینجاست که یکی از سایت ها فقط دیتابیسش 15 گیگ بوده
به دلیل این سوتی بزرگ و تاریخی 100 تا مشتری پریدن و گند زدن به آبرو و اعتبار اون شرکت
روی پیراهن یکی از دوستان لغت پر معنای Freedom نوشته شده بود. دوست گرام، خنگ، چلمنگ، بی سواد و گشاد بنده با دیدن این لغت روی پیرهن طرف، خنده ای ابلهانه سر داد و گفت: « پففففففف یارو رو باش! مثلا خواسته اسمش رو رو پیرهنش بنویسه گند زد رفت! » گفتم: اسمش؟ گفت: « آره دیگه خواست بنویسه فریدون نوشت فریدوم! هیشکی هم نبود راهنماییش کنه»
کلاسمون رفته طبقه بالای کلاس قبلی....این کلاسه ویدیو پرژکتور نداره.....
من بعد از یه هفته که تو این کلاسیم میگم:ااااااااا ...بچه ها ویدیو پرژکتورمون نیس!!!!
بچه ها:
من: ...با شما هستماااااااا...نماینده کو ویدیو پرژکتور؟نمیدونی؟
بچه ها:
من:ای وای ببخشید اشتباه شد ...ما یه هفته اس کلاسمون عوض شده...
چن وخ پیش توی راهرو داشتیم با چند تا از دوستامون راه میرفتیم گفتم عه! معلم شیمیمون اومد پشتمونه من برم. بعد یکیشون متوجه نشد که پشتمونه گفت اژه ای؟ من با چشم اشاره میکردم به پشت و اونم هی میگفت اژه ای؟! منم گفتم منظورت خانم اژه ایه؟! گفت اژه ای! بعد معلمه اومد از پشت بهش سلام داد بدبخت اون لحظه میخواست آب بشه
همین پنج شنبه بعد امتحان ریزشی یکی از بچه ها همت کرد بره ببینه ماشین معلم ما چیه! شرط بسته بودن پیکانه!! دختره شروع به تعقیب کرده و دیده بعله آقای ... سوال مگان شد و این نمیدونم چی شده یه لحظه برگشته و دیده آقای .... زل زده تو چشماش و از اوووووووووون نگاهایی که آدم میخواد اون لحظه محو بشه بهش میکنه