• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

مامانم رفته خونه بابابزرگم گوشیشم کلا چن روزه آفسایده
باهاش کارداشتم از نوع واجب
بابابزرگم اینا هم تلفنو ج نمیدادن
زنگ زدم داداشم میگم خونه بابابزرگی؟گوشیو بده به مامان! گف نه حرمم
زنگیدم خواهرم گفتم گوشیو بده مامان گف منم با سعید حرمم دیگه سیریش!!! :-L
دوباره به بابام زنگیدم اونم حرم بود ~X(
چسبیدم به دیوار اساسی ;;)
یادم رف با مامانم کار داشتم :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو هندسه یه معلم داریم کلا کاری به کارمون نداره.هرچی بگیم هیچی نمیگه ;D
بعد سر کلاسش یهو معاونمون اومد تو ;D
معاون:کلاس ساعت دوم کنسل شده کلاس ساعت سوم رو ساعت دوم دارید
یه بچه ها:خانم الانم میخواید داشته باشیم داشته باشیم کار خاصی نداریم ;D :-"
ما: =)) =))
معاون:نخیر کلاس الان سر جاشه :-w
معلم هندسه :-خواب :-بیخیال ;D
دوباره سر کلاس هندسه یه بچه ها داش سوالارو حل میکرد:
فلانی:خب مساحت قسمت هاشور زده میشه 27 :>
معلم:خب بنویس اینو :|
فلانی:چیو 27 رو؟آها نوشتم(بعد نوشت 27) ;D
معلم:نه بنویس مساحت هاشور زده
فلانی:آها ;D بعد نوشت:shz (مخفف s هاشور زده)
ما: :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه وار داشتم قشنگ خودشیرینی میکردم پیش یه نفر رو مخش بودم بعد یکیم داشت چت رو میخوند و میگفنت چی بگم خوبه بعد یه جا یه متن نوشت منم قشنگ کپیش کردم گذاشتم برا طرف داشتم ایدیای نویسنده رو از اول جملات پاک میکردم حواسم نبود زدم اینتر رفت برا اولی

هیچی دیگه کلی رییختم بهم بعد از یه عالمه فک کردن گفتن اینو یکی وقتی خودم مثه تو بودم بهم گفت مننم عینا گذاشتم برا تو

بعدش یهویی یادم اومد تو اون جمله ها اسم خوودش بوده دوباره ریختم بهم و بهش گفتم که من فقط اسما رو عوض کردم تازه اگه میخوای بقیشم برات میزارم

حالا اولی : عصبانی بود عصبی ترم شد میخواست بکشتم اگه میتونست ~X( ~X( ~X(

من : :-ss :-ss :-ss :(( :(( [-o<

نفر دوم : :)) :)) =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتي معلم المپ ما:
دوتا گاو شيردهو که خوب شير ميدن باهم لقاح ميديم :دي
ما: :-غش کردن از خنده
معلم : :-ماسمالي :-خجالت
 
پاسخ : سوتی‌ها

به یکی از دوستام ( نمیگم کیه چون آبرو داره این جا ;D )میگم خواهرم داره فارغ التحصیل میشه دیگه از مشهد برمیگرده بیرجند دیگه اون وقت هی میاد رو مغزم و اینا بعد میگه حالا خواهرت از خودت کوچیکتره !!! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبیر ریاضی بدبخت مابین بین بچه هامعروفه به "عباس کوتوله"
جلسه دیدار اولیا مربیان بود.خواستیم با بابام بریم پیش عباس,
ازراه دور به دبیر ریاضی اشاره کردم و به داداش کوچولوم که کنارم بود گفتم: اگه گفتی اسمش چیه؟
گفت:چی؟
گفتم: عباس کوتوله!حالابروپایین منتظر باش تاما بیایم!
با بابام رفتیم جای عباس,بعد چند دقیقه حرف وگفت وگو وخنده,یه دفعه دیدم داداشم داره بدو بدو میاد پیش ما هی داد میزنه:
عباس کوتوله سلام ,عباس کوتوله سلام
یه لخظه نگا کردم به پشت :دیدم دوستام دارن ازخنده ر یسه میرن!
دبیر ریاضی چپ چپ به من نگا کرد,گفت :بامنه؟
گفتم:نه آقا!اینا یه راننده سرویس دارن,اسمش عباسه قدشم کوتاهه!بهش میگن عباس کوتوله!داداش منم از وقتی اونو شناخته به همه میگه عباس کوتوله,مگه نه داداش!
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سر کلاس نشسته بودیم خیلی جدی داشتیم تمرین حل می کردیم بعد معلممون اومد بشینه یهو دیدیم رفت پایین :دی
بعد دیدیم یه کارتون خالی بوده گوشه کلاس اونو گذاشته بشینه روش بعد ... =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من چقد سوتی میدم (:|
امروز صب رفتم صبونه بخورم به مامانم گفتم آبم میدی بد همینجوری
داشتم میخوردم بد چشم افتاد به شیشه اب بد کلی ناراحت شدم گفتم الان
اینو با دست بخورم؟ ~X(هرسری ازت یه چی بخوام باید بلندم کنی :(((خیلی زور داره وست غذا بلن شی (:|)
بد مامانمم با حالت تاسف گفت لیوان بغل بشقابته #-o #-o
چقد خوابم میومد :-? :-? (:| =P~
 
پاسخ : سوتی‌ها

مکالمات من با یه بجه ی کوچولوی روی اعصاب... :-"
-شما زبون آدمیزاد حالیت نمیشه؟
-نه...من آدمیزاد نیستم... :|آدمیزاد خودتی...
-پس شما چی هستی؟!
-من گاوَم... ;;)

:))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار دیر رسیدم مدرسه...رفتم اتاق معاونت نامه بگیرم،برم سر کلاس!!!
خلاصه دم در وایسادم گفتم نامه میخوام...
معاونه شروع کرد داد و بیداد!!!!
_بچه تو چرا انقدر بی نظمی!؟هر وقت دلت میخواد میای ، هر وقت دلت میخواد میری...!!!
من:منو میگه؟! :o یه بار دیر کردیما!!!اینم امروز از دنده چپ بلند شده ;D
_موهاتو بکن تو!!!مگه اومدی مهمونی!!!؟؟؟؟
من:من که موهام تو بود...اومده بیرون یعنی!؟ ;D :o
یه لحظه سکوت...من با خودم گفتم اوه اوه!!!الان بلند میشه میزنه تو سرم!!!ای خدا!!عجب غلطی کردما!!!میمردی 5 دقیقه زودتر میرسیدی؟؟؟
معاونه:خب ناهید جان!!!شما با من کاری داشتی؟!
من:جاااااااااااااااااااااااااااااااااان!؟ :)) ???
...
 
Back
بالا