من امروز سر امتحان فیزیک اینقدر حالم خوب بود جلوی اسم درس نوشتم 105 ^-^ ^-^ ^-^ (شماره کلاس )
باد گوش مرا به او برسان(امروز در مکالمه من و دوستم درباره فاصله دانشگاه کلمبیا تا استنفورد )
امروز ، اومدم دست ِ یکی از دوستان رو بگیرم ؛ اومدم یه چیزی گفته باشم ؛ گفتم : «May I؟» این فک کرد دارم با لهجه می گم « مــِــیای؟» [ فک کنم توی فارسی دری ـه این ] بعد گفت : « نه ؛ نــِــمــِـیام ». )))))
قرار بود برم یه کتابی رو از یکی از دوست های داداشم بگیرم که برام داده بود بیاره مشهد ... منم ایشون رو که چند سال ازم بزرگتر بود رو اصلا نمیشناختم ! داداشم فقط گفته بود اسمش علی ه و شماه اش رو داده بود ...
بعد زنگ زدم به همراه دوستش و گفت من خونه نیستم اما هماهنگ میکنم شما برو خونه از پدرم بگیر ...
بعد همینجوری بین راه هی داشتم این ور و اون ور تماس میگرفتم... رسیدم جای خونه اینا و زنگ که زدم و آیفن گفت بله؟ گفتم الو؟!
بعد درجا درستش کردم و خنده ام رو نگه داشتم و گفتم سلام ، علی جان گفته بودن من مزاحم شما بشم که یه کتابی رو ازتون بگیریم ...
پدرش : آها ، گفتین اسمش چیه ؟
من : علی ...
پدرش : اسم پسرم رو میدونم آقا ! اسم کتاب رو پرسیدم چیه ...
من : آهان ، آهان ... استاتیک ...
کتاب رو گرفتم و سریعا از اونجا متواری شدم ... داداشم خفه ام میکنه آبروش رو پیش دوستش و خانواده اش بردم ...
باباام گفت برو چای دم کن
منم رفتم چای دم کنم مثلا
بعدش ی بوی خیلی مزخرفی استشمام شد
تازه فهمیدم واسه چای دم کردن باید تو قوری اب جوشم بریزم فکر میکردم فقط باید چای ریخت
توی مسجدالحرام نشسته بودیم
بعد یه خانومی اومد پرسید:ببخشید خانوم قبله کدوم طرفه؟؟؟
-------------
توی هواپیما یکی آب خواست (پرواز سعودی بود)
مهمان دار آب اورد براش داش میریخت توی لیوان طرف گفت :کافیه
مهمان دار با این حالت رفت و با چای برگشت
دوباره در حال چای ریختن بود طرف گفت :کافیه
مهماندار گفت:کافی؟کافی؟؟
بنده خدا هم هی سرشو تکون میداد که آره
باز با این حالت رفت :-\ و با قهوه برگشت
مارو میگی:
مهمانداره:
امروز داشت تو اخبار می گفت پیر ترین گوریل دنیا تولد 52 سالگیش را جشن گرفت واینا!
بعد من داشتم میگفتم : آخی!نازی. بعد یهو برگشتم گفتم : اااا! بابا هم سن شماست!
بابام:
من
داداشم طبق معمول همیشه باز
آقا ما کلاس سوم راهنمایی بودیم و رییس شورا دانش آموزی.ناظممون کلی کار بهم گفت و منم یک پسری رسمی همچین
گفت حله؟
آقاچشتون روز بد نبینه اومدم بگم چشم
گفتم پشم
یعنی داشتن بچه ها از خنده می ترکیدن
خودشم گفت جاااااااااااااان؟