اولا ی سال ، زنگ ِ حرفه و فن ؛ قرار بود غذا درست کنیم .
بعد غذای انتخابی ِ ما " سالاد الویه " بود ! :د
همه داش خوب پیش میرفت که نوبت ِ ریختن ِ سس ِ مایونز توی غذا شد .
من : عـــه ! صبر کنیـــد ! اول باید بجوشونیمش !
بچـه ـا :
من : بابا ما همیشه میجوشونیمش !
بچـه ـا : ولی ما نمیجوشونیم !
من : ولی باید بجوشونیمش ـاااا !
خلاصه یه ده دقه سس مایونزه رو گرفته بودم دستم ، بعد نمیزاشتم اینا بریزن تو سالاد الویه .
اخرش یه کم تحقیق کردیم ، به این پی بردیم که من "کشک" رو با "سس مایونز" اشتبا گرفتم
امروز داشتیم ب دختر دایی عزیز کمک میدادیم! من:برا اینکه بفهمی چ رشته ای بری باید بدونی تو چ درسی استعداد داری؟!خوب حالا کدوم درس هارو بهتر می فهمی؟! دختر داییم:خب. ..اخه...راستش... من..من درسهای فهمیدنی رو بهتر می فهمم اما نمرم تو درس های خوندنی بشتره!^#^ من:جانممممم مشکلت اینه ک تو کلا مشکل روانی داری
سوتی از این بالا تر که بابابزرگ بنده برداشته تو برگه رای به جای اسم کاندید مورد نظرش اسم و فامیل خودشو نوشته...؟!
تازه به شورای شهرهم قانع نبود، تو برگه ریاست جمهوری نوشته!!!