• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

اولا ی سال ، زنگ ِ حرفه و فن ؛ قرار بود غذا درست کنیم .
بعد غذای انتخابی ِ ما " سالاد الویه " بود ! :د
همه داش خوب پیش میرفت که نوبت ِ ریختن ِ سس ِ مایونز توی غذا شد .
من : عـــه ! صبر کنیـــد ! اول باید بجوشونیمش !
بچـه ـا : :o :o
من : بابا ما همیشه میجوشونیمش !
بچـه ـا : ولی ما نمیجوشونیم ! :-?? :-??
من : ولی باید بجوشونیمش ـاااا ! :-?
خلاصه یه ده دقه سس مایونزه رو گرفته بودم دستم ، بعد نمیزاشتم اینا بریزن تو سالاد الویه . :-"
اخرش یه کم تحقیق کردیم ، به این پی بردیم که من "کشک" رو با "سس مایونز" اشتبا گرفتم :-" :-" :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

مامانم(روبه من):داری فرزین فرزاد گوش میدی؟
من: :o
بابام:نبابا،اون فرزان فرزانه!
داداشم:ن اشتباه میکنی!فرزند فرزینه!
من:امممممم....فک کنم فرزانه فرزاده! :-?
تلویزیون:در خدمت فرزاد فرزین هستیم...
خانواده: ;D
فرزاد فرزین: :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

اين سوتي خيلي قديميه

سر كلاس بوديم،دبير براي درس پرسيدن يكي اَ بچه هارو صدا زد تا بياد پاي تختهُ درس جواب بده.
اينم پاچه شلوارش رفته بود تو چكمش.بعد يكي اَ بچه ها اومد بش بگه كه درستش كنه،گفت:شلوارتو دربيار...بعد اينم در كل ازين ژانرايي كه مثن نشنيدن...بعد ديديم نفهميد،چندتا اَ بچه ها باهم گفتيم شلوارتو دربيار.ديد قضيه جدّيه گفت:چي ميگين؟شماها چتونه؟ما ئم همينطور مصمّم و كاملا جدّي ميگفتيم اي بابا،خب شلوارتو دربيار...بعد تو همين وضعيتي كه اين طفلي قرمز شده يكي اَ بچه ها عصباني شد اومد حاليش كنه گفت:اي بابا اون لعنتيو اَ تو شلوارت دربيار...اصن ي وضي :)) ... حالا اين وسط معلم داشت اينو سرتاپا بررسي ميكرد ببين دقيقا داره چ اتفاقي ميفته تا كلاسُ كنترل كنه... :))
يني بعد ازين كه فهميديم،اين كاملا پتانسيلشو داشت ي كتك كاريه اساسي راه بندازه. :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز داشتیم ب دختر دایی عزیز کمک میدادیم! من:برا اینکه بفهمی چ رشته ای بری باید بدونی تو چ درسی استعداد داری؟!خوب حالا کدوم درس هارو بهتر می فهمی؟! دختر داییم:خب. ..اخه...راستش... من..من درسهای فهمیدنی رو بهتر می فهمم اما نمرم تو درس های خوندنی بشتره!^#^ من:جانممممم مشکلت اینه ک تو کلا مشکل روانی داری:))
 
پاسخ : سوتی‌ها

"در بستنی ببند"یعنی چی که پدرم به شخص بنده میگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ~X( ~X( ~X( ~X( :-/ #-o
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی از این بالا تر که بابابزرگ بنده برداشته تو برگه رای به جای اسم کاندید مورد نظرش اسم و فامیل خودشو نوشته...؟! :))
تازه به شورای شهرهم قانع نبود، تو برگه ریاست جمهوری نوشته!!! :| ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

صدای مگس چیه ؟! حالا مهم نیس .

مگس : ویــــــز ویــــــز !

من : خیلی رو اعصابی .

مگس : ویــــز ! ویــــــز !

من : بذار بشینی رو مانیتور ، آن چنان لپ تاپ رو ببندم ، بین مانیتور و کیبورد له شی .

من در کمین ....

نشست وسط صفحه

آن چنان لپ تاپ رو محکم بستم که گفتم اگر فیل هم می بود ، له میشد

یه لحظه مکث ...

عه ! خب لپ تاپ به فنا میره !

باز کردم لپ تاپ رو ....

مگس : ویــــز !

images.jpg


مانیتور : ویــــز ویـــــز !
 
Back
بالا