• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

رفته بودیم مهمونی از در که وارد شدیم شروع کردم به سلام واحوال پرسی و دست دادن که تقریبا یه ردیف که میشد دایی و عمو و پدربزرگ وخودم و مامانم و(افراد محرم) ... دست دادم همین طور پیش میرفتم و دست میدادم که بدون اینکه سرمو بلند کنم و ببینم یارو کینه دستمو دراز کردم که دیدم دستم رو هوا موند سرمو آوردم بالا دیدم اوه اوه پسر دایی فوق مذهبی مامانمه!تو فکر چاره بودم که دیدم زنش کنارش واستاده که دستمو کج کردم سمتش حالا از شانس من زنش هم با یه دستش داشت با گوشی می حرفید و دست دیگش هم بچه بود خلاصه انقد نگه داشتم که بدبخت با اون دستی گوشی دستش بود دست داد بهم
الان با خودش میگه چه واجب بوده دست دادن ولی همه یه لبخند رو لباشون بود و به سوتی من می خندیدن!اه اه تا من باشم سرمو نندازم پایین ‏‎|‎‏:
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابام بادمجون خريده بود ، شسته بودتشون،سرخشونم كرده بود
بعد به مامانم گفت كه بياد برامون كشك و بادمجون درست كنه
مامانمم گفت خودت درست كن
يهو بابام با يه لحن طلبكار و عصباني برگش به مامانم گفت:خودم بخرم،خودم بپزم،خودمم بخورم؟؟؟ :-L
مامانمم گفت نه خودت نميخواد بخوري،ما ميخوريم =))
فك و فاميله ما داريم عاخه؟؟؟
اصن پدر من يك دريچه ي جديد رو به بشر باز كرد با اين جملش :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

کلاس سوم دبستان اومدیم نماز جماعت بخونیم که امام جماعت نیومد من شدم امام جماعت بعد اینگار که میخوام سخنرانی کنم رو به بچه ها وایسادم (به جای اینکه رو به قبله وایسم) و نماز خوندیم !!
تازه اینقدر شاکی شدم وسط نماز یکی از معلما رومو برگردوند سمت قبله!! فک میکردم نمازم باطل شده !! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز مصادف با 27 دسامبر و 6 دی!

54786303059369905473.jpg
 
پاسخ : سوتی‌ها

من بچه که بودم ق و خ نمیتونستم بگم
یه بار داییم اومد خونمون گفت نگین قندونو از تو اشپز خونه بیار
من رفتم دیدم قند توش نیست
گفتم دایی اَن تو اَندون نیست حالا با چاییت اَن نخور :)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

چهارشنبه داشتم با معاون مون صحبت می کردم :
معاون مون : هفته ی بعد کلاس بزارم براتون؟
من : نه ... هفته ی بعد همش پنج شنبه جمعه س
:-"
منظورم این بود که هفته بعد همش تعطیله
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو بوفه مدرسمون کرم کاکایو(حمزه کجاس؟؟ ;D)میفروشن بعد رفتم دمش زبونم گیر کرد گفتم خانوم ببخشید 2 تا که که کاکایو لطف کنین
زنه اینجوری بود :o
خودمم ک ماشالا شاسگل اینجوری :-??
دوستامم پهن زمین ;D

نکته:که که ی کلمه ی اصفانی کاملا اصیل است ک البته جاهای دیگم ازش استفاده میشه ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

گاهی که سریع مینویسم بعضی چیزا جابجا میشه مثلا" نفر "رو مینویسم "فنر" و.... تو کیبورد ی و س کنار همه بعد یدفه میخواستم بنویسم چی؟ (تو جمله خیلی افتضاح میشد) /ارسال میکنی.بعد دوباره میای پستتو بخونی #-o میخوای ویرایش کنی بعد نتت قطع میشه .... :|
فمیدین چی شد؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

داداشم میگه قبلا که آفت کش و از این چیزا نبوده از چی استفاده میکردن و چیکار میکردن و اینا؟

منم خیلی با اعتماد به نفس میگم با استفاده از مترسک :))

هیچی دیگه بعدش خودم فهمیدم چی گفتم :-"
 
Back
بالا