• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امتحان ترمودینامیک داشتم .. برگه سوالو گذاشتن جلوم منم با اعتماد ب نفس شروع کردم ب حل کردن سوالا ..
سوالارو یکی پس از دیگری ( :-" ) حل میکردم ! ..
وقتی تموم شد دیدم هنوز 1 ساعت ب آخر امتحان مونده ... ب خودم گفتم "دمت گرم بهزاد .. گل کاشتی .. هنوز ی ساعت از وقتت مونده همه سوالارو ج دادی .. نیگا کن ،همه تو کف موندن تو تموم کردی !!! "
بعدش با غرور و خوشحالی زیاد پاشدم برم برگمو تحویل بدم .. همین ک داشتم راه میرفتم بقیه با تعجب تمام منو نیگا میکردن !!!
رفتم برگه رو دادم داشتم میومدم بیرون ک از جلوی صندلی دوستم رد شدم ... نگا کردم ب برگش اونم همون لحظه برگشو برگردوند ... پشت برگه رو دیدم .. :| :| :| :|
2تا سوال پشت برگه بود که من ندیده بودمشون!!!! :| :| :| :|
هیچی دیگه .... نمرمم شد 12 :| :| :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

گويا اين خارجي ها استامينوفن كدئين ندارن !
به جاش وقتي سرشون درد ميگيره يه قرصي ميخورن به اسم "مالِتون" !

اين مقدمه ي سوتي بود حالا بريم سراغ خودش :-"

آقا ما يه دوست خانوادگي داريم كه دخترش يه 2 سالي از من بزرگ تره و از قضا آمريكا زندگي ميكنن .
داشتيم با هم حرف ميزديم بعد ميگفت امروز صب سرم درد ميكرد مالِتونو خوردم خوب شدم =)) =))

من داشتم از خنده منفجر مي شدم قطع كردم خنديدم بعد دوباره زنگ زدم ;D :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

خیلی بده ادم میخواد از خجالت اب بشه ولی نمیشه....!
فلشمو داده بودم به معلمم(توش تحقیقام بود) بعدش شب همون روز که میرفتم بخوابم یهو یادم افتاد هرچی کنسرت خراب و افتزاح/افتضاح با اعمال شاقه و فیلم سزارین یه بدبختی با فیلمای ومپایر دایریز توش ریخته ام و اصلا تحقیقی توش نیس!!!!!!!!!
جلسه بعد معلمه کم مونده بود منو بخوره!!!
من نمیدونم چرا این سوتیا رو جلو مردا میدم واقعا برا خودمم سواله؟؟؟!!!!!!! :)) ;D :o
 
پاسخ : سوتی‌ها

من در تماس با گیتا مهر واسه سفارشه کتاب :

من : سلام
خانم : سلام بفرمایین
من : کتابه فلان رو میخواستم
بعد خانمه اطلاعات آدرس و اینا رو گرفت و گفت : همراه؟!
من : همراه نمی خواد همون خودشو بفرستین :-" :-" :-"
خانم: تلفن همراه :-w
من : آهان ;D خب یادداشت کنین ...

بعد گذاشتن تلفن تا 2 روز داشتم آب میشدم تو دل خودم .
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفته بودیم اردو،بعد منو دوستم رفتیم ک آبمیوه بگیریم
افتضاح بود این آبمیوه هه :-"
بعد دوسم برگش گف: "چقده طعمه بو دستشویی میداد" :)))
این کی بو عه دستشویی خورده ک من نفمیدم؟؟! :))
داره کم کم مواده غذایی با رایحه و طعم هایه مختلف وارد میشه ها،حواستون باشه :-" :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

آقا دیروز منو دوستم جرعت حقیقت و اینا بازی کردیم
بعد ب دوستم گفتم باید سه دقیقه تو اتوبوس برقصی :))
بعد این میگف نامردیه و اینا :((
بعد گفتم...حاجی تو سی ثانیه برقص بعد منم بیه اشو آهنگ میزارم
این یکی دوستمم گف اگه اینکارو کنین منم دس میزنم :))
.
بعد حاجی رفتیم سه تایی سوار اتوبوس ب سمت کلاس زبان...دیدم همه دانش آموزن و اینا...بعد ب دوستم گفتم شروع کن
این دوستمم با کلی ناز و اینا شروع کرد سی ثانیه رقصید
بعد منم از این آهنگ جوادآ گذاشتم....گل پری جون. :))
بعد این دوستمم شروع کرد ب دس زدن :))
کل اتوبوس :o :o :o :o
بعد ماها :دی :دی
بعد ی هو رومو اونوری کردم ک راننده داد میزد ک چشمم ب یکی افتاد :|
ناظممون :| :| :|
آخه شانسو ببین
بعد ما سه تا : :دی :|
ناظممون :: :o :o
بعد هم اتوبوس واستاد پریدیم پایین همه :-" :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس فیزیک بودیم ، یادم نیست دقیقا اما فک کنم معلممون داشت درمورد ی چیزی حرف میزد که اونو با g‏ نشون میدن (!!!)حالا این معلمه گفت که مث واحد نیوتن که اسم طرف نیوتن بوده ،دانشمندی هم که اینو کشفیده اول اسمش g‏ هست خوب حالا کی میدونه؟ ... یکی از بچه ها با اقتدار پا شد و گفت "گیوتوووون" :| :| =)) فقط من تو کف اینم این بچه چه استدلالی داشته واسه خودش ها !
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابام میگه عینکم رو بده ،بردم دادم بهش
میگه فهیمه عینکم ، این چیه اوردی؟
نگاه کردم میبینم کنترل بردم واسش :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو سرویس یکی از دوستان داشت درباره مشاور پیش و معاون آموزشی و اینا تند تند صحبت میکرد بعد گفت خانوم فلانی ...
یکی پرسید خانوم فلانی کیه ؟

میگه معاون آمی زِشی :|

در جا اصلاح کردم منظورشون رسوندم
ولی دیگه حرفی ندارم :))
 
Back
بالا