• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از ☺AMIR7.2☻ :
اگه یادتون باشه تو سریال باغ مظفر اسم خر یارو بود"ملوس" منم یه بار زنگ زدم خونه رفیق شیشم....مامانش گوشی رو برداشت این و مامانش صداشون کپی هم بود(البته 3 سال پیش) منم گفتم چطوری ملوس؟؟؟اخه مامیشم میدونست من بهش میگم...وای چشمتون روز بد نبینه:مامانشم گفت ملوس خوابه امیر جان!!!
وای هر وقت یادم میاد.......

خوب شد گفتی
دو سال پیش بود ..بیرون بودیم خواستیم زنگ بزنیم ب یکی بیاد بریم بچرخیم ...دوستم از تلفن عمومی زنگ زد خونشون .. صدای مامانش خیلی شبیه خودشه
مامانش برداشت گفت : الو
دوستم : سلام چا..ال ...پاشو بیا بیرون...
مامانش یکم مکس کرد ...بعد گفت : حامد خوابه ... رنگ دوستم پرید سریع قط کرد .....(افتضاح ...شانس افارد تلفن عمومی بود مارو نشناخت)

------------------
سوتی های داغ امروز و دیروز :


امروز میخواستم یکی رو به دوستم نشون بدم ک لباسش سبز چمنی بود گفتم : اون مرده که سبز تنیسی پوشیده

میخواستم گوشی 5230 رو ب دوستم معرفی کنم ... خواستم شکل ظاهریشو توضیح بدم ... گفتم گوشیه ارشام رو دیدی ؟؟ اون نه

تو پارک دنبال دوستم گذاشتم ... اومد حرکت بزنه از رو سیم های دور چمن پرید پاش گیر کرد ب سیمها با کله رفت تو درخت ...کلی خندیدیم

(بازم بود ولی یادم نمیاد :( :()
 
پاسخ : سوتی‌ها

معاون سال سوم اومه بود تو کلاس صحبت کرده بود .... اومد بره بیرون در زد ...درو باز کرد رفت

این خیلی سوتی نیست ولی :
سال دوم دبیر پرورشیمون یکی از بچه های بسیج بود تپلی ...
بعد درس قوانین اجتماعی میداد همه تا جایی ک میتونستن میپیچوندن... ی بار میخواستیم بریم تو حیاط فوتبال بازی کنیم تک تک پیچوندیم تا تیم تشکیل شد توپو هم از پنجره انداخته بودیم پایین ;D ... دیگه فهمید از اون ب بعد گیر داد

حالا ی روزی دوستم گفت : آقا اجازه بریم بیرون ؟ دبیر گفت :نه
دوستم شاکی شد گفت : آقا شما چا..الید ؟؟؟ ;D :-" ..
دبیر گفت : هااان ؟؟؟
دوستم : آقا چا..الید دیگه نمیزارید ما بریم بیرون ...
دبیر یکم فکر کرد دید حق با بچه هاست گفت: بچه ها بخدا باید من اینارو درس بدم. .. گفتن درس بده اینارو ... ( سوتی بودنش اینجا بود ک چیزی نگفت به دوستم)
بعد آخر کلاس یکی دیگرو گشید برون گفت : این حرفای زشتو چرا ب من میزنید ؟؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

این سوتیه یکی از رفقاس
زنگ زده خونمون
می گه کجایی؟
می گم : بیرونم
می گه : خب کجایی؟
می گم پارک خانوادم
: می گه منم همونجام کجاشی؟
من : فلان جا
اون : وایسا اومدم

یه ربع بعد زنگ زده می گه کجایی پس
بعد بهش قضیه رو گفتم
:)) :)) :))

اینم سوتیه یکی از معلماس حال ندارم بزنم تو تاپیک سوتی معلما
البته معاون بود
به بچه ها گفته بود فتوکپی شناسنامه بیارید
پشتشم اسمتون رو بنویسید
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار معلم فیزیکمون به جای اینکه بگه سلف استیک............ گفت جوی استیک!!!!!!!!!!! ;D

یه بار یکی از معاونامون خواست بگه میبریمتون راهپیمایی بگین مرگ بر ضد ولایت فقیه قاطی کرد گفت میبریمتون بگین مرگ بر اصل ولایت فقیه!!!!!!! :)) :)) :)) :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من یه دفعه داشتم درس می دادم
بچه ها چند تا صندلی چیده بودن کنار
من همین جور که عقب عقب می رفتم و نوشته های پای تخته رو توضیح می دادم
یه دفعه گیر کردم به صندلی ها و ولو شدم رو شون
کلاس رفت رو هوا
این قدر عصبانی شدم که دلم می خواست داد و بیداد و بزارم سرشون
اما وقتی بلند شدم و قیافه ی دبیر ریاضیمون رو دیدم کلی خندم گرفت

یه دبیر زیست شناسی هم داشتیم خیلی گیر بود
من پارسال که تازه رفته بودم اصفهان بد جوری لهجه ام قاطی شده بود
داشتم سر کلاس زور می زدم که بدون لهجه و ادبی براش نطق کنم
که یه دفه وسط حرفام گفتم "یخته"(یعنی یه ذره)
 
پاسخ : سوتی‌ها

این یه جورایی سوتیه هم هست و هم نیست
معلم دینی ما اقای س 4 سال پیش براشون یه اتفاقی می افته
به این صورت که اون موقع ها ایشون با بچه ها خیلی شوخی میکردن، بچه ها هم میان یه روزی با ایشون شوخی کنن! >) >)
میخی حدود 5 سانتی رو روی صندلی ایشون قرار میدن و اقای س بدون توجه به میخ روی صندلی میشینه! >) O0 O0
بعد یهو داد بلندی میکشن و موجب پارگی ... میشن ;D
خون کل میز و صندلی معلم رو کثیف میکنه و ایشون رو به بیمارستان بالای مدرسمون میبرن!
*****
از اون ماجرا 4 سال میگذره و با این وجود ایشون همیشه موقع نشستن رو صندلی روی صندلی دست میکشن و میشینن!
+ فراموش نشه
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس فیزیک بودیم دبیر یه مسئله حل کرد یکی از بچه های گفت میشه دوباره توضیح بدین؟ خودشیرین کلاس :-& اومد توضیح بده دبیرمون گفت هـ اطلاعاتتو نگه دار زنگ تفریح استفاده کن :)) آروم گفتم هه! ر*ید بش! B-) دبیرمون اومد توضیح بده یهو زد زیر خنده گفتم بسم الله فهمید منم این مرده هم وحشی باس برم بیرون! :-" نفهمید :-ss :-" =D> O0
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار معلم فیزیکمون اومد بگه گوش کن بطور خنده داری بجای حرف "ش" ، "ز" گفت
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار سر کلاس مطالعات بودیم کلاس داشت واقعا کسل کشنده میشد .می خواستم جو کلاس رو عوض کنم
یه سوال پرسیدم که معلم نفهمید چی گفتم همه هم منتظر بودند که سوالمو تکرار کنم
من هم می فهمیدم سوالم خیلی چزت بود سریع سوال رو عوض کردم یه سوال دیگه پرسیدم
باز هم کسی نفهمید چی گفتم باز هم همه منتظر بودند تکرار کنم
این دفعه بغل دستیم فهمید که دارم الکی سوال می پرسم
در گوشم گفت چی داری میگی؟؟؟؟؟؟؟
من هم از فرصت استفاده کردم بلند گفتم ممنون اقا مشکلم حل شد
بعد از کلاس داشتیم از خنده میمردیم
 
Back
بالا