• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

;D
ديروز تو كلاس كارافريني، من ميخواستم زود بيام بيرون از كلاس، به استاد بهونه اوردم گفتم استاد سالگرد پدربزرگمونه ميخوايم بريم كار داريم B-)
استادمون يهو جوگير شد. بلند شد گفت خب بچه ها، امروز سالروز پدر شوهر آقاي بهادريه :))

بعد اومد اصلاح كنه. گفت منظورم مادرشونه :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم جغرافیا اسم این ایل ها و محل ییلاق و قشلاقشون رو باید حفظ کنید
یکی از بچه ها: آقا این شاهسون هم اسم شد
معلم( یعنی اومد تیکه بندازه): نه حالا اسم خودت خیلی قشنگه
همون دانش آموز : حالا مگه اسم خودت(خطاب به معلم) خیلی خوشکله
-----------------------------------------------------------------
معلم ریاضی این اگه ضربش کمتر از 0 باشه گشاد میشه
دانش آموز: هر چی بزرگتر باشه گشاد تر میشه دیگه ؟ و کلاس پکید
 
پاسخ : سوتی‌ها

يه بار از يه معلمي پرسيدم فلان كتاب خوبه ؟؟!!
بعد اون گفت اره كتاب خوبيه هو اينا ( اخه يه كتابو گفته بود بخريد كه من خوشم نميومد در حالي كه ميتونست اون كتابو كه من پرسيدم بگه بگه)
بخدا اصلا حواسم نبود اين معلمه كتابمو كوبيدم رو ميز با صداي بلند گفتم :::خوب تو اگه ميدوني اين خوبه برا چي ميگي من اينو بخرم
 
پاسخ : سوتی‌ها

استاد رياضيمون بنده خدا دستشو كه تا انتها بلند كنه، حداكثر ميرسه به وسط تخته ;D
امروز قبل از اينكه بياد سر كلاس، سكوهاي پاي تخته رو برداشتيم (از اين سكوچوبي هاست پايين تخته). وقتي اومد ديد، نزديك بود گريش بگيره.
اومد، گفت يكي بياد به نام خدا بنويسه ;D
بيچاره تا آخر كلاس اصلا هيچي ننوشت پاي تخته. ;D

اما حالا بخش جالبش اينجاست كه يه اتفاق تكراري افتاد كه توي دبيرستان هم افتاده بود برامون.
يكي از بچه هاتولدش بود، رفت شيريني گرفت اورد سر كلاس. براي استاد هم گذاشت روي ميز.
هي ميگفت استاد بخور استاد بخور
آخرش كه كلاس تموم شد، رفت جلو گفت استاد اگه ميخوري، بخور، اگه نميخوري بگو بندازم سطل آشغال :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

يه بار يــه برنامه داشتيم ( از معدود برنامه هايي كه همــه بروبكس متوسطه و راهنمــايي بودن ) كه مجــريش ( با اجازه ) ميناااا خــانوم بودن . ايشون داشتن اسم تك تك دبيرا رو مي آوردن و از اومدنشون تشكــر مي كردن . تا اسم يه دبيرو به اســم شوهرش صــدا زد، آخ سالن منفجــر شد ؛ آخ سالن منفجــر شد ....
يه بارم مــن به دبيــر فارسيمون با كشش و گيــرايي فوق العــاده اي ( تا ده كلاس اونورتر شنيدن ) : مــامــان ! خــانوم : جــون مــامـــان !!!! سوتي در سوتي !يك خنديديم ! ;Dآخــي
 
پاسخ : سوتی‌ها

معاون مدرسمون اومد سر کلاس گفت نماینده کلاس ،چرا این ماژیکا اینجوریه از کدوم سطل آشغالی اوردیش منم از دهنم پرید گفتم آقا از تو اتاق شما اوردن
-----------------------
معلم ورزش /ک من این اعلامیه ها رو پایین دم در حیات زدم که هرکی میخواد بره آبی بخوره یا بره دستشویی بخونه یکی از بچه ها: آقا ما همه ایزی لایفیم (easy life ) معلم:
(خنده) خب آب که میخواین من: نه آقا بچه ها آب دارن ;Dهمه (یکم صحنه داشت ببخـــــشید) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار سر زنگ زیان انگلیسی بودیم و معلم هم یه سری کار در کلاس داده بود که همینجوری حل کنیم.... من یه سوال به مشکل برخوردم و پرسیدم که "آقا سوال 9 روچه جور جواب بدیم؟"
یه صدا شنیدم که گفت:" همونطوری که سوال 8 رو جواب دادی..."

من در جواب آن صدایی که مسخرم کرده بود بلند گفتم که "هر هر هر خندیدم... مرتیکه دلقک..."

از اونجایی که اون موقع سرم پایین بود و کلاس هم شلوغ بود ، نفهمیده بودم که کی اون حرف رو بهم زده بود.... اما یهو کلاس رفت رو هوا.... میدونید چرا؟ چون اون صدایی که شنیده بودم ، صدای معلم بود....
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما هم از این اتفاقا برامون پیش میاد . یه روز داشتیم با یکی از معلمامون والیبال بازی میکردیم که یه باره توپ از دست معلمون در رفت و خورد تو صورت یکی از بچه که حواسش نبود . اینم ناخداگاه برگشت گفت : تو روت عوضی.......... . بعد از ربع فوهش دادن فهمید معلم زده !
بدبخت به چه خواری افتاد ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یادم اومد ! ;D

یه بار یمعلم داشت درس میداد ، بعد گوشیش زنگ خورد ! بعد رفت طرف کیفش که برش داره ، یهو یکی گفت ، آخیش فکر کردم گوشی منه ! ;D :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

امرووز خداا بود!
سر زنگ ریاضی معلم پای تخته بود،جلوی سوال،یکی از بچه ها گفت خانم من نفهمیدم(با حالت غر زدن) بعد اون گفت خب فلانی کجاشو نفهمیدی؟ بعد اون گفت:"اااااااه بروووو کنار!"(با داد به نظر خطاب به معلم!!) بعد کلاس رفت رو هوا رسما طرف گفت بابا با فلانی بودم(منظورش به یکی از بچه ها بود که دقیقا در راستای جایی که معلم بود نشسته بود!!) که ردیف اول بود ولی رسما سوتی ِ سال بود! معلم بیچاره لبخند ملیح زده بود ولی خیلی بد بود! ;D

یه بارم یه معلمه داشت میگفت موزه ی لوور گفت لوزه (loze ) ی وور! اونم خیلی خنده بود!
 
Back
بالا