• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امروز من داشتم قرآن میخوندم بعدش اولش گفتم من میرم بخونم هول میشم و از این شر ورا بعدش تا یه جاهاییشو خوندم (بچه ها هم کلی مسخرم کردم که شبی لالایی میخونم :)) ) منتها داشتم روون میخوندم همون موقع وسط آیه دبیرمون گفت صب کن بسه بعد منم سوتی دادم گفتم آقا صب کنین این بیت رو تموم کنم :))
پارسالم اوایل سال که با بچه ها آشنا نبودیم من و تنها باز مانده از دبستانمون توی این مدرسه کنار هم بودیم یه روز زنگ ادبیات این کرمش گرفته بود هی بند کیفمو میکشید کیفم میافتاد آخرش قاطی کردم بلند شدم ایستادم گفتم نکن دیگه مردیکه ک××ی کثافت آشغال (خیلی هم بلند گفتم) یهو کل کلاس ساکت شد!!! معلممون مونده بود چیبگه ;D
پارسالم یه بار زنگ کامپیوتر همون دوستم یعنی پرهام با یکی دیگه از ریفیقا یعنی آرشام دعواش شد سر کلاس یهو بلند شد ایستاد آرشام هم ایستاد پرهام محکم خابوند تو گوشش اصلا یه صدایی بود همه کف کردن!!!
آخرش کلی خندیدیم!
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه معلم جغرافی داشتیم راهنمایی کلا سوتی بود...همیشه می گفت برگردین صفحه بعد!و هیچوقتم به این نتیجه نرسید بگه برین صفحه بعد! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار داشتیم با بچه ها می حرفیدیم یکی از معلمامون کوتاه بود دوستم برگشت گفت بیاین ازش بپرسیم بزرگ شد می خواد چیکاره بشه یهو جلومون سبز شد!رفتن معذرت خواهی در رو براش باز کنن داره میره با ماشین بیرون نرفت!می خواست یه جا دیگه پارک کنه :)) خلاصه اون روز در مورد هر کی حرف زدیم جلومون سبز شد!1 ???
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم از لهجه ي غليظ (gheliz) اصفهاني برخوردار بودن...پس مكالمه رو با لهجه بخونيد ;D

معلم رياضي:....با رياضيات از اينجا ميتونيم در مورد خورشيد اطلاعات به دست بياريم قانون پر كاربرد E=1/2*m*c*c (اي مساوي با يه دوم ام سي دو ;D)

من:ااااه؟ اقا اجازه؟

معلم نه واسا بعد بووگو....

چند دقيقه بعد كه همه ي دستا بالارفته بود ازبابت اين شاهكار، گفت بذارين اين كه(اشاره به من)از اول دارد(dared) پر پر ميزند(mizened) بوگد(booged/beged)

من: اقا مطمئنيد ديگه اين فرمول رو‌ با فرمول ديگه اي اشتباه نگرفتين؟مثلا با يك دوم ام وي 2 (1/2M*V*v البته اونموقع هم با كنايه و لحن سركاري گفتماا :-")

معلم (بعد از كمي تفكر): والا زموني ما (zemooni ma يعني زمان ما ;D) كه اين بود....اثباتم داشت حالا بعدي زنگ بيا برات بوگم...خب ديگه وقت نداريم....بريم سراغ درس


ما ها تا ده دقيقه :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

آخ يه تيكه خيلي خفن.
سر صف بوديم يكي از بچه ها خيلي تيريپ رپري داشت(لباساش)
ناظممون اومد تو صف ديدش گفت.
با لهجه ي غيلظه غليظه تركي.:آقا مگه اينجا رپه؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

يه روز ســر يه كلاسي بوديــم خــانوم گــفت خــاطره بگيــن ، من خــواستم بگم رفــتم مغازه فروشنده پيرمرد بود و... گفتم: خــانوم رفتيــم يه مغازه اي پيــرمرد فروشي بود .... ؟!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

يارو معلمه گفت: فردا امتحان دارين...
صداي نارضايتي....
معلمه: كله گروهمون تعيينش كردن نميشه جا به جاش كنم!
من : همتون جو خوردين باهم....
يه دفعه اي ديدم همه جا ساكته همه دارن منو نيگا ميكنن.... ;D :-w....
يه ضايع بازاري بود...حالا خوبه معلمه نميدونس جو يعني چي....
 
پاسخ : سوتی‌ها

يكي از بچه ها سر امتحان شيمي گفت آقا سؤال فلان خيلي سخته نميشه حل كرد ،
يكي ديگه از بچه ها به نشانه حمايت گفت آقا درست ميگه ، سؤالش خيلي سخته !
معلم گفت حالا خوبه خودش حل كرده سؤال رو ها !!!
دوستم گفت آقا هركي سؤالو حل كرده فحش ;D
بعد معلم گفت حالا فحش چي باشه ؟ مهتابي خوبه ؟؟

واقعا نمازخونه تركيد ! :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اینی که میخوام بگم سوتی نیست اما خیلی جالبه
امروز معلم زبان فارسیمون دکتر خدایار از همه پرسش داشت سوال پنجم همه یکی بود ولی جوابا مختلف سوالم این بود که باید یه آواز بخونی!! :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

روزی روزگاری...یک روز معلم ادبیات و زبان فارسیمون دکتر موسویان اومد بگه داستان و قصه/گفت قاستان و گسه
 
Back
بالا