• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

مامانم داشت با بابام جدول خل میکرد
گفت رهبر کشتی رانی میخواستم بگم
ناخدا گفتم کدخدا :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اینو فقط به ی نفر گفتم;-)
تو حیاطه مدرسه با پری بحث میکردم میخواستم جوابه دندان شکن بش بدم با انگشته دستم
ف.ا.ک و بیلاخ قاطی شد انگشته اشارمو آوردم بالا به حالت "آقا اجازه" بعد پری هنگ و اینا دیدم تف شدم گفتم این میانگین دوتاشه=))




ی همسایه ای داریم خیلی جلفه
با مامانم داشتیم غیبتشونو میکردیم
حواسم نبود گفتم این زنیکه جن... چیزه نه جونوریه(جانور)
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر كلاس كامپيوتر بوديم كلي شلوغ ميكرديم و ميخنديديم و مسخره بازي و اينا!
خب معلمه هم نميتونست ما رو جمع كنه!:دي

گوشيش زنگ خورد رو ويبره بود اعصاب همه داشت خورد ميشد ;D

مليكا: خانوم گوشيتون داره زنگ ميخوره!جواب بدين ;D
خانوم: نه آخه سر كلاس نبايد صحبت كنيم با موبايل
مليكا: خانوم شما به اين ميگين كلاس؟ ;D
خانوم: :-L
ما: :)) ;D :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

چشتون روزه بد نبینه ;;) ;;)
معلممون داشت زیادی هار ت و پورت میکرد (:| (:| دیدم دیگه داره زیادی زر میزنه ;D ;D هرچیم بلد بودم داشت از کلم می پرید
برگشتم آروم به sogoli گفتم استاد خفه شو داریم درس گوش میدییییییییییم :-ss :-s =)) =))
بععععد طرف شنید :-" :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

با دوستم قهر کرده بودم بعد داشت باهام حرف میزد منم اعصابم خورد برگشتم بهش گفتم:
وقتی با من حرف میزنی دهنتو ببند....
:)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من تا همین چند روز پیش فکر میکردم شعر حیدر بابا شهریار برای امام علی بوده .... =)) =)) =))
نگو برای طبیعت و ... بوده ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

منم با دوستم قهر بودم تا اومد با چه تیپی گفتم:بر معلکه ی خرمگس لعنت (بر خرمگس معرکه لعنت ) بعد همه هر هر زدن زی خنده.
حالا من: :-" :-" :-" :-" :-" :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتیم درباره ی مدرسه و معلم و این جور چیزا (سر زنگ زبان فارسی) صحبت میکردیم ...
یکی از بچه ها گف تو کشورهای دیگه وقتی بگی معلمی کلی تحویلت میگیرن و همه میخوان معلم شن ولی تو ایران تا میگی معلمی همه میگن ..... :-"
معلم بیچاره : :-w :-w :-w
ما: =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

تا امروز فکر می کردم ترکیه شمال شرق ماست!!!!!!!!!!!!!!! ;D :)) :)) :)) :))
:)) امروز تو کتاب جغراقی دیدم و فهمیدم دلیل اینکه همیشه جغرافیم پایین ترین نمره ی کارناممه چیه! =D> =D> =D> =D>
 
پاسخ : سوتی‌ها


وااااااااوووو! ;D

اون روز فیزیک داشتیم...زنگ آخر بود...مام کلی خسته بودیم(آخه زنگ قبلشم فیزیک داشتیم...) (:| 8-} ساعتم که مث همیشه نمیگذشت... :-w

اصن یه وضی... :|

مائده برگش گفت خانم نمیشه مستراحت بدین؟؟!! :)) :)) :))

ما: =)) =)) =))

معلمه: :-" :-" :-"
میخواس بگه نمیشه استراحت بدین بعد کلی فک کرده بود چه جوری بگه که محترمانه باشه... ;D

سارا:مائده نمیشه تو هم خانواده پیدا نکنی؟ :-w ;D

وای...عربی داشتیم کلی تکلیف دادو تست و بعدم گفت جلسه بعد امتحان دارین! ما همه به این حالت: X-(
زنگ تفریح خورد...من با تمام توانی که داشتم فریاد کشیدم تف تو ....
نگو معلمه هنوز سرمونه....آخه مانتوش رنگ مانتو های ما بود...فک کردم یکی از بچه هاس! X_X
 
Back
بالا