• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم تلویزیون نگاه می کردم بعد پایینش زیر نویس درباره ی ازدواج و از این چیزا بود
در حال خواندن اونا می خواستم به پسر عموم (که قرار بود با هم بریم نون بخریم) گم بیا بریم نون بخریم
بعد اشتباهی گفتم بیا بریم ازدواج کنیم X_X :-"
مامانم :-?
داداشم =)) O0 =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم آبله مرغون گرفته...
بعد چن روز پیش اومد مدرسه بچه ها گفتن هنوز خوب نشدی برو دکترو و اینا...
بعد رفت دیگه...
زنگ بعدش دبیر اومد...
گفت سارا کجاس؟صبح که اومده بود؟
یکی از بچه ها گفت خانم آبله مرغون داشته رفته دکتر آگهی بیاره ;D_(منظور: گواهی پزشکی ;D)
 
پاسخ : سوتی‌ها

در راستای پست شماره 3368 ،
واسه یه مسابقه ای میخواستن جایزه بدن دعوت کرده بودن تو یه سالنی دختر و پسر و والدین و مسئولین و جمعی از اساتید در زمینه ریاضیات و معلم دیف مدرسه خودمون و ...

ما ( من و 3ggerman ) قبل از اینکه گروهمونو صدا بزنن کلی داشتیم با دقت به بقیه که میرفتن روی سن نگاه میکردیم که از کدوم ور میرن بالا از کدوم ور میان پائین که وقتی خودمون رفتیم ضایع نشیم

صدامون زدن، با کلی مشقت از بین صندلی ها رد شدیم فیلم برداری که اونجا بود به شادی یه سمتی رو نشون داد گفت بعد از اونور برین پائین شادی جلو من بود یه 5 6 نفر وایساده بودن که لوح و جایزه ها رو بدن و تبریک میگفتن شادی رسید به اون شخصی که جایزه ها دستش بود یه چیز سینی مانند دستش بود یه سری چیز توش بود شادی سینی رو گرفته بود میکشید اون شخص هم از اونور میکشید ول نمیکرد! شادی کماکان داشت سعی میکرد جایزه شو بگیره سینی رو میکشید! حضار هم قشنگ داشتن میدیدن! بعد دیگه یکی از همون افراد محترم که لوح ها رو میداد گفت " یکی شو باید بردارین!" نهایت تابلوگی! خنده مون هم گرفته بود :-"

بعد حالا این هیچی میخواستیم بیایم پائین با وجود اون همه دقت و تمرین و تذکر من از یه طرف رفتم شادی از یه طرف دیگه! فیلم بردار :-L / X-(شده بود :-"
بعد هم من چون اشتباه رفته بودم مجبور شدم برم تو یه راهرویی و گیر کردم اون تو دیگه به قسمت خواهران راه نبود!

به شدت تف شدیم ما دو تا ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو مدرسه ما کلا باب شده همه هم دیگرو ضایه میکنن ما هم عادت کردیم هر کی حرف میزنه یه چیزی بگیم حالشو بگیریم:
چند روز پیش معلم فیزیکمون یه چیز لوس گفت بعد من حواسم نبود یه دفه بلند گفتم:
پسر تو گوله ی نمکی!!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس زیست یکی از بچه ها میخواست بگه دوک تقسیم ، "ک" دوک رو یه چی دیگه تلفظ کرد بعد اصن یه چیزی گفت که... ;D
کلاس... =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

برا نماز صب پاشدم(ریا:دال) بعد آقا این چشمام داشت میرف همیونطوری یادم نیس وضو گرفتم یا نه وایسادم نماز در طول نماز چن باری خوابم برد:دال خلا۳ تموم شد اومدم برم بخوابم مهر و که برداشتم دیدم چرا این یکم نرمه آقا ولش کردم صب (الان) که پاشدم میبینم رو پاکنم که رو میز بوده نماز خوندم :دال در عجبم چجوری نفهمیدم وسط نماز

پ.ن: مزایای جا نماز:دال
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو کتاب ادبیات ما یه شعر از سنایی هس یه تیکش همچین کلمه ای داره : نهنگ جان ستان !
بعد معلم اینو تلفظ کرد جهنگ نان ستان ! :))
بعد یه نابغه ای از ته کلاس داد میزنه خانوم جهنگ و نهنگ باهم جناس ناقص اختلافی دارن ! :)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند وقت پیش بچه های فامیل خونه ی ما جمع شده بودن و بازی و تفریح و . . . بعد یک تیکه پسر عموم رفت بیرون چیزی بخره و زود بیاد ،چند دقیقه ی بعد زنگ خونه به صدا در اومد و از اونجایی که من دستم بند بود به پسر دایم گفتم در رو باز کن ،اونم خیلی که فکر میکرد پسر عمومه بدون این که آیفون رو برداره در رو باز کرد ولی دوباره صدای زن در اومد ،این دفعه برداشت گفت :بله ؟
-(صدای زنونه) خانوم علاقه بند هستن ؟
پسر دایم : توله سگ چرا صدات رو عوض کردی ؟
-همسایمون یک پیر زن 60 ساله : بله ؟؟؟؟؟؟
پسر داییم : :-"
من : =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم با مامانم بحث مي كردم كه بذاره خودم تنها برم كتابخونه و اينا،هر يه جمله اي كه مي گفتم يه مامان مياوردم آخرش!
مثلا مي گفتم:اجازه بده مامان ديگه
چي ميشه مگه مامان؟!
و.....

يهو تلفنمون زنگ زد منم گوشي برداشتم:
الو سلام مامان
چشمتون روز بد نبينه ديدم از اونور تلفن صداي يكي از هم كاراي بابام اومد كه گفت:جان؟!
حالا منو بگو همين جوري موندم دارم مثل بز به مامانم نگا مي كنم كه مامانم پريد گوشيو ازم گرفت و خودش صحبت كرد....
داداشام به اين حالت =)) =))،مرده بودن از خنده!!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

پنجم ابتدایی بودم مادر یکی از دوستام اومده بود مدرسه برای یه کاری و خود دوستم اون روز مدرسه نیومده بود از طرفی فکر می کردم مامانش از اوناس که بچه رو لوس می کنه
رفتم پیشش گفتم:
-سلام
-سلام
-ببخشید چرا بهنام نیومده؟
-مریض شده نیومده
-نیومده یا شما زورش کردین که نیاد؟
- 8-| X-( [-( :-L
- :-? :-? :-? :-? :-? :-?? X_X :-"
 
Back
بالا