• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سال اول یا دوم راهنمایی بودیم بعد یکی از دوستان گل (ممد گربه) رفته بود پای تخنه توی زنگ ریاضی بعد میخواست مجموعه بنویه اینو نوشت:
{4...1,2,3}ینی کلاس ترکید از خنده!!! :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یادش بخیر خیلی باحال بود
خود معلمم(باب اسفنجی)
یک سوتی داد
اونم توی تلفظ "یک و سه چهارم بود"
اول گفت ،بعد فهمید درستشو گفت،ولی دیگه توجه کل کلاس جلب شدو فهمیدنو خندیدن
تا یک دوره با این مسیله داشتیم
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفتیم مسافرت منم عقب نشسته بودم و مثل همیشه،جوگیر،کمربند هم بسته بودم.
میخواستم پیاده شم از ماشین همش به خواهرم میگفتم چرا ولم نمیکنی پیاده شم؟ X-( :-w
بعد چند دقیقه از خنده های بقیه متوجه شدم کمربندم رو باز نکردم ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

صبح هواتاریک بعدمن به راحتی رفتم سوارسرویس شدم رسیدیم به مدرسه همه پیاده شدیم رفتیم داخل مدرسه دیدم داره برف میاد میگم مگه برف می اومد میگه نه نسیمی بود گذشت .
سوتی اول ازدرب منزل تاسرویس متوجه برف نشدم
سوتی دوم تو سرویس همه مثل اینکه داشتن درموردبرف حرف میزدندبازم متوجه نشدم
 
پاسخ : سوتی‌ها

پسرخالم داشت بارفیکس میرفت منم واستاده بودم داشتم نگاش میکردم
یهو دختر خالم اومد شلوار پسرخامو گرفت کشید پایین(همراه با شورتش)
پسرخالم: :-[
دختر خالم: =))
من: :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

اینکه سوتی نبود!بیچاره!
منو تو سال اول راهنمایی وقتی جلوی میز معلم بودیمو زنگ بعدی ورزش داشتیمو و برا همین شلوار ورزشی داشتم مشکول یا دث انجل خودمون همینجوری کرد
نامرد اینقد حرفه ای کشید که دارو ندارمون در یک لحظه اومد پایین
من چون جلو میز معلم بودم از اون حرفه ای تر سری شلوارمو بدونه اینکه سرو صداش در بیادو حتی کسی متوجه شه کشیدم بالا و لبخندمو ادمه دادمو دوباره به معلم نگا کردم
مشکورم تا اون وقت در رفته بود
هنوز دور هم به این میخندیم
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز هر کاری کردم دیدم کیبوردم کار نمی کنه ، بعد گفتم شاید مشکلی داره کامپیوتر ! رفتم یه تاپیک اینجا زدم . دیدم کسی جواب نداد . دیه اعصابم خورد شد گفتم بزار یه بار دیگه چک کنم ! رفتم پشت کیس دیدم اصلا فیش کیبورد رو وصل نکردم به کیس !!!!!!!! ;D ;D :-" :-"
مخزن السوتی ای هستم برا خودما !!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب تمام دختر پسرلی فامیل داشتیم استوب هوایی بازی میکردیم قرار شد اسم حیوان انتخاب کنیم
بعد پسر عمم کاسکو رو انتخاب کرد قرار شد خواهرم بازیو شروع کنه گفت به نام کاکتوس بعد ماها همه :oکاکتوس دیه کیه
گفت مگه مهدی اسمش کاکتوس نی :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

الان مامانم اومد دید من سر لپ تاپم گفت: آخرشم من از دست این ملیکا دِق(؟) میکنم که درس نمیخونه.. :|
بعد تلویزیون روشن بود زنه تو فیلمه گفت: وا..
بعد مامانم فک کرد منم با عصبانیت گفت: وا نداره.. :)) =))
 
Back
بالا