ای بابا این چه حرفیه یه فلسفه کاملا سادست انسان دارای اختیار مطلق خدا هم دارای اختیار مطلق که در برابر خدا اختیار انسان تبدیل به جبر میشه ما واسه یک نقض نمیایم مطلق رو نسبی کنیم چون ما خدا رو جدا از مبحث اختیار گرفتیمبه نقل از po0ya :پس اگه اینطوره دیگه اختیار انسان مطلق نیست .
کلا با وجود خدا فکر نکنم هیچ چیز مطلقی در رابطه با انسان وجود داشته باشه . ( البته مطمین نیستم )
ا
پست بالایی منو کامل خوندی؟ اخرش نوشتم برای اختیار انسان خدا رو در نظر نگرفتن چون خدا واجب الوجود تعریف شده اختیاراتش رو نمیان جبر مطلق کنن تو فلسفه نتیجه گیری های کلی نتیجه گیری های جزیی رو احاطه میکنه بجز اختیارات واجب الوجود چون اون تکه و نادیده میگیرن تا جایی که پای خودش وسط میاد یعنی ما میگیم انسان دارای اختیار مطلق است در هر مورد ولی تا پای واجب الوجود وسط میاد اختیارتش میاد اختیار انسان رو جبر میکنهبه نقل از po0ya :خوب اگه مطلق بود که 1 چیز دیگه روش تاثیر نداشت !
ا

وقتي آدما از خدا چيزي ميخوان....يا مدت زيادي از بهش پناه ميبرن به خاطر هر چيزي ،وقتي جواب نگيرن ترجيح ميدن حالتيو انتخاب كنن كه نميخواد درو براي تو باز كنه پس راهوشونو ميگيرن ميرن
و اينگونه خدا را فراموش ميكنند.... اخم کردن و اظهار تاسف
اتفاقا خدا خیلی از دوست به ادم نزدیک تر و ادم براش عزیزتره به قول خودتون بد نمیخواد اما همونطور که گفتم خودمون جلو میریمبه نقل از po0ya :تو فکر کردی خدا دوست دخترته !
خدا خداست ، یه تعریف کاملا مطلق که اگه قبولش کنی یعنی این که قبول کردی هرگز به ضررت کاری انجام نمیده .
حالا ممکنه اون کار ( باز شدن اون در به ضررت باشه) .
ا
