• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون


بله خب!! پستم طولانیه .. مگه چیه ؟! :| :-"

_ _

پرسش 97 ؛

« در چندساله اخیر مشاهده میشود که افرادی در سطح جامعه، آشکارا علیه دین سخنرانی میکنند یا در نشریات و روزنامه های خاصی، علیه اصول مسلّم اسلام، مقاله می نویسند و متاسفانه از طرف مسئولانِ مربوط، اقدام چندانی جهت جلوگیری از فعالیت های این طیفِ شکاک، صورت نـمی گیرد.
بنظر شما؛ رواج فعالیت این افراد خطرناک نـیست ؟!

..

پاسخ :

« من هرگز از پیدایشِ افراد شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند، متاثر نـمی شوم که هیچ، از یک نظر خوشحال هم میشوم! چون میدانم پیدایش اینها سبب میشود چهره اسلام بیشتر نمایان شود.

وجود افراد شکاک و کسانی که علیه دین سخنرانی میکنند، وقتی خطرناک است که حامیانِ دین، آنقدر مُرده و بی روح باشند که در مقام جواب برنـیایند! یعنی عکس العمل نشان نـدهند.
اما اگر همین مقدار حیات و زندگی در ملت اسلام وجود داشته باشد که در مقابل ضربت دشمن، عکس العمل نشان دهد، مطمئن باشید که در نهایت به نفع اسلام ست!

همان گونه که در سی چهل سال پیش، کسروی پیدا شد، علیه شیعه بخصوص و احیانا علیه اسلام چیزها نوشت؛ یا توده ای ها آمدند و در مسائل مادی گیری حرفها زدند و به اسلام اعتراض کردند؛ و نیز افراد دیگری پیدا شدند که به نام و بهانهِ حمایت از ملیت ایرانی، علیه اسلام سخنانی گفتند ؛

اینها بدون اینکه خودشان بخواهند و قصد داشته باشند، غیرمستقیم، به اسلام خدمتی کردند که خدا میداند!! یعنی وقتی کسروی آن کتابها را نوشت، تازه دست علمای اسلام رفت روی کاغذ و مسائلی که در طول چند قرن در اثرِ اینکه اعتراض، تشکیک و ایرادی نـشده بود، پرده هایی از ابهام روی آنها را گرفته و کم کم، خرافات و اوهامی هم دربارهِ آنها پیدا شده بود، تشریح کردند.

یک دینِ زنده، ازین حرفها بیم نـدارد. یک دین زنده، آن وقتی بیم دارد که ملتش، آنقدر مُرده باشد که پاسخی نـدهد! دینی که اساسش منطق و فکر و عقل، فلسفه و حساب و مصالح است، درین جهت نگرانی نـدارد.

_ _ _

پرسش 98

« یکی از بزرگترین ضعف طرفدارانِ اصول و ارزش های اسلامی، این ست که به بهانه جلوگیری از گسترش انحرافاتِ به اصطلاح فکری در جامعه، جلوی ابراز نظر مخالفان را گرفته و گاهی آزادی های فکری را محدود میکنند. آیا شما این شیوهِ دفاع از اعتقادات را تایید می کنید ؟! »

..

پاسخ


« من به جوانان و طرفدارانِ اسلام، هشدار میدهم! خیال نـکنند راه حفظِ معتقدات اسلام، جلوگیری از ابراز عقیدهِ دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو میشود پاسداری کرد و آن هم، علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجههِ صریح و روشن با آنها !

(..) به دلیل همین آزادی ها بود که اسلام توانست باقی بماند. اگر در صدر اسلام، کسی که می آمد و می گفت من اسلام را قبول نـدارم، در جواب می گفتند بزنید و بکشید! ؛ امروز دیگر اسلامی وجود نـداشت.

اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و صراحت، با افکار مختلف مواجه شده است. در آینده هم اسلام، فقط و فقط با موجههِ صریح و شجاعانه با عقاید و افکار مختلف است که میتواند به حیاتش ادامه دهد (..) . »



+ یکصد و ده سوال از استاد مطهری (ره)

_ _ _ _



_ (..) حالا بمن بگو! ما که هنوز خاطره باز نـشده ییم، چرا دیگر همان چند کتاب تلطیف کنندهِ روح را نـمی خوانیم؟! همان حافظ و مولوی و خیامِ خودمان را ؟!


_ مگر فرصت می کنیم عزیزِ من ؟! ما حتا فرصتی برای ایستادن در صف نان و شیر را هم نـداریم!


_ می دانم ، می دانم .. اما درین معرکهِ شیر و نان ، به من بگو که جای عشق کجاست ؟!

آن جای بسیار بسیار کوچکِ بی نهایت بزرگی! که عشق میخواهد، کجاست ؟! همان جایی که اگر یک نفس خالی بماند، خاطره، شتابان و سیال، آن را پُر خواهد کرد کجاست ؟!




+ یک عاشقانهِ آرام.


.
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

فرمان 7 ماده ای
1.هر موجودی که با 2 پا راه میرود؛دشمن است.
2.هر موجودی که با 4 پا راه رفته یا بال دارد؛دوست است.
3.هیچ حیوانی نباید حیوانی دیگر را بکشد.
4.همه ی حیوانات برابر هستند.
5.هیچ حیوانی نباید لباس بپوشد.
6.هیچ حیوانی نباید روی تختخواب بخوابد.
7.هیچ حیوانی نباید الکل بنوشد.

"قلعه ی حیوانات" از " جورج اورول"
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

پوزخندی زدم و گفتم:
-عاشقی؟چرت نگو اینا همه تو فیلم و داستانه...
مثل من پوزخند زد و تو چشمام نگاه کرد:
-جدی؟
لحظه ای مکث کرد مشکوک نگاهش کردم...پوزخند مسخره ای زد و گفت:
-پس چشات فیلم قشنگی رو پخش میکنه...

اجبار اختياري،اختيار اجباري
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

«آدم‌بزرگ‌ها، خودشان به‌تنهایی چیزی نمی‌فهمند، ولی این برای بچه‌ها ملال‌آور است که مرتب به توضیح دیگران گوش دهند.»
« شازده کوچولو می‌گوید:چیزی که صحرا را زیبا میکند چاهی است که جایی پنهان کرده‌است.»
«یک‌نفر به‌تنهایی هیچ‌چیز نمی‌داند.»
آدم ها دیگر برای سر در آوردن از چیز ها وقت ندارند.همه چیز رو همین جور حاضر آماده از دکان ها می خرند!اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند،آدم ها مانده اند بی دوست.......
شازده کوچولو
((تصمیم ها تنها آغاز یک ماجرا هستند. هنگامی که آدمی تصمیم می گیرد، در حقیقت به درون جریان نیرومندی پرتاب می شود که او را به مکانی می برد که در زمانِ تصمیم گیری خوابش را هم نمی دیده است.))
(زنده هستم. وقتی دارم می خورم، به چیزی جز خوردن نمی اندیشم. اگر در حرکت باشم، فقط راه می روم. اگر ناچار شوم بجنگم، آن روز نیز مانند هر روز دیگری، برای مردن خوب است. چون نه در گذشته زندگی می کنم و نه در آینده. تنها اکنون را دارم، و اکنون است که برایم جالب است. اگر بتوانی همواره در اکنون بمانی، انسان شادی هستی. آن وقت می فهمی که در صحرا زندگی هست، که آسمان ستاره دارد، و جنگجویان می جنگند، چون این بخشی از نوع بشر است. زندگی یک جشن است، جشنی عظیم، چون همواره در همان لحظه ای است که در آن می زی ایم، و فقط در همان لحظه.)
کیمیاگر
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون


1) چند برداشت از « آوای گرسنگی » _ ژان ماری گوستاو لکلزیو

..

یک حسِ غریب، سخت، نـامتغیر اما آشنا. چون زمــســتــانــی بی پایان. حاکستری، ملال آور!

کم کم، مسائلِ روزانه، جای مهمی را اشغال میکرد.

مثلِ این بود که چشم ها به نقطهِ مشخصی بر زمین دوخته شده و به دنبال چیزی می گشتند .. شاید سکه ای، سوزنی، یا یک ته سیگار!

یک نوع طعمِ کــهـــنــگـــی و بوی دود، در خیابان ها احساس میشد!

می بایست هرچه تندتر، هرچه زودتر میرفت ..

آن دنیای جدیدی که صحبتش را میکردند، هنوز نـیامده بود ..!


http://nashenakhteha.blogs.com/photos/uncategorized/henricartierbresson3.jpg

..

با خود فکر میکرد همهِ این آدم ها، سرشان در کار خودشان ست و در لاک هایشان پنهان هستند!

این آدم ها می گشتند و آن های دیگر تظاهر به فعالیت میکردند ؛

آدم های عبوس ، هنرمندان ، انسان های سخت !!

..

در واقع هیچکسی نـگران هیچکس نـبود! شهری که در آن گم میشدی ؛

و اگر کسی را گم میکردی ، ممکن بود دیگر هرگز او را نـیابی .

..

عجیب این بود که میتوانست با وجود این _ حفره _ همچنان زندگی کند!

میتوانست برود، بیاید، از بازار خرید کند، در جلسات پیانو شرکت کند .. به دیدن دوستانش برود!

میتوانست حرف بزند و حرف بزند .. یا کمی بیشتر غذا بخورد!

حتا ممکن بود روزنامه ها را مطالعه کند _ و به مسائل سیاسی توجه کند!


اما تمامی اینها نـمیتوانست حُفره را پُر کند . رد زخم را از بین ببرد؛

و جای خالی عصارهِ وجودش را که طی این سالها از بین رفته بود، پُر کند!


.. عصاره ای که گریخته و در هوا گم شده بود ..


http://8pic.ir/images/s0jmfa9tb97bi3t8npx.jpg


_ _ _

2) باز هم ، « یک عاشقانه آرام » _ نادر ابراهیمی

..

شعار دادن و شعارها را برنامهِ کار قرار دادن، دوای تمامِ دردهای ماست !

آنها که شعار نـمی دهند، فقط به خاطر آن ست که میترسند مجبور شوند پای شعارهایشان بمانند و نسبت به شعارهای خود وظیفه مند شوند.

شعار نـمی دهند چون وحشت دارند ازینکه نـتوانند به شعارهایشان وفادار بمانند و به همین دلیل هم مسخره ی ما ، مردمِ کوچه و بازار میشوند!


هر شعارِ اخلاقی؛ یک تعهّد ست نسبت به جهان .. بزدل ها و معتادان، جرئت نـمی کنند هیچ تعهّدی را نسبت به جهان بپذیرند،

و به همین دلیل هم شعاردهندگان را موردِ بی حُرمتی قرار میدهند .. !


.
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

فکر کردن ظریف و هوشمندانه تقریبا مثل رفتن به سیرک است.منظور من از سیرک دلقک بازی یا بازی فیل ها و حیوانات دیگر نیست،بلکه سیرک افکار است...

----------------------------------------------------------------
حتی اگر کره ی زمین به اندازه ی یک دانه نخود هم بود،بازهم آفرینش اش معمای بزرگی به حساب می آمد،زیرا آن وقت هم باید از خود می پرسیدیم که این دانه نخود از کجا و چگونه به وجود آمده است.بله،یک دانه نخود هم نهایتا به دست توانای خداوند به وجود می آید.البته!باید توجه داشت که آفریدن یک دانه نخود به هیچ وجه کمتر از آفریدن منظومه شمسی نیست...

-----------------------------------------------------------------
افریل فرشته گفت:...بلندی دیگری هم در دانمارک وجود دارد که کوه آسمانی نامیده اند.البته ما در آسمان این موضوع را مبالغه ای بی خطر و کوچک می نامیم!

-----------------------------------------------------------------
...این که عیسی مانند سایر پیامبران به دنیا آمد تا به مردم بیاموزد که با یکدیگر خوب و مهربان باشند.هیچ چیز برای انسان با اهمیت تر از این موضوع نیست.حتی بحث کردن درباره فرشته ها....

راز تولد،یاستین گوردر
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

همه مان می میریم؛ این کفاره ی زندگی کردن است.




خاطرات پس از مرگ///// براس کوباس
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

{- تو اينجا چه می‌کنی؟ ميخواره گرفته و غمگين جواب داد: - می‌نوشم. شازده کوچولو از او پرسيد: - چرا می‌نوشی؟ ميخواره جواب داد: - برای فراموش کردن. شازده کوچولو که دلش به حال او سوخته بود، پرسيد:
- چه چيز را فراموش کنی؟ ميخواره که از خجلت سر به زير انداخته بود، اقرار کرد: - فراموش کنم که شرمنده‌ام.
شازده کوچولو که دلش می‌خواست کمکش کند، پرسيد: - شرمنده از چه؟ ميخواره که به يکباره مُهر سکوت بر لب زد، گفت: - شرمنده از ميخوارگی!} /همه میدونن مال کدوم کتابه/
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

« آمین ، آمین ، به شما می گویم که اگر دانه ی گندم که در زمین افتد نمیرد ، تنها ماند : اما اگر دانه بمیرد ، ثمر بسیار آرد »
برادران کارامازوف برگرفته از انجیل.
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

" تا صبح بیدار بمانیم. اما زیاد باهم حرف نمی‌زنیم. فقط کنار هم می‌نشینیم. گاهی چای درست می‌کنیم و با نان و پنیری می‌خوریم. اوضاع چنین است، قوانین جدید به این گونه‌اند. "

دختر پرتقالی - صفحه 150
 
Back
بالا