• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

خیلی کوچک بودم که نفرت را شناختم و سالها را با او گذراندم، اما وقتی زمان کوتاهی عشق به سراغم آمد، دانستم که با او میتوانم هرروز را سالی کنم. وقتی فهمیدم که قوی ترین دیوها در مقابل فرشته ظریفی که آدمیزاده باشدچقدر حقیرند. دانستم که زمان را انسان میسازد. من خودم آنرا ساختم.

خانوم - مسعود بهنود
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

خدواند در ملکوت نشسته است و به آنان که به او اعتقاد ندارند می خندد
راز فال ورق
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

به نقل از Special girl :
خدواند در ملکوت نشسته است و به آنان که به او اعتقاد ندارند می خندد
راز فال ورق
به خدا سلام برسون و بگو ازش ممنونم که بهش اعتقاد ندارم.
-زندگینامه لوئیس بونوئل-
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

کتاب را قاپیدم وبازش کردم.
میخواستم بویش کنم.
لعنت بر شیطان.میخواسام ماچش کنم
آره،ماچش کنم.
درسته من کتاب بوسم.
شاید یکجور انحراف باشد،شاید هم یک کار احساساتی وخیلی هوشمندانه.
اما من و لبهایم در نیمه های راه خشک مان زد وقتی دیدیم روی تویی جلد کتاب نوشته شده:
این کتاب متعلق است به اگنس ادامز
خب حالا لابد از خودتان میپرسید :« اگنس ادامز کیه؟» بگذارید بهتان بگویم .اگنس ادمز مادر من است .مادر من!آره معنیش این است که من به کتاب هندسه ای زل زده بودم که دست کم سی سال بزرگتر از خودم بود.
باورم نمیشد
چه قدر وحشتناک است؟
مدرسه ام وقبیله م آن قدر فقیر وفلک زده بودند که من میبایست همان کتاب نکبتی را بخوانم که پدر ومادرم خوانده اند.توی دنیا غم انگیز تر از این پیدا نمیکنی
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

اگر کارها خوب پیش نمی رود فقط ۲ توضیح ممکن است:
یاطاقتت به معرض امتحان گذاشته شده یا در راهت باید تغییر ایجاد کنی.

مکتوب - پائولو کوئیلو
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

خانواده‌های خوشبخت همگی شبیه هم‎اند ولی خانواده‎های بدبخت هرکدام تیره‌بختی‌های خاصِّ خود را دارند.

لئوتولستوی - آناکارنینا.
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

«ماریا! در طول شب؟ چرا اغراق می‌کنی؟...در طول چهل‌وپنج دقیقه!...اگر زمان درآوردن لباس، نوازش‌های دروغین، گفتگو‌های بیهوده و دوباره پوشیدن لباس را از این مدت کم کنیم، تنها یازده دقیقه باقی می‌ماند».

یازده دقیقه! دنیا براساس پدیده‌ای می‌گردد که تنها یازده دقیقه طول می‌کشد.


eleven minutes/paulo coelho

یازده دقیقه/پایولو کوییلو
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

عده‌ای یک عمر می‌خوانند ولی هرگز از متن فراتر نمی‌روند. آن‌ها به صفحه می‌چسبند و نمی‌دانند که کلمات، هم‌چون سنگ‌هایِ بسترِ رود‌خانه برایِ رفتن به آن طرفِ رودخانه هستند. برایِ ما مهم رفتن به آن طرفِ رودخانه است.
×××
وقتی می‌گوییم "مارتا از اتاق خارج می‌شود و در حالی‌که به طرفِ بسترش می‌رود تا بخوابد، فکر می‌کند"، این تنها یک جمله است که وقوعِ عملی را بیان می‌کند. ولی همین جمله می‌تواند همه‌یِ عشق انسانی را که در یک لحظه در قلبِ آدمی جای می‌گیرد، شامل شود. لازم است اضافه کنیم که در موردِ عشق و احساس، هر چه فصاحت و بلاغت بیشتر باشد، حقیقت کم‌تر به چشم می‌خورد.
×××
با خودمان می‌گوییم عادت می‌کنیم و با صراحتِ زیادی این جمله را تکرار می‌کنیم. آن چیزی که هیچ‌کس نمی‌پرسد این است که :" به چه قیمتی عادت می کنیم؟"

دخمه، ژوزه ساراماگو
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

و یک مجسمه کوچک کائوچویی بود که محصولی را تبلیغ می کرد. هیکل بزرگی داشت با پاهایی کوتاه و یک دماغ سبز مهیب که تا سر نافش می رسید. اگنس مجسم کرد که کسی این پیکره را زنده کند: وقتی این مجسمه صاحب روح بشود اگر کسی دماغ کائوچویی سبزش را بپیچاند درد شدیدی احساس خواهد کرد . به احتمال بسیار زیاد به سرعت یاد خواهد گرفت که از مردم بترسد زیرا همه می خواهند با دماغش بازی کنند! و زندگی اش به صورت ترس و رنجی دائمی در خواهد آمد.
آیا مجسمه برای خالقش احترامی مقدس قائل خواهد شد؟! آیا به خاطر زندگی اش از او تشکر خواهد کرد؟! آیا در برابرش دعا خواهد خواند؟!
یک روز کسی در مقابل او آینه ای خواهد گرفت و او از آن پس دلش می خواهد با پوشاندن صورت خود با دست هایش آن را از مردم پنهان کند چرا که به شدت خجالت می کشد؛ اما نمی تواند صورتش را بپوشاند؛ زیرا خالقش دست ها را متحرک نکرده!!!!!!

جاودانگی /میلان کوندرا
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون


من خواب عشقی را میبینم که بیش از اشتیاق دو انسان برای تصاحب یکدیگر است.

وقتی نیچه گریست/اروین یالوم
 
Back
بالا