• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

بیشتر مردم به ترس‌ها و حماقت‌های‌شان زنجیر شده‌اند و جرئت ندارند بی‌طرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگی‌شان چیست.
بیشتر آدم‌ها همین‌طور زندگی‌شان را بی‌هیچ رضایتی ادامه می‌دهند،بدون آن‌که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه‌ی نارضایتی‌شان کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی‌شان ایجاد کنند،سرآخر می‌میرند...!

برادران سیسترز
پاتریک دوویت
 
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت. باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد.


عقاید یک دلقک (Ansichten Eines Clowns)
هاینریش بل(Heinrich Böll)
 
یک بار که موریل داشت هفت فرمان مزرعه حیوانات را برای خودش می خواند،متوجه شد فرمان پنجم با آنچه حیوانات به خاطر سپرده اند فرق دارد. آنها فرمان را اشتباه حفظ کرده بودند. حیوانات فکر می کردند پنجمین فرمان می گوید (هیچ حیوانی نباید مشروب بنوشد) اما ظاهراً چند کلمه را فراموش کرده بودند: (هیچ حیوانی نباید بیش از اندازه مشروب بنوشد)!



مزرعه حیوانات-جرج اورول
 
هیچ‌کس حاضر نیست حرفی در این مورد بشنود. هیچ‌کس نمی‌خواهد تو از ترست برایش حرف بزنی، یا از دردت، یا این‌که چه‌قدر می‌ترسی عفونتی پیش بیاید و بمیری. هیچ‌کس نمی‌خواهد بداند چه‌قدر بد است که دیگر نمی‌توانی با زنی بخوابی، نمی‌توانی غذایی که با دست‌های خودت پختی، بخوری، هیچ‌وقت نمی‌توانی بچه‌ی خودت را بغل کنی. هیچ‌کس نمی‌خواهد بداند وقتی توی این صندلی چرخدار هستم گاهی دچار ترس از فضای بسته می‌شوم. وقتی فکرش را می‌کنم که یک روز دیگر را باید توی این لعنتی سر کنم، فقط دلم می‌خواهد عین دیوانه‌ها فریاد بکشم.

جوجو مویز
(من پیش از تو – صفحه ۳۶۱)
***

چرا باید بگذاری یک اشتباه کلِ زندگی‌ات را تغییر بدهد.

جوجو مویز
( پس از تو – صفحه ۳۷۸)


×ترکیب شد×
 
آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد:
همیشه که صبر کردن، بخشیدن، ماندن و تحمل کردن
به این معنا نیست که همه چیز درست می شود
لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری
باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ
وقتی میمانی و می بخشی
فکر می کنند رفتن را بلد نیستی
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ
ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...
ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ

گریز دلپذیر
آنا گاوالدا
 
بیشعورها قابلیت شگفت انگیزی برای دیدن تنها یک وجه از هرمساله ای را دارند. همان وجهی که منافع آن ها را تامین می کند!

بیشعوری
خاویر کرمنت
 
روزی میرسد که نسبت به همه چیز بی تفاوت می‌شوی.
نه از بدگویی‌های دیگران می‌رنجی و نه دلخوش به حرف‌های عاشقانه‌ی اطرافت؛ به آن روز می‌گویند: "پیری" .
آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد. این دیگر به چگونه تا کردن زندگی با انسان‌ها بستگی دارد!

سفر به خیر آقای رییس جمهور
گابریل گارسیا مارکز
 
وقتی نیچه گریست
«اطاعت از دیگران، ساده‌تر از فرمان‌برداری از خود است؟ »

موضوع کتاب وقتی نیچه گریست:
این کتاب داستان خیالی از روابط بین فریدریش نیچه فیلسوف و یوزف بروئر یکی از بنیان‌گذاران علم روانشناسی است. نیچه و بروئر در دوره یکدیگر زندگی و کار می‌کردند، اگر چه هیچ شواهدی از ملاقات آن‌ها وجود ندارد، ولی اروین یالوم از این دو شخصیت برجسته کتابی منحصر به فرد نوشته است.

در کتاب، نیچه و بروئر نه تنها یکدیگر را ملاقات می‌کنند، بلکه جلسات شدید ذهنی نیز بین آن‌ها شکل می‌گیرد. این جلسات را بروئر ترتیب می‌دهد تا از این طریق با استفاده روش «گفتگو درمانی» که به تازگی کشف کرده است به درمان سردردهای شدید میگرنی نیچه بپردازد.

در ابتدا بروئر نیچه جوان را نمی‌شناخت، ولی او توسط زنی به نام «لوسالومه» که عشق فاجعه آمیزی با نیچه داشت، با فیلسوف آلمانی آشنا می‌شود. سالومه برای ترس از خودکشی نیچه به بروئر التماس می‌کند تا او را درمان کند. بروئر موافقت می‌کند، زیرا او به خوبی درباره ترس عشق و تنش‌های بعد از آن آگاهی دارد.

بروئر مدام تلاش می‌کند تا نیچه را به جلسات معاینه پزشکی خود بکشاند، ولی نیچه هرگونه تلاش او را برای ایجاد مکالمات شخصی نمی‌پذیرد. بروئر درک می‌کند که او با شخصی بسیار باهوش و خوددار طرف است و به راحتی نمی‌تواند وارد روح و روانش شود. در نهایت هر دو به توافق می‌رسند که بروئر تنها علائم فیزیکی نیچه را بررسی کند.

داستان کتاب بسیار روان و مجذوب کننده است و خواننده را در هزارتوی اندیشه نیچه می‌برد و درصدد آن است که شناختی هر چند مختصر از زندگی او به دست آورد. نویسنده کتاب اروین یالوم که خود نیز روانشناس است، در نگارش کتاب از بسیاری اطلاعات واقعی، از جمله نامه‌ها و خاطرات نیچه در داستان پردازی استفاده کرده است. او کتاب را در سال 1992 منتشر و آن را به یکی بهترین کتاب‌های روانشناسی تبدیل کرد.
 
آیا بیشعوری یک مرض است
پاسخ من به این سوال یک بله قاطع و بلند است
بیشعوری مرض وقاحت و سواستفاده از دیگران است آدم بیشعور نمی‌تواند به دیگران گیر ندهد و با لجبازی و غرور و بی مسئولیتی کاری گند به باور دیگران نزند انگار اگر دست از اشکال گیری بردارد و یا دیگران را تحقیر نکند جانش درمی‌آید و بدتر از همه خودش را محقق میداند
بیشعوری خاویر کرمنت
 
هیچی سخت تر از این نیست که منطقی فکر کنی وقتی احساساتت دارن خفت می کنن...

همیشه شوهر
داستایفسکی
 
.....آن شب با آرامش خوابیدم احساس سرخوشی می کردم . نمی دانستم که دارم عادی ترین و دردناک ترین اشتباهی را که تمام زنان در طول تاریخ مرتکب می شوند من هم تکرار می کنم . با بی تجربگی خامی و سادگی بچگانه فکر می کردم که زنان با عشقشان نسبت به مردان می توانند مردی را که عاشقشان هستند تغییر دهند ...

کیمیا_ملت عشق
 
بالاخره همه یک روزی می میرند! و صدسال که بگذرد، دیگر هیچ کس درباره ی این که دیگران که بودند و چطور مردند سوال نمی کند، پس بهتر است همان طور که دلت می خواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری!
#گریه_ی_آرام
#کنزابورو_اوئه
 
‍ بهت یک نصیحت می‌کنم؛ شایدم یک وصیّت!
«آن چیست؟»
«روزشماری مکن! حتّی اگر فکر می‌ کنی در مهلکه افتاده ‌ای روزشماری مکن! حالا هم لحظه‌ شماری مکن!
شب نمی‌تواند تمام نشود. طبیعت شب آن است که برود رو به صبح. نمی‌تواند یک‌جا بماند. مجبور است بگذرد. اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظه‌ها کنی، خودت گذر لحظه‌ها را سنگین و سنگین‌تر می‌کنی؛ بگذار شب هم راه خودش را برود.»
#طریق_بسمل_شدن
#محمود_دولت_‌آبادی
 
کسی گفت : کم خوردن بهتر از هیچی نخوردنه.
دیگری گفت : میترسم مثل اون اسبی بشیم که خوردن رو از یاد برد و مرد.
بقیه لبخند زدند.
و یکی از آنها گفت : زیادم بد نیست که اسبی وقت مردن ندونه در حال جون کندنه!

کوری
ژوزه ساراماگو
 
برای عشق همیشه جا هست، حتی اگه به اندازه شکاف لای در باشه.

پری دریایی، صفحه ۲۹۴
کایرا کاس
نشر باژ
 
آخرین ویرایش:
بعضی چیزها را نه می شود دور ریخت و از شرشان خلاص شد
نه می‌شود نگه داشت و با خاطراتی که زنده می‌کنندکنار آمد...!

درختم دلشوره دارد
فریده خرمی
 
تیموفی : به نظر من فرستادن یک مامور ویژه به داخل بدن یک تمساح برای تحقیق درباره ی این حیوان عمل بیهوده ایست.چون در مقررات پیش بینی نشده است.
و تازه ، چه نوع تحقیق ویژه ای را انجام دهد.

سمیون : مطالعه عملی طبیعت حیوانات زنده از نزدیک!
این روز ها علوم طبیعی خیلی مورد توجه است.
مثلا درباره هضم غذا یا صرفا جمع آوری حقایق!

تیموفی : منظورتان از حقایق ، آمار است؟

سمیون : خب من در این موضوع زیاد وارد نیستم.راستش را بخواهید از فلسفه سردر نمی آورم.

تیموفی: میگویید جمع آوری حقایق ، اما ما انباسته از حقایقی هستیم که وجود دارد و نمیدانیم با آنها چه کنیم.
علاوه بر این آمار یک خطر به شمار می رود!

سمیون: از چه نظر؟

تیموفی:آمار خطر دارد.
به علاوه شما باور میکنید که او حقایق را گزارش کند؟
در حالی که مثل یک کنده درخت ، دروغ بگوید.
آیا یک نفر میتواند وظایف رسمی خود را با دروغ گفتن مثل یک کنده درخت انجام دهد؟


در کام تمساح
فیودور داستایوفسکی
 
‍ من‌درآوردی بود، چقدر هم من‌در‌آوردی!
مثلا می‌گویند نیکلای چائوشسکو دچار سوءهاضمه بوده است. بنابراین، به قول درباریان، «تصمیمات صبح» او به قولی ملایم‌تر از تصميمات عصر یا شبش بودند.
همچنین می‌دانیم (یا دست کم بین مردم چنین شایع بوده ) که هر وقت لازم بود چائوشسکو پیش از یک تصمیم مهم قدری «آرام» شود، به آشپزش دستور می‌دادند کمی مُلیّن در غذای ارباب بریزد.
اگر فکرش را بکنی که گاه سرنوشت یک آدم به وضع دستگاه گوارش چائوشسکو بستگی داشت، آن وقت می‌بینی که خدمتکارها واقعا نقش مهمی در تاریخ ما داشته‌اند!
راهنمای بازدید از موزه کمونیسم
اسلاونکا دراکولیچ
 
بیشعورها قابلیت شگفت انگیزی برای دیدن تنها یک وجه از هرمساله ای را دارند. همان وجهی که منافع آن ها را تامین می کند!

بیشعوری
خاویر کرمنت



جمله اش خیلی قلنبه سلنبه بود هیچی نفهمیدیم:D:D:D:D:D:D
 
Back
بالا