پاسخ : قسمـتهای جالـب از کتـابهای موردعلاقـهتون
جولیا:همچین حرف می زنی که انگار واقعا از من بالاتری؟
جین:خوب هستم.مگر ندیدی؟من توانستم تو رو کنتس کنم ولی تو نتوانستی مرا کنت کنی.
جولیا:من دختر یک کنت هستم،چیزی که تو به خواب هم نمی توانی ببینی.
جین:درست است..ولی من می توانستم پدر چند تا کنت باشم...به شرطی که...
جولیا:ولی تو دزدی،من نیستم.
جین:بدتر از دزد هم هست.خیلی خیلی بدتر از آن هم هست.وانگهی ،من تو یک خانه کار می کنم، پس می توانم خودم را جزئی از اهل خانه،یا تقریبا یکی از بچه های آن خانه بدانم. اگر یکی از بچه ها رفت چند حبه انگور از درخت پربار خانه کند،تو نمی توانی اسمش را بگذاری دزد.....
دوشیزه جولیا
یوهان اگوست استریندبرگ