• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

من چه مشکلی دارم؟! [پزشکی]

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع 4245
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
برم دکتر چ بگم؟
همینجوری انگ ترنس بودن بهم میزنن چ برسه بخام به خانواده بگم همجنسگرا هم شدم
خب مسئله همینه
شما وقتی خودتون از اول اینقدر جدی گرفتید که هیچی نشده تلقین می‌کنید همجنس‌گرایید و البته انقدر هم تقبیحش می‌کنید طبیعتا بقیه هم احساس خوشی نخواهند داشت
اگه پیش‌زمینه های ترنس بودن هم توی خودتون حس می‌کنید حتما به یه روانپزشک مراجعه کنید چون ممکنه قضیه تراجنسیتی و این چیزا پیش بیاد که هر چی بگذره سخت تر میشه برای خودتون
با خانواده به نحوی مطرح کنید که متوجه بشن عواطفتون با جنسیتتون خیلی سازگار نیست (اگه واقعا همینطوره) و فقط میخواید مطمئن بشید
مطمئنا خیلی بهتر از اینه که سرکوبش کنید
 
بازم میگم در درجه اول اصلا جوگیر نشید! علاقه زیاد به دوست و رابطه نزدیک باهاش تو سنی که هستید خیلی نرماله! چرا الکی میخواید بگید همجنسگرایید؟
عمده این مسائل معمولا با چندتا داروی هورمونی ساده درست میشن!
+مخالف همجنسگرایی نیستم. ولی وقتی جو اینقدر خفه هست و درستم نمیشه، و میشه این میل رو از بین برد، زیاد عاقلانه نیست که "باهاش کنار بیاید"! یه روانپزشک یا متخصص غدد برید اگه دیدید زیاد جدیه.
++بازم میگم زیاد جوگیر نشید :/ نسبتا نرماله این وضعیتتون و بعدِ یه مدت اوکی میشه.
+++خجالت چیه بابا یه کم rebel باشید دیدید خانواده زیادی سخت گیره خودتون برید :-"
++++ و بازم میگم نرماله زیاد جدی نگیرید :-":))
 
بابا من کی گفتم همجنسگرام گفتم این علائمو دارم آیا امکانش هس یا ن
 
میشه خواهش کنم وقتی اطلاعات ندارید الکی مزخرف نگید؟
نه اصلا ربطی نداره. لذت جنسی از رابطه با حتی یه حیوون هم ممکنه کسب شه! هیچ ربطی به تمایل جنسی به الاغ نداره!
 
هی! خیلی عادیه دختر!اصلا نگران نباش بهت قول میدم کمتر از ۱ ماه از سرت میوفته اصلا خودتو نگران نکن و لازم نیست دکترم بری|:
من چن وقته خیلی ب یکی از دوستام علاقه مند شدم ب نظرتون همجنس گراییه یا چیز دیگس چیکار کنم الان؟
 
یه سوال این تاپیک مربوط به مساعل روانی هم میشه؟
 
آره فک کنم
 
خیلی از مسائل روانی ریشه جسمانی دارن.
مثلا خیلی از اختلالات رفتاری به مشکلات هورمونی مربوطن که با تجویز دارو اصلاح میشن.
 
من تقریبا از وقتی یادم میاد یه مدت خیلی الکی شاد بودم. یه مدت خیلی افسرده می شدم. راهنمایی که رفتم کلاس هشتم نهم بیشتر شدش و بعد دهم که رفتم بازم بیشتر شد. اولش حس می کردم که دلیل افسردگیم تنهایی هستش. الان خیلی اذیت میشم و نه تنها احساس تنهایی می کنم احساس می کنم زندگی برام بی معنی هست و دوست دارم بمیرم.

الان اینا به خاطر اینه که من واقعا بدبختم یا اینکه مشکل روانیه و من گمان می کنم؟
 
اینکه الکی شادی ی مدت بعد الکی غمگین اختلال دوقطبی هس
 
الان فقط افسرده ای یا شادم هستی
مثلن وقتی شاد بودی چیکارا میکردی یا وقتیایی ک افسرده بودی؟
 
الان خیلی کمتر شاد میشم. ولی وقتی الکی شاد بودم مثل بچه هایی بودم که انرژی خیلی زیادی دارن و می خوان تخلیه کنن هی از این بر حیاط میرم اون بر(حیاط مدرسه). خیلی بقیه رو هم اذیت می کنم این موقع ها و پر حرف میشم.
وقتی افسرده ام دوست ندارم هیچکاری کنم و فک می کنم به خودم و وضعیت خودم و بعضی وقتام گریه ام میگیره ولی خوب سعی می کنم گریه نکنم و جلوی بقیه اصلا نشون نمی دم که افسرده هستم و سعی می کنم بخندم.
 
یه روانشناس خیلی بهتر میتونه کمک کنه.
+خیلی کلی میگم. چرا دکتر نمیرید؟ :-"
نمی دونم ولی دوست ندارم از نزدیکام کسی بدونه وضعم رو پول هم ندارم که برم پیش روان شناس. نمی خوام به خانواده بگم میرم پیش روان شناس.
 
چهار پنج سال میشه که دارم توی رویا زندگی می کنم:-s.
 
من وقتی از تخت بلند میشم یهو،بعضی وقتا سرم گیج میره،یه کوچولو هم درد میگیره...

و انگشتای دستام و پاهام خیلی زود یخ میکنن...
 
منم همینطور کم خونیه
 
Back
بالا