• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

واژه هاي عجيب فارسي شده!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Adulterer
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

به نظر شما فرهنگستان ادب و هنر فارسی تا چه حدی موفق بوده

  • موفق بوده اما در خنداندن ما با واژه های مسخره اش

    رای‌ها: 51 42.9%
  • موفق بوده

    رای‌ها: 10 8.4%
  • اصلا موفق نبوده

    رای‌ها: 19 16.0%
  • تا حدودی

    رای‌ها: 39 32.8%

  • رای‌دهندگان
    119
  • Poll closed .
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

به نقل از Athena :
اين نهايت منطق شما رو ميرسونه
جوري حرف نزنيد كه فكر كنم هنوز استفاده از اينترنت رو بلد نيستيد
ميتونيد بريد و سرچ كنيد
اگر هم قانع نشديد براي من منبع بياريد
اين هم يك منبع ديگه:
http://forum.hammihan.com/thread9188.html
خیلی جالبه که شما به نوشته هایی در یک فروم میگید "منبع" :-?
 
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

به نقل از علیرضا! :
جلسه بشه نشست اونوقت مجلس چی میشه؟اگه قرار باشه همینجوری واسه هر لغت عربی یک کلمه فارسی درست کنید نمیشه..از مصدر نشتن واسه مجلس چی میخواین بگین؟

حتی میشه گفت عربی باعث گسترش زبان فارسی شده ...

گسترش در بعضی جاها رو که خودمم گفتم!! اما نـمیدونم ربطش چی بود این حرف شما !!

..

شما اصلا به تفاوت دو واژه «جلسه» و «مجلس» در زبان فارسی توجه کردین ؟! => جلسه، بمعنای جمع شدن عده ای هست، از مصدر جلس بمعنای نـشستن .. پس نشست براش مناسب هست.

اما مجلس، در خودِ عربی نام مکان بر وزن مفعِل هستش. => «نـشست» که در فارسی هرگز بمعنای نامِ مکان نـیست، برای این واژه استفاده نـمیشه و مشکلی پیش نـمیاد.

اما اینکه برای مجلس چی میشه به کار برد، اهل فن باید بگن .. اما برای مثال میشه از وند های اشتقاقیِ زبان فارسی که برای مکان بکار میرن مانند «گاه» و «کده» بهره برد.

پ.ن: «سرا» هم بد نـیست، البته دیدم جایی نوشتهِ پسوندِ مکان، اما بنظرم نادرسته! چون «سرا» خودش معنای مستقل داره = سرای (خانه و مکان!) => ترکیب هاش مرکب هستن نه مشتق.

.

پ.ن2 : نیاز به درست کردن نـیست همیشه! گاهی نیازه به واژه های پیشین خودِ فارسی برگردیم .. واژه هایی مثل «خِرَد» ؛ «جان» ؛ «روان» برای معادل های عربی شون!

.
 
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

همم...منظورم این نبود که نشست کلمه مناسبی واسه جلسه نیست!
 
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

به نقل از علیرضا! :
همم...منظورم این نبود که نشست کلمه مناسبی واسه جلسه نیست!

بهرحال خواستم بگم توانایی های آشکار و حتا نهان (که توجه نمیشه بهش گاهی!) در زبان فارسی خیلی بالاست و مشکلی برای واژه سازی معادل نـیست .. مگر واژه هایی که واقعا موجب غنی تر شدن زبان فارسی شدن و حذفشون از سر تعصبِ افراطی باشه ؛ که این درست نـیست.

:)

..

یکی میگفت بارِ کشتی در ژاپن تخیلیه نـمیشه، مگر اینکه براش نام ژاپنی انتخاب بشه!! دروغ یا راست، مفهوم جالبی داره!

حتا عربها وقتی از فارسی یا لاتین وام گرفتن در واژه هاشون، اونارو تغییر دادن تا شبیه عربی شه! پس کار نـشد نـداره.

مثالهاش زیاده .

الکسری = خسرو

النموذج = نمونه (نمونگ)

الساذج (ساده لوح!) = ساده (سادگ)

و ..

!!


.
 
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

اینم نمیشه که واسه هر کلمه خارجی(عربی یا ترکی یا انگلیسی) وارد شده در زبان فارسی معادل بسازی
 
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

زین پس به جای واژه غریبه nutella بگوییم : مربای شکلاتی بامداد!

این تصویب خودم بود! :)) ;D
 
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

.
 
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

راجب این بحثی که در مورد ریشه ی کروات انجام شده بودش:

باید بگم به روشنی معلوم نیس اما تا حدی حرف Why so serious? درست بودش و البته استفاده نکردنشون از منابع معتبر غلط

راجب ریشه ی فرانسوی این واژه کیان ن. درست گفته بودند منتها یه واژه ی وارداتی به خود زبان فرانسس :
کراوات برای نخستین بار در سال ۱۶۶۰ از سوی نیروهای کروات (کرواسی امروز) که در خدمت ارتش فرانسه بودند استفاده شد. به تدریج "کروات مآبی" (a la cravatte) در میان اشراف فرانسه رایج شد منبع

در مورد اینکه کروات به قوم کرووات مربوطه درست هستش منتها در مورد ادامش دقیقا مشخص نیست چون خاستگاه مردم کرووات در اساس کاملن مشخص نیست و براساس گمانه زنیست هرچی راجبش میگن؛ یکی از این گمانه ها مربوط بودنشون به ایران هستش:

خاستگاه نخستین آنها پیش از کوچ بزرگ اسلاوها آشکار نیست. برپایه نگره‌ای که بیشتر پذیرفته‌است در سده هفتم پس از زایش قبیله‌های کروات از شمال کوه‌های کارپاتین و خاور رود ویستولا به خاور رشته‌کوه آلپ دیناری کوچیدند. کروات‌های سفید در بالای آدریاتیک شاهزاده‌نشین دالماتیا را پایه‌ریختند و زیرگروهی از اینان به نام کروات‌های سرخ شاهزاده‌نشین‌های کرواسی سرخ را پدیدآوردند.
نگره دیگری نیز در میان می‌باشد که تبار کروات‌ها را به ایرانیان (به ویژه آلان‌ها) می‌پیوندد. این نگره بیشتر بر پایه نام کروات‌هاست. در دو سنگنبشته کهن به زبان و خط یونانی —که در بندر تانائیس در دریای آزوف در کنار شبه‌جزیره کریمه (نزدیک دریای سیاه) یافت‌شده و اکنون در موزه سن‌پترزبورگ در روسیه نگاه داشته می‌شوند— با نام Horouathos برخورد شده که این نام را پاره‌ای ریخت کهن نام کنونی کروات‌ها می‌دانند.
ویکی

برهمین اساس یک پژوهش گر تاریخی گمانه ای در مورد ریشه ی ایرانی کراوات داره:

نوئل مالکوم، پژوهش گر بریتانیایی، نیز در کتاب خود به نام "تاریخچه مختصر بوسنی" بر این باور است که کراوات نخستین بار از ایران در زمان ساسانیان به اروپا رفت. این ایرانیان پیروان مانی بودند و برای اینکه از دیگران متمایز نشان داده شوند از پارچه‌ای در جلوی پیراهن خود استفاده می‌کردند ولی در تاریخ معاصر توسط کرواسی‌ها به فرانسه برده شد و به دلیل تفاوت‌های زبانی، نام آن به کراوات تبدیل شد و به وسیله همسابه فرانسه یعنی انگلستان بیش تر مورد توجه قرارگرفت و به دنیا معرفی شد.. ویکی بخش منابع شماره ی 7.8.9
 
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

حالا اینارُ:
مثلث متساوی الاضلاع: سه برِ سه بر برابر
مثلث متساوی الساقین: سه برِ دو بر برابر
 
پاسخ : واژه هاي عجيب فارسي شده!

معادل فارسی تاپ = عرق نگیر (لباسی که نمی‌تواند عرق زیر بغل را بگیرد) :-"

معادل فارسی تی شرت = عرق گیر (لباسی که می‌تواند عرق زیر بغل را بگیرد) :-"

چ باحال :-"...من یه عالمه عرق گیر و عرق نگیر دارم :-" :))
 
Back
بالا