• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات شیرین از کلاس درس

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Sarina_ahm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

وااای ما با تخته هوشمند یه یار نرم افزار active inspire رو هایدش کردیم...معلمه میخواست بنویسه دید نرم افزاره نیس...رفت دنبال مسئول سایت نیم ساعت طول کشید ...هیشکی نیومد بعدشم زنگ خورد ما کلی حال کردیم ;D
 
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

سر زنگ زیست بود که جناب پشت سریمون یه فندک اتمی رو منفجر کرد و ...
 
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

اول راهنمایی که بودم معلم پروشی مونو خر کردم رفتیم حیاط درس بخونیم که منو بالای درخت توت پیدا کردن تا اخرشم حریفمون نشد بیارم پایین اخرشم معلممون اومد باهامون توت خورد ولی نمره انظباتم رو کم کرد :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w :-w
 
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

ی روزاتفاقی یکی ازبچه هاگوشی اورده بودمدرسه وازبدشانسیش سرامتحان زنگ خوردهمه فهمیدن ولی هیچ کس برنگشت همه ب کارخودادامه دادن ک خانم گفت من خودم فهمیدم کی بودگفتیم خانم چی؟کی بود؟گفت همونی ک قرمز شده نگاکردبهش همه برگشتیم دیدم دوستم لپالش شدن قرمزمایل ب بنفش ;D(عکس وعمل اودرمواقع خجالت کشیدن واسترس)
 
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

یه بار من تو مدرسه از یکی از دوستام دلخور شده بودم ......
زنگ دین و زندگی که رسید منو معلممون به درس صدا کرد من بهش گفتم من حالم خوب نیس ولی گفت بیا...
منم رفتم
همین که خواستم آیه های قرآنی رو بخونم صدای گریم رف هوا و........
وای چه شد..........!!!
وسط کلاس دستمو گزاشتم رو صورتم و با سرعت رفتم سالن و در رو رو معلم کوبیدم...
آبروم رف نمی تونستم تو صورت معلممون نگا کنم ......
بعدشم بلاخره تو سالن که رفتم دوستم اومد دلداریم داد....
 
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

امسال بده عید معلم عربیمون اومد سرکلاس منو با چن نفردیگه بلن کرد گف تکلیفاتونو بیارید هیشکی ننوشته بود بد یکی یکی بچه هارو بلن کرد که بپرسه همه باپرویی گفتن نخوندیم اونم عصبانی شد بند و بساتشو جم کرد رفت و گفت برید دنبال یه معلمه دیگه باشید جاتون خالی یه لحظه خیال کردم خوشبخت ترین ادم دنیام ولی حیف به لطف چای شیرینای کلاس دیری نپایید که سایه ظلم و ستم بر ما پرده افکند :-L :-L :-L
 
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

آخری روز مدرسه وقتی سوم راهنمایی بودیم
با کلی التماس معلم کامپیوترمونو راضی کردیم که فیلم ببینیم
یکی از بچه ها فیلم ترسناک اوورده بود
رای گیری کردیم قرار شد اونو ببینیم
معلم گفت اگه کسی جیغ بکشه خاموش میکنم :-$
خلاصه فیلم شروع شد نمیدونم اینو از کجا گیر اوورده بود خیلی وحشتناک بود منم اولن بارم بود که فیلم ترسناک میدیدم(و آخرین بار)خیلی سعی کردم جلو خودمو بگیرم ولی نشد جیغ کشیدم پشت سرمم بچه های دیگه. :(((هنوزم وقتی یادم میاد از ترس خوابم نمیبره)خاموش کرد چون بیکار بودیم راضیش کردیم عکسای عروسیشو نشونمون بده(تازه ازدواج کرده بو) و تا آخر زن داشتیم عکساشو میدیدیم
 
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

من امسال یه روزدرمیون کلاس میرفتم امابازم اون چندروزی که میرفتم بعضی وقتاش خیلی خوب بود.
مثلاکلاسای ادبیات معلممون عشق بود.آخرای کلاس که وقت اضافه میاوردیم خلاقیتی یه کاری میکردیم مثلاچندجلسش یه بچه هابرامون آوازخوند.چندجلسش برامون داستان خوندن یابازی کردیم یابحثای باحال میکردیم یامیرفتیم توسایت.درکل عالی بود
 
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

وای چ روزگاری داشتیم چندسال پیش آخرای سال بیکاربودیم نیمکت توی سالنوگذاشتیم توی کلاس باتلویزیون بعدبامعلمامینشستیم فیلم نگامیکردیم
 
پاسخ : خاطرات شیرین از کلاس درس

راهنمایی ک بودیم یه معلم قرآن داشتیم خیلی سرش بازی در می آوردیم هر جلسه که می خواست بپرسه می گف امروز می خوام همه را بپرسم نه که اسم من اول دفتر بود از من می پرسید بعد بچه ها کلاسا بهم می ریختند دیگه نمی تونست بقیه را بپرسه بعد هر جلسه فقط از من می پرسید وقص علی هذا(همین که عادل فردوسی پور می گه) تا آخر سال فقط از من پرسیده بود
 
Back
بالا