• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بهترین یا بدترین خوابی که دیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mahshid_f
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    خواب

روزی چند ساعت میخوابی؟؟

  • +10

    رای‌ها: 14 10.9%
  • 8-10

    رای‌ها: 37 28.9%
  • 6-8

    رای‌ها: 59 46.1%
  • -6

    رای‌ها: 18 14.1%

  • رای‌دهندگان
    128
پاسخ : بهترین یا بدترین خوابی که دیدید

بدترین خوابی که دیدم خواب رتبم بود که دیدم شدن 209 هزار و با تپش قلب از جا پریدم و تنها چیزی که نجاتم داد این بود که امسال تو رشته ریاضی 150 هزار نفر شرکت کردن و نمیتونی بشی 209 هزار
 
پاسخ : بهترین یا بدترین خوابی که دیدید

بهترین خوابی که دیدم،خواب پرواز بود.خواب دیدم سوار این هواپیما تک نفره‌ها شدم و بالای یه ساحل خیلی خوشگل پرواز می‌کردم.حسم بعد این خواب فوق‌العاده بود. :‌)))
بدترین خوابی هم که چندین بار دیدم مربوط به مرگ اعضای خونواده ـم بود.
 
پاسخ : بهترین یا بدترین خوابی که دیدید

چقدر خوابای وحشتناک میبینن دوستان
من بدترین خوابم سقوط آزاد بوده
بهترین خوابم هم مربوط میشه به دوران کودکی که خواب دیدم رفتیم بازدید از بهشت مثلا درا باز شده بریم دور بزنیم و اینا .. ..
 
من در دوران طفولیت بسی اسکل تشریف داشتم و طبیعتا خوابام هم اسکلانه بودن :|
تنها باری که از ترس از خواب پریدم این بود که "خواب دیدم تو محیط کتاب جنگلم و شیرخان بهم دستور میده تا آخر عمر براش کار کنم.بعد من جیغ زدم و بیدار شدم :|)
بهترین خوابم هم تا حالا برنامه ی فیتیله بوده و بقیه خوابام یادم نمیمونه :|
منِ اسکل :))
 
بدترینم یه عالمه حلزون بدون صدف بهم حمله کردن
بهترینم که گروه اکسو و دوستام اومدن خونمون
 
بهترین خوابم، خواب یه سیاره کوچولو بود که با دوستام توی ده دقیقه یه دور، دورش میچرخیدیم؛ و پر از رنگ بود 8-> یه سری از فرمولای فیزیک هم روی سطحش نوشته شده بود که باید حل میشدن. واقعا نمیدونم چطور مغزم تونست چنین تصویر فانتزی رو بسازه!
بدترینش هم خواب یه جاده بود. یه جاده ای که اولش انقدر تاریک بود که هیچ چیزی دیده نمیشد. کم کم نور ماه و ستاره سطحشو روشن کرد. توی خواب باید اون مسیرو میرفتم. اونقدر توی مسیر حس خستگی و ترسم عمیق بود که کامل حس میکردم شیره جونم از بدنم بیرون کشیده میشه و روی جاده میمونه! خیلی حس بد و عجیبی بعد خواب داشتم.
 
آخرین ویرایش:
بدترین خوابی که دیدم این بود که چند تا پلیس اومده بودن خونمون بعد داشتن به ما تیراندازی میکردن...بعد که اومدن به داداشم تیر بزنن من خودمو انداختم جلوش اخر خودم تیر خوردم..
 
آخرین ویرایش:
من کلا خواب بد زیاد میبینم جدیدترینش همین دیشب بود که خواب دیدم یه قاتل افتاده دنبالم میخواد منو بکشه
بهترین خوابم اینه که یه بار خواب دیدم رفتم یه جایی اینقدددد خوشگل بود پر بوداز این درختای بید مجنون بعد از درختا که رد میشدی یه محوطه دایره شکل‌ بود که چندتا پله میخورد میرسید به یه حوض تازه بارونم میبارید خیلی دوس داشتم واقعی بود اونجا
 
بدترین خوابی که دیدم این بود که بابام فوت کرده بود(خدا نکنه خدا .هیچ وقت اون روزو نیاره)
از خواب که پریدم دنبال بابام گشتم آخه خوابم خیلی واقعی و با جزئیات بود بابامو که دیدم خوابیده خیالم راحت شد که یهو بابام نگران بیدار شد گف «نمیتونی بخوابی؟چی شده؟بیا بغل من بخواب»
وقتی سرمو گذاشتم رو قلبشو تپشاشو شنیدم آروم گریه کردم
بابام هیچ وقت نفهمید من اونشب چم بود و چقدر تو بغلش تا صبح گریه کردم و نفساشو شمردم
ولی بعد اون شب فهمیدم که اگه نباشه حتی توی خوابم دنیام دیگه رنگی نداره برا همون یه بار که خواب بود صدای نفساشو ضبط کردم که برای همییییییییییییییشه داشته باشمش نفساش بهترین آهنگ دنیاس که یه عالمه آرامش و امنیت رو به دلم روونه می کنه
میدونم که نوشتم بیشتر شبیه خاطره شد خیلی شرمنده آخه حتی با نوشتنشم احساساتی شدم و دیگه نوشتم از دستم در رف
 
بدترین خوابی که دیدم این بود که یه گله گرگ خیلی یهویی اومدن خونمون و سعی داشتن که ما رو بخورن....خیلی بد بود!...خیلی بزرگ و زشت بودن....

بهترین خوابم این بود که کسی که خیلی وقت بود ندیده بودمش رو دیدم....پدر بزرگم که فوت شده!...وقتی دیدمش خیلی خوشحال بود و میخندید....میگفت که خیلی دوستم داره...از همه نوه هاش بیشتر....خیلی دلم براش تنگ شده بود....خیلی دلم میخواد دوباره ببینمش!
 
Back
بالا