• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بهترین یا بدترین خوابی که دیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mahshid_f
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    خواب

روزی چند ساعت میخوابی؟؟

  • +10

    رای‌ها: 14 10.9%
  • 8-10

    رای‌ها: 37 28.9%
  • 6-8

    رای‌ها: 59 46.1%
  • -6

    رای‌ها: 18 14.1%

  • رای‌دهندگان
    128
پاسخ : خواب

من بچه بودم بعد 3 سالم بود .
بعد شب خواب دیدم پلنگ صورتی و تام و جری و چن تا ازاینا اومدن خونمون بعد ته اتاقم یه پنجره ی کشویی بود بعد اینا پنجره رو واکردن کع بیان تو منم جیغ زدم از خواب بلند شدم و اثرش تا یه ماه روم بود!از ترس شبا میلرزیدم!
 
پاسخ : خواب

توجه داشته باشین که هرکش ممکنه هر شب یه خواب ببینه ولی هر خوابی ارزش تعریف کردن توی تاپیک رو نداره :-"دقت کنین بهترین ها و بدترین ها...مرسی >:D<

+

یکی از قشنگترین خوابایی که توی عمرم دیدم و هیچوخت یادم نمیره وقتی بود که 7 سالم بود خواب دیدم که دوتابال دارم با یه عالمه مداد رنگی...

بعد هی ابرارو رنگ میکردم که بارون رنگی بباره 8-^شبیهه برنامه کودکه خرسهای مهربان بود اصن ;;)

پ.ن:این با اون مدادرنگی 1000 تایی یه فرق داره...بچه که بودم عاشق مدادرنگی بودم 8-^هی خوابشو میدیدم اصن ;D
 
پاسخ : خواب

یه دوست چینی دارم دیشب خواب دیدم اومده ایران :-" بعد هر دختری می دید میرفت باهاش دست میداد :-" بهش گفتم اینجا نمیشه همین جوری با همه دست بدی :-" قدّش خیلی کوتاه بود به شونه ی منم نمی رسید !
...
 
پاسخ : خواب

من که کلا هر شب خوب میبینم...اونم وابای عجیب غریب.

یه بار خواب دیدم که دوستم نمیتونه حرف بزنه مام واسش یه عالمه دعا کردیم ولی خوب نشد که نشد... :-<

یه بار دیگه ـم خواب دیدم یه جای عجیب غریبم که توش یه زن مُرده :-s...بعد این زنه روحش کلا سر گردون بود ...هی میرفت هی میومد :-ss

یه بارم خواب دیدم یه عده افتادن دنبالم میخوان منو بکشن خیلی ترسیدم ولی بعد فهمیدم خوابم دیگه نترسیدم...تازه آخرشم منو کشتن! :))
مثل مغولا بودن!!!

همین چن شب پیشم خواب دیدم که من با همه ی بچه های کلاسمون رفتیم یه جایی،مثل یه کوهستان بود،بعد الناز اومد بره یه جایی مام دنبالش رفتیمو یه غار پیدا کردم :P

خیلی جالب بود!!!ینی از شدت هیجان ضربان قلبمو میشنیدم...اصن یه وضی!l

یه دفعه ی دیگه خواب دیدم که مارو اردو بردن اروپا!!! :))خیلی کیف داد...

کلا ذهن پر مشغله ای دارم من :D
 
پاسخ : خواب

بدترین خوابم:
یه بار سال چهارم ابتدایی خواب دیدم که تو کلاس درس ، تمام همکلاسیهام همون همکلاسی های واقعیم بودن به جز بغل دستیم که خودم اینو احساس نمی کردم.
این بغل دستی ما خیلی با من صمیمی شده بود و پس از یه ماجراهایی پی بردیم که آقا شیطونه >)
بعد از دستش در رفتم و طی یک تقعییب و گریز هایی به خونمون رسیدم و قرآن رو بغل کردم ،
ملتفت شدم که دیگه بهم کاری نداره و از خواب بیدار شدم.
یادمه از خواب که بیدار شدم از ترس به خودم می لرزیدم. ( خوب قبول کنید که من خیلی کوچیک بودم.)



بهترین خوابی هم که دیدم ، شب به امامت رسیدن امام زمان بود که خواب ایشون رو به همراه پدر بزرگوارشون دیدم که ناخدای کشتی بودن که تمام افراد سوار کشتی شده بودند.
چهره ی حضرت مهدی مثل خورشید بود ، شبیه دایره ی نورانی.
اما صورت امام حسن عسگری (ع) شبیه ما بود ولی اصلا یادم نمی آد چه شکلی.
 
پاسخ : خواب

اين مال چند شب پيشه. از اونجايي كه همه‌ي خوابام همينطوريه بهترين و رويايي‌ترين و اينا نداره!!

با يه آدمي كه نمي‌شناختمش رفتيم يه قله رو فتح كرديم! تو اون برف و اينا اون نامرد منو ول كرد رفت! بعد من تنها و دپسرده داشتم رو قله قدم مي‌زدم(!) كه يه تونل ديدم توي كوه.رفتم توش، ديدم سُرسُرس! كلي سُر خوردم بعد از خونمون سر در اوردم!! بعد سروكله‌ي اون نامرد كه ول كرد رفت پيدا شد! گفت اين لِوِلِ آخره، غولشم بايد بزني! يه دفه يه خرس قطبي با 2تا از بچه‌هاش اومدن حمله كردن بعد من ديدم كليد رو دره رفتم بيرون دَرم قفل كردم! خرسا موندن تو خونه ;D تموم شد ;D

لازم به ذكره كه تو خوابم پسر بودم، نميدونم چرا :-?
 
پاسخ : خواب

یه بار خواب دیدم هیچکی به امام خمینی توجه نمیکرد بعد من رفتم طرفشون بعد حس کردم بهم میگه کمک میخوای؟
بعدش از خواب بیدار شدم ولی فک کنم کمکشو قبول کردم!
 
پاسخ : خواب

بد ترین خواب خوابی بود که چهار بار حدود 9 ماه پیش دیدم .
خواب دیدم دارم با همه خداحافظی می کنم و همه ی کسانی که می شناسند هم گریه می کنند ، فقط خواهرم نبود .
شش ماه بعدش خواهرم از دنیا رفت و اولین حلقه از خوابم تعبیر شد ، حالا می فهمم چرا توی خوابم نبود .
بیماری من خیلی پیشرفت کرده و امید چندانی برای موفقیت آمیر بودن درمان نیست .
نمی دونم چرا بد ترین خوابم باید تعبیر بشه .
 
پاسخ : خواب

خواب ديدم كنكور اون رشته اي كه ميخوام با همون دانشگاهي كه دوس دارم قبول شدم!
 
پاسخ : خواب

من یه بار فک کنم دوم راهنمایی بودم..اولای فروردین اینا بود..ی خواب دیدم انگار تو خواب دقــــیقا تاریخش معلوم بود که 25 تیر جنگ میشه....قشنگ یادمه تاریخ 25 تیر بود و جنگ شده بود.... :-s
خلــــــاصه...رفتم واسه دوستام تعریف کردم...یکیشون که جدی گرفته بود...داستان داشتیم!!
ولی گذشت 25تیر شد و هیچ خبری نشد... ;D
 
Back
بالا