• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قتل

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع amirali
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : قتل

من بچه که بودم جوجه رنگی هامو می انداختم تو وان حموم انقدر زیر آب نگه شون میداشتم تا خفه شن :-"
یه بار هم شکم ماهی مو با کارد آشپزخونه سفره کردم ببینم توش چی داره... :-"
ینی یه همچین آدم مهربونیم من! ;D
 
پاسخ : قتل

چرا-واقعا چرا
مابايد از حيوانات وحشرات حفاظت كنيم....................
حرفي بودازمن يك طرفدار محيط زيست



:دیسلایک
 
پاسخ : قتل

من بچه بودم از مدرسه چند تا از این لوله های ازمایش شیشه ای کوچیک کش رفته بودم...
تو هر کدوم یه پشه ی زنده انداختم..
لوله رو میبردم جلوی بخار آب جوش و پخته شدن پشه بیچاره رو تماشا میکردم...
 
پاسخ : قتل

سوسک زیاد کشتم / میکشم . :-"
یه بارم مارمولک انداختم تو استخر یادم نمیاد مُرد یا نه ولی مث جت رو آب میرفت !!!! خیلی باحال بود ! امتحان کنید !
 
پاسخ : قتل

من خيلي به حيوونا علاقه دارم :x
اما از حشراتي مثل مگس سوسك پشه و مورچه بهم مياد و حسابي لهشون مكنم. >)
:-h
 
  • لایک
امتیازات: smza
پاسخ : قتل

به نقل از amir_ali :
تا حالا قاتل حیونی یا انسانی بودید؟
من عیدها مورچه بر میداشتم و به تنگ ماهی قرمز مینداختم و ماهی مورچه ها رو زنده زنده میخورد و بقایا شونو بالا می آورد... =))
 
پاسخ : قتل

من مورچه ها رو میخوردم ;D اینجوری نیگام نکنین بابا طمع جوهر می داد >:pخوب چی کار کنم همش 8، 9 سالم بود :-" :-" بچه بودم دیگه نه؟
یه بار دم گربمو از بند آویزونش کردم! با گیره ی لباس B-) چیه؟ مشکلیه؟ :-L گربه ی خودمه. می خوام آویزونش کنم ^-^
 
پاسخ : قتل

من یه دفه تو خونه تهنا بودم و بسیار حوصلم سر رفته بود رفتم یه لیوان اب بخورم دیدم کنار ظرف شویی یه عالمه مورچه هس که دارن یه شکلات کاکایویی رو میخورن احساس کردم که رقیب غدایی برام پیدا شده رفتم قطره معده بابامو برداشتم دور تا دورشون بستم بعد دیدم خیلی دارن جون میدن مقداری اب براشون ریختم بعد دیگه اصلا از من واسه اب سپاس گذاری نکردن یه ذره شربت دیفن هیدرامین واسشون کشیدم که تناول کنن در همین حین تلفن خونه زنگ زد رفتم پاسخ دادم امدم ذیذم همشون خواب رفتن شایدم خواب ابدیت نبود ولی اینقده حال داد.
 
پاسخ : قتل

من همین دیروز وقتی کسی خونمون نبود دستکش چرم خوشگلمو پوشیدم و به زور ماهی قرمزو از آب گرفتم انداختم رو تخته بعد با ساتور به چند تیکه مساوی زنده زنده تقسیمش کردم دل و رودشو در آوردم گوشتشو سرخ کردم برای پیشی کوچولوم...
 
پاسخ : قتل

اولش عرض کنم که من آدم نکشتم.ولی خیلیا من و کشتن.الان یه مرده متحرکم...

واما خودم...
من چند سال پیش که رشتم تجربی بود به جانور شناسی خیلی علاقمند بودم.
بعد حدود 8 تا لاک پشت آوردم روشون مثلا آزمایش کنم.
لاک پشت اولی رو خشک کردم.
لاک پشت دومی رو لاکش و شکستم دل و رودش و درآوردم.
لاک پشت سومی رو سرش و بریدم.
و لاک پشت های بعدی رو وقتی در باغ رها کردم؛ از ترس به زیر زمین پناه آوردن.

یه بارم چند تا قورباغه رو عمل جراحی کردم.

یه بارم پارسال بود.بچه های تجربی دلشون نمیومد. من واسشون خرگوشه رو زنده زنده تشریح کردم.

چند وقت پیشم که مارم مرد، پوستش و کندم. و البته تشریحشم کردم.

بقیه هم نمیگم.
ولی اگه پاش بیافته آدمم میکشم
 
Back
بالا