• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قتل

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع amirali
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : قتل

به نظرمن ازهمه قتلاباحال تر قتل مورچه هاس!!!! :-"
ي روش باحال ميگم امتحانش ضررنداره خيلي هم لذت بخشه؛انداختن مورچه هاتوبخاري!! ;Dياكشتنشون بامگس كش برقي!!!هه هه :-" X_X
 
پاسخ : قتل

من که زورم نمیرسه کسی رو بکشم وگرنه حتما اون چندتایی که تو لیست انتظارن میکشتم >)
اهل کشتن حیوونا(به جز مورچه مگس سوسک پشه زنبور)نیستم
شما با این وجود یه قاتل حرفه ایم
من احساسمو کشتم :-<
 
پاسخ : قتل

ببین ما بچه بودیم ما رو بردن کلاس تیراندازی
بعد عشقم تو دوران طفولیت این بود که گربه ها ی کوچمونو با تیر بزنم
زیادم بودن اصلا فجیها
از رو نمی رفتن موندم چرا گربه ها تموم نمی شدن
خدایی هم تیر اندازیم خفن بود ها!!!!!!!
خلاصه گربه ها رو می کشتم جسدشو قایم می کردم
(خیلی بچه حال بهم زنی بودم نه؟) ^-^
خلاصه که...
یه روز مامانم جسد 2 تاشونو پیدا کرد :-w
تیر و کمونمو جمع کرد :(
کلاس تیر اندازی(با اسلحه) هم می رفتم بعدش دیگه نذاشت برم گفت "معلوم نیس با اون دیگه بخوای چی کار کنی" :-"
این طوری هست که استعداد ها ی بچه رو کور کردن رفت ;D
 
پاسخ : قتل

دوستم تعریف میکرد بچه بوده
یه جوجه داشته از این رنگیا
زرد رنگ بوده
بعد دور گردن جوجه هرو با نخ میبنده میره پشت پشتی که مامانش نبینه
جوجرو میگیره روی شمع زنده زنده میسوزونده :-& هرچی از دهنم در اومد بارش کردم

خودم مگس زنده میگرفتم
میکردم توی اب ریکا بعد شیمیایی میشدن دیگه دست و پا نمیزدن خیلی حال میداد ;D
 
پاسخ : قتل

من مگسا و رو شیشه له میکردم! خونشون شیشه رو کثیف میکرد! ;D
یه دفم ماهی عید مادر بزرگمو تیکه تیکه کردم! ;D
مورچه کشتنم که امری سطحیه! ;D
سوسکم که معمولا با سطح خاک یکی میکنم! ;D
 
پاسخ : قتل

تا حالا خیلی مورچه وسوسک و مارمولک کشتم مثل یه قاتل حرفه ای
ولی تا حالا انسان نکشتم
ولی خیلی دوست دارم بعضی ها رو بکشم حتی اگه خودم بمیرم چون می دونم مرگشون به سود خیلی ها است
 
پاسخ : قتل

در همین لحظه که پشت نتم یک سوسک رو که در اتاقم بود به جهان برزخ فرستادم!!!!!!!!!!!!!
 
پاسخ : قتل

تو حموم راه مبرفتم یه سوسک اومد زیر پام لگدش کردم الان عذاب وجــــــــدان دارم [-o< [-o< 8-| :-$
 
پاسخ : قتل

من اصولا بچه خشنی نبودم و نیستم :-"

تو حیاطمون چند تا کرم ابریشم پیداکردم!!! :>

بعد منم تصمیم گرفتم از اونا تا وقت تبدیل شدن به پروانه مواظبت کنم!! :>

انداختمشون تو یک شیشه( از شیشه های مربا) درشم محکم بستم. یکم براشون غذا هم ریختم ;))

اما نمیدونم چرا به پروانه تبدیل نشدن :-< همشون خشک شدن و مردن..... :-<
 
پاسخ : قتل

دوستم میگه پسرخالش وقتی کوچیک بوده یه چن تا جوجه باهم رفته بودن خریده بودن،بعد اینم دیگه نشسته تو حیاطشون داشته بازی میکرده بقیم رفتن تو خونه...بعد یه مدت میبینن دیگه صدا نمیاد از حیاط،میرن میبینن یه جوجه،تنش افتاه یه طرف کلش طرف دیگه!
همه با یه وضع وحشت و نگرانی:امیر علی جوجه چی شد؟
-جیک جیک میکرد حوصله نداشتم کلشو کندم!
 
Back
بالا