- ارسالها
- 717
- امتیاز
- 5,271
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان امين یکـــ
- شهر
- جَهــان / ٢
- سال فارغ التحصیلی
- 92
- دانشگاه
- علوم پزشكى اصفهان
- رشته دانشگاه
- پزشكى
پاسخ : قتل
من جوجه هامو میکشتم.
به شدت علاقه داشتم که روبان ببندم دور گردنشون بعد گاهی اینقدر گره پاپیونی روبانرو سفت میبستم که خفه میشدن
گاهیم با گردن از رو زمین بلندشون میکردم خفه میشدن...
مورچه هارو هم میشستم نیگا میکردم و بهشون دستور میدادم کدوم وری برن اگه نمیرفتن پامو میذاشتم روشون
گاهیم مسابقه میذاشتم بین حشرات چندتاشون میکردم تو شیشه اینقدر وایمیسادم تا یکیشون زنده بمونه اونو آزاد میکردم
من جوجه هامو میکشتم.

به شدت علاقه داشتم که روبان ببندم دور گردنشون بعد گاهی اینقدر گره پاپیونی روبانرو سفت میبستم که خفه میشدن

گاهیم با گردن از رو زمین بلندشون میکردم خفه میشدن...
مورچه هارو هم میشستم نیگا میکردم و بهشون دستور میدادم کدوم وری برن اگه نمیرفتن پامو میذاشتم روشون

گاهیم مسابقه میذاشتم بین حشرات چندتاشون میکردم تو شیشه اینقدر وایمیسادم تا یکیشون زنده بمونه اونو آزاد میکردم




اگه تا حالا این کار و کرده باشید می بینید که در حالت معمولی میسوزه ولی شعله و اینا نداره بعد ما گفتیم یه کار باحال بکنیم تو حیاطمون مورچه زیاد بود این بدبختا داشتن حرکت میکردن ما هم ذره بین رو می گرفتیم بالای سرش تا کباب شن یه بوی بدی هم میداد :-& 


(برای بازی!!!!!!)


