• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خوابگاه و مشکلاتش

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع مهسـا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : مشکلات خوابگاه

به نقل از امــیـــررضـــا :
الان به عنوان یه سوال کلی
من خوشال باشم که خوابگاهی نیستم یا نه ؟ :-"

مثلا دستپخت مامانم ارزشش بیشتره یا اینکه دانشگاه تهران بخونم ؟
زندگی خوابگاهی یه تجربه‌ی خیلی خوبه که به نظرم خیلی خوبه آدم به دستش بیاره. خیلی تجربه قشنگیه...یعنی من دلم واسه همکلاسیام که خوابگاهی نیستن می‌سوزه :دی در این حد!
اگه طرف قدرت تطبیق با شرایط رو نداشته باشه البته خیلی اذیت می‌شه...
 
پاسخ : مشکلات خوابگاه

چرخ: منم سوئیت رو ترجیح میدم خب، ولی آخه شونزده تا؟ :دی مثلا اگه شونزده تا بچه های کلاس ما بودن خوب بود. :))


به نقل از امــیـــررضـــا :
الان به عنوان یه سوال کلی
من خوشال باشم که خوابگاهی نیستم یا نه ؟ :-"

مثلا دستپخت مامانم ارزشش بیشتره یا اینکه دانشگاه تهران بخونم ؟

از نظر غذا اگه مثل من بد غذا باشی خب مثل من رو به موت میشی. :دی مثلا من کلا شام که نمیخورم، صبونه هم گاهی، ناهار هم در حدِ نون پنیر و سیب زمینی سرخ کرده، :)) یا غذای بیرون، یاااا خیلی کدببانو باشم ماکارونی درست کنم، این از نظر غذا. ولی از بقیه جهات خوابگاه خوبه، اگه هم اتاقیِ بد بت نخوره عااالیه. آدم بزرگ میشه. :دی البته که من هیچ تغیری در خودم احساس نکردم :-" ( از بس پخته و با تجربه بودم از اول. :-" :)) )
ولی من دلم میخواد دانشگاه نزدیک رو هم امتحان کنم، بنظرم خیلی خوش میگذره آدم از دانشگاه بیاد بره تو خونه لم بده جلو تلویزیون و میوه بخوره. :-< ( حسرت به دل. :)) )

+آهان یه چیز دیگه! این انگیزه‌ت واسه موندن تو شهر خودت داغونم کرد اصلا، دسپخت مامان یا دانشگاه تهران مثلا! :))
 
پاسخ : مشکلات خوابگاه

به نقل از امــیـــررضـــا :
الان به عنوان یه سوال کلی
من خوشال باشم که خوابگاهی نیستم یا نه ؟ :-"

مثلا دستپخت مامانم ارزشش بیشتره یا اینکه دانشگاه تهران بخونم ؟

:))

والا هیچی دست پخت مامان که نمیشه درکل ولی من انصافا از غذا و خوابگاه دانشگاهم راضیم با این چیزایی که بچه ها دارن میگن وضع ما از نظر سلف و خوابگاه خیلی بهتره.اتاقمون که سه نفرس ،وضع غذاییمونم برا من که تا الان عالی بوده
 
پاسخ : مشکلات خوابگاه

به نقل از میعاد :
:))

والا هیچی دست پخت مامان که نمیشه درکل ولی من انصافا از غذا و خوابگاه دانشگاهم راضیم با این چیزایی که بچه ها دارن میگن وضع ما از نظر سلف و خوابگاه خیلی بهتره.اتاقمون که سه نفرس ،وضع غذاییمونم برا من که تا الان عالی بوده

این صنعت نفت ـیا اومدن پز بدن. :-<
 
پاسخ : مشکلات خوابگاه

به نقل از Farz :
این صنعت نفت ـیا اومدن پز بدن. :-<


:| :| :| :|

نه به خدا!!!
ابو هوای گند اهوازو حتی نمیتونی تصوری کنی!باور کن.تو این شرایط سختی که اهواز داره چه از نظر امکانات چه ابو هوا این کمترین چیزیه که میتونه این دانشگاه داشته باشه وگرنه که دیگه هیچی بابا :))
 
پاسخ : مشکلات خوابگاه

غذا رو میشه از خونه فریز شده برد! :دی
 
پاسخ : مشکلات خوابگاه

به نقل از میعاد :
:| :| :| :|

نه به خدا!!!
ابو هوای گند اهوازو حتی نمیتونی تصوری کنی!باور کن.تو این شرایط سختی که اهواز داره چه از نظر امکانات چه ابو هوا این کمترین چیزیه که میتونه این دانشگاه داشته باشه وگرنه که دیگه هیچی بابا :))

حالا نه که ما بغل ترمینال غرب هوای آنچنانی داریم :)) :/
منو غذاهاتون رو دیدم که :-<
 
پاسخ : مشکلات خوابگاه

به نقل از F@temeh :
ولی من دلم میخواد دانشگاه نزدیک رو هم امتحان کنم، بنظرم خیلی خوش میگذره آدم از دانشگاه بیاد بره تو خونه لم بده جلو تلویزیون و میوه بخوره. :-< ( حسرت به دل. :)) )

+آهان یه چیز دیگه! این انگیزه‌ت واسه موندن تو شهر خودت داغونم کرد اصلا، دسپخت مامان یا دانشگاه تهران مثلا! :))

خوبه که درکم میکنی

پس بذار برنامه روازانمو بگم

ببین دانشگاه مادقیقا پشت خونمونه
خب؟
10دقه با ماشین راهه

بعد من 8 صب که کلاس دارم 7ونیم بیدار میشم ..5دقه به 7 میرسم دانشگاه

بعد ظهر که برمیگردم

کیفو میندازم تو اتاق
لم میدم رو مبل جلو تلویزیون

منتظرم تا غذا حاضر شه .. دسپخت مامان ;;)
 
پاسخ : مشکلات خوابگاه

به نقل از Farz :
حالا نه که ما بغل ترمینال غرب هوای آنچنانی داریم :)) :/
منو غذاهاتون رو دیدم که :-<

به خدا بغل ترمینال غرب از اینجا هواش بهتره هاااا!!!!!! باور کن ;D

تو فک کن همون غذاها رو هم بهمون ندن پس ما دیگه به چه امیدی پاشیم بیایم این خراب شده؟ :))
 
  • لایک
امتیازات: farz
پاسخ : مشکلات خوابگاه

به نقل از امــیـــررضـــا :
خوبه که درکم میکنی

پس بذار برنامه روازانمو بگم

ببین دانشگاه مادقیقا پشت خونمونه
خب؟
10دقه با ماشین راهه

بعد من 8 صب که کلاس دارم 7ونیم بیدار میشم ..5دقه به 7 میرسم دانشگاه

بعد ظهر که برمیگردم

کیفو میندازم تو اتاق
لم میدم رو مبل جلو تلویزیون

منتظرم تا غذا حاضر شه .. دسپخت مامان ;;)
البته دانشگاه نزدیک فک کنم منظور شهرشه :))
ما اگه خیلی بخوایم لطف کنیم واسه کلاس هشت صب ده دیقه به هشت بیدار میشیم؛ هشت سر کلاسیم :))
 
Back
بالا