kimia92
کاربر فعال

- ارسالها
- 34
- امتیاز
- 195
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- نجف اباد
- دانشگاه
- دانشگاه اصفهان
- رشته دانشگاه
- مهندسی نقشه برداری
پاسخ : جیم زدن
همیشه جغرافی میخوندم وداوطلب میرفتم اول از همه درسو جواب میدادم تا بلکه بعدش دبیربذاره من از کلاس خسته کنندش برم بیرون ولی هیچوقت موفق نشدم

بقیه ی کلاساهم که پیچوندندنش کارمن نبود...
همیشه جغرافی میخوندم وداوطلب میرفتم اول از همه درسو جواب میدادم تا بلکه بعدش دبیربذاره من از کلاس خسته کنندش برم بیرون ولی هیچوقت موفق نشدم

بقیه ی کلاساهم که پیچوندندنش کارمن نبود...




معلممون هم گفت من آخرش از دست شما گریه میکنم! [ مرد بود 



هر یه دقیقه میپرسیدم رسیدیم!؟ نرسیدیم!؟ کی میرسیم!؟ چقد مونده!؟

خلاصه فقطم با من دعوا کرد و بقیه بچه های که بعد من اومدنو راه داد.منم یک دفعه وقتی زنگ تفریح تموم شد رفتم بستنی خریدم با چند تا از بچه های دیگه صبر کردیم تا بستنیمون تموم بشه بعد رفتیم سر کلاس.تازه از ناظم چهارمامون برگه گرفتیم.چون ناظم خودمون با تمام گودزیلاییش گفت من از این میترسم.این دفعه هم 2تا از بچه ها رو بعد ما راه داد ولی ما رو نه.وقتی رفتیم پیش ناظممون داشت با کسی صحبت میکرد و معلم دینیمونم به کسایی که سر کلاس بودن گهفه از دستی گفتم بیرون بمونم که ادب شن!غافل از اینکه ما داشتیم میخندیدیمو بستنی میخوردیم :P

