• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تا حالا ضایع شدین/کسی رو ضایع کردین؟!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع شقایق س.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : تا حالا ضایع شدین؟

امروز یکی از بچه هامون هس که واسه هر زنگ زیست که معلم میپرسه درسو میره نمره میذاره تو دفتر کلاسی(اسمشو الکی میگم)
امروز معلم مون نمره هارو خوند....همین دوستم(سارا) که نمره میذاش 20 شد!!!!بعدش زهرا پشت سریم بهم گفت که این قبلا یکدونه غلط داشته منم یادم اومد...
این دس اون دس میکردیم که بریم به معلم بگیم...بعد به بقیه گفتم اونام حرفمو تایید کردن...
بعد دیدم سارا داره میاد بشینه بلند گفتم:سارا تو احیانا یک نمرتو غلط نداشتی؟
-نه نداشتم!!!
-چرا داشتیا اون موقع که خانم درباره سنگ آذرین ازت پرسید 3 شدی از 4!!!
قیافش ضایع بود که ترسیده...بعد خودشو به اون راه زد:
آآآآآآآآآآآها!!!راست میگی ;D
منم: ^-^
بچه هامون: =))
اصا ضایع بود خودشو به اون راه زده ;D
 
پاسخ : تا حالا ضایع شدین؟

ديروز با آنيا داشتيم تو خيابون راه ميفتيم. 3تا پسر سوار موتور بودن از بغل ما با سرعت رد شدن. يكيشون محكم آنيا رو زد، من رو هم پخ كرد! آنيا انقدر شوكه شده بود عكس العملي نشون نداد، اما من 3 متر پريدم هوا! تا نيم ساعت همه داشتن بهم مي خنديدن! :((
 
پاسخ : تا حالا ضایع شدین؟

اصلا یه وعضی!!!

سره کلاس شیمی نشسته بودیم

بعد فصل دو نوشته که" مندلیف معلم شیمی روسی ...."

بعد یکی از دوستام تا به این جا رسیدیم گفت" خانوم یاد بگیرین مندلیف معلم شیمی بود!"

ما ---> =))

دبیرمون هم گفت که " مندلیف مرد بود بچه نداشت که! می شست فقط به جدولش فکر میکرد من فوق لیسانسم یه دخترمه دکترام اون یکی...."

دوستم " خانوم مری کوری مرد بود؟"

پ ن:آقا فکر نکنین ما انقدر بدبختیم دبیر لیسانس واسمون میذارن نه

این جز موارد استثنائه
 
پاسخ : تا حالا ضایع شدین؟

به نقل از شقایقs :
به نظر من که جوابا بیشتر به سوتی میخورن تا ضایع شدن
 
پاسخ : تا حالا ضایع شدین؟

اونروز پسر عمم داشت 2 سالشه یه شعر میخوند آخرش این بود که انگار که یه یک فرشته اونو تو خواب بوسیده
بعد من رفتم بوسش کردم با حالت تمسخر بم میگه تو فرشته ایی؟ :-?
منم که کلا اونموقع اعلامیه شدم رف
 
پاسخ : تا حالا ضایع شدین؟

یه بار منو تولد دعوت کرده بودن بعد یارو گفته بود جمعه من شنیده بودم 5شنبه!(اصن این دو تا کلمه خعلی شباهت دارن! :-")
بعد هِلِک هِلِک رفتم دم خونه شون بعد بیچاره موند اصن!
با زیرشلواریو این بساطا اومد پایین بعد گف فرداس تولد!
منم که...تُف!
 
پاسخ : تا حالا ضایع شدین؟

مسابقات روباتیک تهران اپن 2011 :-&
تو اختتامیه نشسته بودیم بعد دیدیم مسول مسابقات داره از بغلمون رد میشه یه دفه همه بچه های ما(حلی 2) گفتن : تقلب ... تقلب ... تقلب ...و.... =D> .
بعد یه دفه همه ساکت شدن من هنوز داشتم میگفتم : تقلب... تقلب
به شدت ضایه شدم!! :-[
مسول مسابقات به من گف : مشکلی هست ؟؟ اگه مشکلی دارین به من بگین!!!
گفتم: نه، چه مشکلی!؟
 
پاسخ : تا حالا ضایع شدین؟

زنگ تفریح دم در کلاس منتظر دوستم بودم که بیاد بریم حیاط،بعد یهو دیدم معلم ریاضمون داره با یکی وحشتناک حرف میزنه و حالت فریاد،نمیدونم بحث سر چی بود،یهو برگشت به من اشاره کرد گفت این خانوم که سر کلاس سوالا رو حل میکنه،2 دقیقه خونه وقت نمیزاره درس بخونه،امتحانو به جای این که 20 بشه میشه 14!من چی بگم بهتون؟؟!! X-(
من :-L
یعنی فقط مونده بود فوش رو بکشه بهم دیگه! :-w
 
پاسخ : تا حالا ضایع شدین؟

یادم میاد کلاس پنجم بودم...اونموقع ها تو جو کلاس زبان و اینجور چیزا بودم ;))
بعد داداشم واسه مسابقات ورزشی رفته بود ترکیه...بعد مامان من بهم گفت تو که زبانت خوبه زنگ بزن به هتل بگو اتاق نمیدونم چند مهردادو میخوام. ;D
خلاصه منم کلی ذوق کردم و اینا نشستم یه متن طولانی نوشتم واسه همین یه درخواست...بعد کلی حفظش کردم واسه خودم ...بعد زنگ زدم یه خانومه ورداشت نمیدونم فک کنم به ترکی گفت الو ;Dبعد من شروع کردم صحبت کردن همون اولای صحبتم 113 رو که گفتم دیدم وصل کرد بعد یه بنده خدا دیگه ورداشت فک کردم اینم داره ترکی میگه الو!بعد شروع کردم صحبت کردن تند تند مث گنجشک میگفتم...این بنده خدام عین ماست وایساده بود گوش میکرد ^-^
بعد که حرفام تموم شد وایسادم ببینم وصل میکنه یا نه!بعد طرف یکم صداشو صاف کرد گفت :"مهرداد با استاد رفتن بیرون" :|
یعنی یخ زدم! :-"
 
Back
بالا