• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جای زخم...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sara J
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : جای زخم ...

من 10 سالم اینا بود، بعد با دوچرخه داشتم تو کوچه میرفتم. یه دفعه نمیدونم چی اومد جلوم (فک کنم ماشین) که من دوچرخه گرفتم سمت راست و یه راست رفتم تو جوب! ;D بعد لبم خورد به خاک و خاشاک و اون قسمت تیزیش ( از اون جوب گنده ها بود ;D ). بعد دکتر و اینا نرفتم و چند تا سنگریزه هنوز تو لبم مونده! آخه قشنگ لبم باز شده بود و این ها رفته بودند توش.... اگه یکی دقت کنه هنوزم معلوم میشه جاش !
یه بار هم میخواستم از تو کمد یه چیزی بردارم ، بعد کاتر تو همون کمده باز بود. منم دستمو بی هوا بردم توش و یه دفعه دستم بسیار برید! ;D هنوز ردش تو انگشت شصتم هست.
یه بار دیگه هم سریع میخواستم از تو کشو یه چیزی بردارم ، بعد این کشو هرو سریع باز کردم ، اینم کامل اومد بیرون و افتاد رو پام ;D انگشت شصت پام از بین رفت افتاد و جاش یکی دیگه در اومد اما اینی که تازه در اومده، کامل نیست ;D یعنی اصا یه جور خاصیه! ;D
یه بارم بچه بودم گویا (دو سال و اندی) بعد منو میزارند پیش یک بچه ی دیگه (3 ساله!) تا بازی کنیم و اینا. بعد این پسرک خیلی دعوایی بوده انگار! با ناخنش رو صورتم میکشه :-ss
بعد هم این جاش رو صورتم میمونه ! هنوزم هست اما کمه :)

بقیشم دیگه یادم نمیاد :-? ;D
 
پاسخ : جای زخم ...

اتفاقا منم دوچرخه سوار حرفه ای بودم! ;;) :>
حیاط خونه ی مادربزرگم هم که جون میداد واسه دوچرخه سواری!(هنوزم میده!) ;D
خلاصه شروع کردیم به بازی و اینا... :))
هی سرعت م بیشتر و بیشتر شد...
تا بالاخره یه برخورد شدید با لبه ی تیز باغچه حالمو جا آورد!
چشمتون روز بد نبینه! آقا گوشم پاره شد این هوا...! #-o
خون اومد اون هوا! :-s
ولی خب جاش نمونده! 8-^
سوز به دلتون! :>
 
پاسخ : جای زخم ...

به نقل از sky girl II :
یه بار دیگه هم سریع میخواستم از تو کشو یه چیزی بردارم ، بعد این کشو هرو سریع باز کردم ، اینم کامل اومد بیرون و افتاد رو پام ;D انگشت شصت پام از بین رفت افتاد و جاش یکی دیگه در اومد اما اینی که تازه در اومده، کامل نیست ;D یعنی اصا یه جور خاصیه! ;D
دارین یاری میکنین من یادم بیاد؟ ;;)ممنون ;D
منم ی بار بچه که بودم خونه مامانبزرگم اینا هوس آب قند میکنم بعد میرم سراغ کشوی کابینت واسه چنگال...بعد این کشو رو اونقد میکشم...میـــــکشم که آخرش میوفته رو انگشت دستم :o :o
وبعد...الان خوبه ;D
 
پاسخ : جای زخم ...

من رو زانوام جای زخم زیاده کوچیک که بودم خواهرم با دوچرخه از روی پل(پل پارکینگ) با دوچرخه میرفت پایین بعد پلای خونهه ی ما دوتا کوچولو بود و من که با سه چرخه میومدم رد شم میفتادم زانوم میخورد لبه ی پل ;D
بچه که بودم تو اشپزخونه از روی صندلی افتادم دندونام از پایین لب پایینم زده بیرون ;D بعد بابام با چه دل و جرعتی کشیده بیرون دندونای منو :-& بعد این جاش زیاد معلوم نیست :-"
روی گونه ی راستم یه جای زخم کوچولوئه که اونم مونده لایه در پایین یخچال مغازه ی داییم :-"
یه جای چاقو هم روی انشت اشاره ی دست چپم دارم( اومده بودم میوه بخورم دستمو بریدم)
یه شکستگی هم در سرم دارم تو استخر شکست خودم متوجه نشدم :-" :-"
کلاس پنجم داشتم میدوییدم اوفتادم زمین بالای لبم ساییده شد دندونم گوشش یه کوچولو شکست (جای زخمه نموند دنونمم درست کردیم) :>
هین پارسال داشتم تو مدرسه بسکت بازی میکردم بازم اوفتادم :-\ :-\دماغم و بالای لبم ساییده شدن زانوم داغون شد دماغم شکست 8-|(ساییدگی ها جاشون نموند) ;D
با این همه الان جایه همه ی زخمام به غیر از این آخریا رفته هیچی هم معلوم نیست :)(سارا دیدتم :) )
 
پاسخ : جای زخم ...

:o :o :o :o :o :o :o
چه بلاهایی سر خودتون میاوردین...من که اساسا بچه ی آرومی بودم :>اون قوس دماغم هم که تقصیر خودم نبوده :((فقط یه بار توی جنگل از یه جا پرت شدم پایین که من هیچیم نشد(گریه زاری هم نکردم ;D)ولی بابام اومد دنبالم پاش شکست X_Xشرمنده :-"
 
پاسخ : جای زخم ...

بچه بودم که خیلی زخم و زیلی میشدم.....
بعد از ظهر می رفتم دوچرخه سواری،شب خونی مالی برمیگشتم....
اما بدترین جای زخم من موقع دوچرخه سواری نبود....
یه سال که سال تحویل صب بود،همگی بلند شدیم بریم خونه مامان بزرگم...
مامان بزرگم قبلش زنگ زد گفت سریع بیاین امسال می خوام خاطره اولین کسی باشه که شیرینی میاره تو خونم....
مام سریع رفتیم ولی با عمم اینا رسیدیم اونا دم در بودن بابام گفت خاطره بدو زود برسی منم دویدم اما نرسیدم....
وسط کوچه افتادم زمین شلوار نوم سوراخ شد.....دست و پام زخم و زیلی....حالا همه فامیل دور من جم شدن که هیچی نیست خوب میشه....
ولی من گریه می کردم....نه به خاطر اینکه خوردم زمینا،به خاطر اینکه شیرینی نتونستم زود ببرم!تا از خونه ی مامان بزرگم بر گشتیمم همین جوری گریه می کردم!
از اون موقع هر وقت پسر عمم منو میبینه میگه یادت میاد اونروز خوردی زمین تا 4 ساعت گریه می کردی؟
 
پاسخ : جای زخم ...

بچه كه بودم تو يه راه خاكي با پسر عموهام مسابقه دو گذاشتيم بعد من 3 4 سالم بوده ميخورم زمين كنار بينيم از بالا تا پايين زخم عميق ميشه الان ديگه تقريبا جاش رفته....

يه بار خواهر كوچيكم عصباني شد دو سه سالش بود زد دنبالم كل خونه رو دنبالم دويد بعد خنجم زد و گازم گرفت جاي ناخناش هنوز هست يه قسمتي از دستم....(چون كوچولو بود هيچوقت نميزدمش...!)

مامانم زمستونا لباساي خواهرمو ميذاشت رو بخاري خشكشون ميكرد...بخاريه قد خودم بود( ;D)...بعد منم كه ذوق و شوق داشتم كه ني ني داريم( 8-^)...يه بار لباسشو بردم خودم شستم گذاشتم رو بخاري بعد بدنم گرفت به بخاريه سوخت!...هيچي نگفتم تحمل كردم( :-")...مامانم كه ديد بردم دكتر ديگه( :-").... ;;)

يه بارم يه بنده خدايي آجر پرت كرد تو درخت اكاليپتوس(؟) بعد اين برگشت خورد تو سرم شكست ;D (چهار سالم بود ;D)

وقتي چهار دست و پا ميرفتم خونمون روبرو خونه بابابزرگم بوده(از اين خونه هاي قديمي كه پله هاشون بلند بوده سقفشون چوبيو ايناها.... :-") بعد يه روز بابام ميره خونه مامان بزرگم درو باز ميزاره مامانم هم داشته نماز ميخونده من پشت سر بابام ميرم اونم نميفهمه در خونه هم باز ميزاره!پله ها رو طي ميكنم ;;) ميرسم كوچه بعد با سر ميرم تو جوبه!بعد صدا گريمو ميشنون ميان نجاتم ميدن =)) ;))


كلا شيطون بودم هميشه دست و پاهام زخم بود ;D ;;)
(اما اينا رو هيچوقت يادم نميره ;)))
 
پاسخ : جای زخم ...

من يه زخم دارم رو پلكم كه خيلي كوچيكه ولي هس ديه!!!!!
حدودا 6ساله بودم:
يه شب زمستون بودو باد و بوران به در و ديفال مي كوبيد( ;D)............
من نيس بچه ي حرف گوش كني بودم،به حرف مامان كه تأكيد شديدي داشت يقه اسكيمو بپوشم بعد بخوابم گوش ندادم و با يه تي شرت خوابيدم!مامانم شب از خواب بيدار شده و ديده من يقه اسكيمو نپوشيدم،اين يقه اسكي رو برداشته و افتاده به جون ماخلاصه كه در اين بين هم متأسفانه پلك ما ناكار شده!!! :((
 
پاسخ : جای زخم ...

یک بار رفته بودیم قم :)

مامانمو گم کردم زدم زیر گریه ^-^

بعد همونجا با پا خوردم زمین دو تا زانو هام خونی شد بدجور ~X(

الان جاش مونده ;D



باز یک بار دیگه با داداشم سوار دوچرخه بودیم ;D

داداشم کنترلشو از دست داد رفتیم توی یک جرثقیل O0

با چونه خوردم زمین مثه چی خون اومد :o

الان هنو ردش هش بد جور :(
 
پاسخ : جای زخم ...

داشتیم می رفتیم خونه ی مامان بزرگم. تو راه حال بابابزرگم بد شد. ما هم بردیمش بیمارستان. شب بود منم حوصلم سر رفته بود برای همین با خواهرم رفتیم تو حیاط بیمارستان. بعد یه آقایی اومده بود بعد دستش چاقو خورده بود همین جوری داشت خون میومد. من قبل از این که خواهرم ببینتش چشاشو گرفتم و این آقاهه رفت. من کلا به خون حساسم. بعد از این که این آقاعه رفت من بیهوش شدم با چونه افتادم رو زمین. چونم پاره شد و بعد تو همون بیمارستانه بخیش زدیم ولی جاش مونده.
 
Back
بالا