• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جای زخم...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sara J
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : جای زخم ...

درست یادمه سه ساله بودم عمه اینا خونمون دعوت بودن منم تازه چندتافحش یادگرفته بودم بعد سرسفره عمه داشت اذیتم میکرد منم برگشتم بهش گفتم خ ر مامانم عصبانی بلند شد دستمو گرقت چسپوندبه بخاری خونه تاالان که16سالمه ردش مونده ولی ازاون به بعد حتی به آدمای کوچکترازخودم درحالت کلی "شما" میگم...تنبیه تاثیرگذاری بود ازش ناراحت نیستم ;D
 
پاسخ : جای زخم ...

به نقل از ارنواز :
اگه شکستگی هم حسابه من میگم :
من پای راستم در عرض 1 سال سه بار شکست (یا به قولی در رفت!). یه بار داشتم تکواندو تمرین میکردم محکم خورد به کنار تخت و ... ;D
بعد جاش انداختم، روز بعد از اینکه بازش کردم دوباره ورزش کردم و دوباره ... :-"
بعد اول تابستون دوباره یه اتفاقی افتاد که این دفعه کار به گچ گرفتن رسید و... :-"
بعد اولای مهر سر کوچه ی مدرسمون نزدیک بود ماشین بهم بزنه، عقب عقب رفتم افتادم تو جوب، دوباره همون پام در رفت و ... ;D
دیگه خلاصه به این نتیجه رسیدم این پا دیگه واسه من پا نمیشه :-<

در راستای همین قضیه، پای بنده الان در گچ می باشد؛ زیرا به دلایل یاد شده استخوانش کلا نابود گشته بود و به گفته ی دکتر محترم انداختنش دور ! :-" ;D
 
پاسخ : جای زخم ...

مامان بزرگم ینا تو حیاطشون تاب دارن.بعد همین جور که تاب می خوردم تصمیم گرفتم وقتی تاب رفت تو اوج بپرم و پرواز کنم به سمت عمه م که نه یه متر دو متر،اووووووووون سر حیاط بود. X_Xخلاصه با پروازی ناموفق در یک قدمی تاب به زمین خورده و یک خط عمودی تا آخر عمر بالای لبم خواهد ماند. ;D
بسوزه پدر این آرزوی خلبانی. :(
 
پاسخ : جای زخم ...

من یه زخم رو چونم دارم که بسی یادمه دردناک بود زخمش ! :-"
فک کنم 4 - 5 سالم بود داشتم با بابام میرفتم یه جایی که یادم نیست کجا ! بسی هم تاریک بود ! منم یهو افتادم چونم خورد به لبه ی یه پله و به طرز فجیعی بازشد از هم تقریبا !!
ینی در این حد بود ! :-"

بعد منم کلی بچه ی خوبی بودمُ اینا ! مامان بابام داشتن گریه میکردن من هی بهشون میگفتم چیزی نیست خوب میشمُ اینا !
فهمُ شعورو میبینین تو رو خدا ! ;D ;;)
 
پاسخ : جای زخم ...

من یه جایی کنار لبم هستکه اثر یک دعوا در سن 4 سالگی با یه پسره در اتوبوس است. ولی زخم نیست جای چنگه
 
پاسخ : جای زخم ...

من یه زخم تقریبا2سانتی روی پام دارم
تقریبا5سال پیش تو زمستون بود که رفته بودم بالای سایه بون ماشینا (برا کوخ ریختن)
وقتی اومدم پایین پام به یه یخ گیر کرد و یکم درد گرف.
چند دقیقه بعد دیدم پام خونیه.پاچمو زدم بالا دیدم چه زخمی . استخونم هم دیده میشد. ;) :-\

یادش میوفتم خاطراتی برام زنده میشه 8-^ 8-^ 8-^
ولی در کل آدم آرومی نیستم.
از بچه گی بچه شری بودم. :x
 
پاسخ : جای زخم ...

نه باو خدارا شکر من جای زخمم نمونده. احتمالا چون سر زانو بود.....
من پنج سالم که بود مهد میرفتم تو مهد یه پسره بود هی دنبال من میدویید منم همش داشتم از این فرار میکردم.....یه بار خوردم زمین کلا سر زانوم رفت....بسی گریه نمودیم...
-------------------
یه دف دیگم کلاس اول که بودم دم مدرسمون یه سراشیبی بود بعد هی ما از این بالا پایین میدویدیم......یه بار من داشتم میدویدم پایین یکی دیگم داشت میدویید بالا جالب اینجاس که از اول همو دیدیم هی به راهمون ادامه دادیم.....هیچی دیه بعدم خوردیم به هم دوباره من خوردم زمین سر زانوم رف.....البته نه به شدت دفعه قبل ولی بازم بد بود...
 
پاسخ : جای زخم ...

پارسال توى مسابقه هاى هندبال انگشت پام ناجور شكست.طورى كه نمى رفت توكفشم !(نخند. بادكرده بود)بابام بردم دكتر. دكتره گفت بروگچ بگير حداقل تا٤ماه بازى نكن :( :o فرداش بازى نيمه نهايى بود. كلى زحمت كشيده بوديم منم كاپيتان بودم :P موندم چيكار كنم :-? ازاتاق دكتره اومدم بيرون بابام گف چى شد؟گفتم :چيزيش نيست گفت مى تونم بازى كنم ??? =D> :-"
بابام -مطمئنى؟؟؟؟؟
من-اره
خدايى خيلى بدبود توعكسه يكى از استخونام خورد شده بود. فرداش يه اسپرى بيحسى خريدم همه اشو خالى كردم رو پام. به سرپرست تيم هم چيزى نگفتم. پدرم در اومد توبازى. ولى ارزشش رو داشت. برديم :x >:D<
 
پاسخ : جای زخم ...

یه بار کلاس پنجم ابتدایی بودم...صبح مامانم بیدارم کرد برم مدرسه سردم بود....رفتم پشت بخاری وایسادم شلوارمو عوض کنم...بعد این لوله بخار ها دیدین راه راهه؟! ;D
پامو آوردم بالا خورد به لوله بخاری :-"بعد سر زانوم یه رد افتاد دقیقا" عین آرم شبکه 3!
البته خیلی کمرنگ شده ;D
 
پاسخ : جای زخم ...

چهارم ابتدایی دیر وقت رسیدیم خونه..کلی روز بود خواب نداشتم اصلا"...از ماشین که پیاده شدم یه نیگا به کف پارکینگ کردم دیدم بدجایی نیست...شاید حتی به نظرم گرم و نرم هم اومد...یه نیگا دیگه انداختم به آسانسور دیدم دوره تا برم خونه و اینا! تصمیممو گرفتم و همون جا افتادم زمین خوابیدم...تازه صبحش که تو بیمارستان پاشدم فهمیدم فک و اینام آره!!!!
 
Back
بالا