• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مرجع املای صحیح کلمات پرکاربرد

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع farshidGCD
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نادرست: کج‌ دار و مریض
درست: کج دار و مریز


معنی نهفته‌اش این است که با مدارا و آسانی رفتار کن و سختگیری بیش از اندازه نکن. گویا جامی در دست داری که ناگزیری آن را کج نگه داری. جام را کج بگیر و برو ولی مراقب باش آن‌چه درون جام است، نریزد. (ارتباطی به مریضی ندارد.)
 
یه تاپیک مزخرف دیگه.. این خزعبلات چیه دیگه؟ املا و طرز نوشتن قراردادی تذکر دادن هم مگه داره؟ دوستان عزیز این مزخرفات چیست جمع کنید. مهم ارتباط برقرار کردن است املا و انشا و انگا و منگا فروشی چه مزخرف غیربهداشطی‌ایه غرس مرص فرس راجب ساده‌ گی همرو تونستی بخونی بچ بکش دِ هِل out
time to repost this again
 
time to repost this again
یه پسر دهه هشتادی کنارمه تو محل کار . بعضی موقع ها تعجب میکنم املای یکسری کلمات ساده رو بلد نیست از من میپرسه مثلا اون دفعه میخواست نامه بزنه بلد نبود منضبط رو چجوری مینویسن یا خیلی کلمات دیگه .
شاید خیلی مهم نباشه برات ولی تو محل کار اینجور سوتی ها مخصوصا تو نامه های اداری خیلی میتونه برات گرون تموم شه حالا یه بار دوبار خیلی چیزی نیست ولی ادامه دار باشه یعنی قطعا اموزشت مشکل داشته .
 
واژه درست مزخرف هست نه مضخرف.
این کلمه رو تو سوشال مدیا زیاد دیدم تکرار میشه
مزخرف صحیحه*
 
نیم‌فاصله‌توی‌‌یک‌سری‌فعل‌مهمه‌مثل‌ :

می‌رم ( به‌جای میرم )
می‌ده ( به‌جای میده )
می‌آد ( به‌جای میاد )
و...
 
درود
وقتی می‌خوایم بنویسیم کتاب رو خریدم و منظورمون یه کتابیه که مخاطبمون اون رو می‌شناسه؛ بنویسیم کتابه رو خریدم استفاده از اون ــه درسته؟
 
تقریبا اکثر کسانی که توی انجمن چیزی مینویسن اشتباه های املایی بسیار زیادی دارن، دلیلش هم کمبود سواد و... نیست، بیشتر بر میگرده به عدم توجه به املای کلمات
این تاپیک مرجع املای درست کلمه های پرکاربرد هست
شما هم اگه از این پس کلمه ای دیدین که نویسنده در املاش شک کرده یا اشتباه نوشته، کلمه صحیح رو در مخالفت با اشتباه بنویسید!



عزیزان من؛

مزخرف درسته، نه مضخرف/مذخرف
توجیه درسته، نه توجیح/طوجیه/طوجیح × دوستان پرسیدند: مطمئنی؟ بله! توجیه از ریشه "وجه" میاد، به معنای موجه نشون دادن
اتلاف درسته، نه اطلاف
اطلاق درسته، نه اتلاق
تلقی درسته، نه طلقی
لوث(lows) درسته، نه لوص/لوس
منتظر درسته، نه منتضر/منطضر/منطظر
حاوی درسته، نه هاوی
هیز درسته، نه حیز/حیظ/هیظ/هیذ/حیذ/حیض
معضل درسته، نه معظل/معزل/معذل
استیضاح درسته، نه اصتیظاح/استیظاح/استیزاح(استیزاح = مسخره کردن)
موثق درسته، نه موسق/موصق
تطبیق درسته، نه تتبیق/طتبیق
زل زدن درسته، نه ذل/ظل/ضل زدن
افتضاح|فضاحت درسته، نه افتزاح/افتظاح|فزاحت/فظاحت
نظافت درسته، نه نضافت/نزافت
قباحت درسته، نه قباهت
تلقین درسته، نه طلقین
حلاجی درسته، نه هلاجی
مستفیض درسته، نه مصتفیض/مستفیظ/مصطفیض/مثتفیظ/مثطفیظ/مثتفیض/مثتفیض
اتاق درسته، نه اطاق
طاق درسته، نه تاق
لواط درسته، نه لوات
لات درسته، نه لاط
حرص درسته، نه حرس/هرص/هرس
مضحک درسته، نه مظحک/مزحک
منظور درسته، نه منضور
اصراف: مصرف کردن
اسراف: حیف و میل کردن
حال: انرژی، حال و احوال
هال: سالن بزرگ (hall)

اینا چیزایی بود که زیاد دیده بودم تو فروم و الان تو ذهنم بود، توی پستای دیگه کاربرد معنایی رو هم میگم

× این تاپیک و چند چیز دیگه رو مدتها بود میخواستم بزنم، وقت نداشتم
چه باحال! فقط اطلاق حس می کنم باید ریشش با تلقی یکی باشه یعنی اتلاق باشه... البته اتلاق به معنی تلقی کردن، فکر کنم اطلاق با ط به معنی رهایی، جدایی و... است مثل طلاق
 
Back
بالا