• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بیایید برای کلمات تاریخچه بسازیم !

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Niloofar sharafi
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
زمان اون خدابیامرز، که اعراب حمله کرده بودن ایران، زبون ایرانیا هم نصف پارسی/ نصف عربی شده بود(عین الان). بعد یه نفر بود خیلی حرف میزد و معمولا هم حرف مفت زیاد میزد. مردم بهش میگفتن قالی. و به همین خاطر مینداختنش زمین و روش میشستن تا صداش درنیادش.

بعدا کم کم مد شد که هرکی پر حرفی میکرد بهش میگفتن قالی میکنیمتا. و این شد که اسم این فرشها که زیرشون مینداختن رو هم به مرور زمان گذاشتن قالی.

واژه بعدی: گرسوز
 
زمان اون خدابیامرز، که اعراب حمله کرده بودن ایران، زبون ایرانیا هم نصف پارسی/ نصف عربی شده بود(عین الان). بعد یه نفر بود خیلی حرف میزد و معمولا هم حرف مفت زیاد میزد. مردم بهش میگفتن قالی. و به همین خاطر مینداختنش زمین و روش میشستن تا صداش درنیادش.

بعدا کم کم مد شد که هرکی پر حرفی میکرد بهش میگفتن قالی میکنیمتا. و این شد که اسم این فرشها که زیرشون مینداختن رو هم به مرور زمان گذاشتن قالی.

واژه بعدی: گرسوز


منظورت گردسوزه
 
در زمان های قدیم،لئوناردو تاوینچی(داداش داوینچی:|:D)برای ایرانیان مقیم ایتالیا اختراعی کرد بس زیبا.او چراغی اختراع کرد که با گردباد میچرخید،و فیتیله ی ان بر اثر اصطکاک و مقاومت هوا(بالاخره کاربرد مقاومت هوا کشف شد و نگفتن ازش صرف نظر کنید)میسوخت!و به آن گردسوز میگفتند.واژه بعدی:
اگزیستانسیالیسم
 
در اوایل که خودرو وارد ایران شد، ناصرالدین شاه چنتا از دافهای دربار را سوار کرد تا ببردشان ددر. در بین راه در یک ناکجا آباد ماشین خراب شد و به پت پت و دود دود افتاد. ناصر که همی خشگمین شده بود به دافها فرمود پیاده شوید که وقت کار است. بس است هرچه خورده اید. و همچنان که زنها هول میدادند ماشین را به یک تعمیرگاه در آن ناکجا آباد بردند.

تعمیرکار که مردی زبر دست بود با دیدن ماشین سریع گفت "اگزیستانسیالیسم"! ناصر که قکر میکرد فحش داده است، با غضب فراوان پرسید مرا مسخره میکنی دلقک؟ میدانی من گیستم؟
تعمیرکار که ترسیده بود گفت. مسخره نمیکنم ... خب اگزیستانسیالیسم!
یکی ازداف ها که اهل همان ناکجا اباد بود گفت: ارباب... این تعمیرکار را عفو کنید. دارد میگوید اگزوزتان سیاه شده به خاطر این سیم!

ناصر آن روز معنای حرف تعمیرکار را نفهمید ولی این را درک کرد در ناکجا آباد دیگر او شاه نیست و مردم به او احترام شایسته نمیگذارند، فلذا باید چاره ای اندیشد تا در ناکجا آباد هم بتواند عین یک شاه زیست نماید. و دستور داد نام این تصمیم شاهانه را در کتب دانشگاهی مرقوم کنند "اگزیستانسیالیسم"!!
(یعنی تو روحت با این کلمه گفتنت)

کلمه بعدی: مرتجع
 
چراغ گردسوز نوعی چراغ می‌باشد که در گذشته کاربرد داشته‌است. این چراغ شبیه چراغ لامپا است، اما تفاوت آن با لامپا بدنه فلزی و همچنین فتیله پهن آن است که به شکل دایره‌ای به دور شیشه قرار می‌گیرد.ماده سوختنی این چراغ نفت است.

و اما تاریخچه اش چون گرد بود و هم اینکه میسوخته میگفتن گرد سوز
کلمه بعدی: سمپاد
 
کسی چیزی نگفته بنابراین کلمه جدید بگم؟
عروسک
 
در قدیم الایام بچه ها عروس ها رو خیلی دوس داشتن مخصوصا دختر بچه ها که عاشق عروس ها و لباسشون و جشن هاشون بودن، اون موقع هیچ وسیله ای برای بازی دختربچه ها نبود تا اینکه یه روز یه دختری حوصله اش سرمیره و سر مامانش غر میزنه، اونقد غر می زنه که مامانش خسته می شه از قضا مادر دختر خیاط بوده و خود دختر خیلی عروس ها رو دوس داشته بنابراین مادرش یه عروس کوچیک پارچه ای درست می کنه و دختر اسمش رو میزاره عروسک یعنی عروس کوچک بعد حسابی باهاش سرگرم می شه بچه های دیگه هم که ازش خوششون اومده بود اسم اسباب بازی رو از دختر میپرسن و دختر می گه اسمش عروسکه، بنابراین اسم عروسک میشه عروسک:)
کلمه بعدی: طبرستان
 
در قدیم ها که خبری از نفت و بنزین و این ها نبود، مردم مجبور بودند برای گرم کردن خانه هایشان از چوب استفاده کنند و قاعدتا همانطور که هر آدم عاقلی میداند چوب را باید از جنگل آورد. آن هم به وسیله تبر!!
در شمال هم چون اکثرا هوا مرطوب است تبر ها زود زنگ می زدند. برای همین از همان ورودی شهر تا بازار و کوچه خیابون و خروجی و خلاصه تمام شهر های آنجا پر از تبر و تبر فروشی و... بوده است.
مردم سرزمین های دیگر هم از بس آنجا تبر دیدند نامش را گذاشتند تبرستان.
به علت غلط املایی امروزه آن را طبرستان مینویسند.بعله!
بعدی: شنبلیله
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا