• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم بیشتر مامان بابام رو می پیچوندم ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم اون میوه خوری گرونه ک مامانم خیلی دوسش داشتُ من شکستم ! بعدشم الکی انداختم تقصیر داداش کوچیکم! :-"

یکی ــــَم نبود شرمندم کنه بهم بگه بچه یکو نیم ساله از کجا دستش ب میوه خوری میرسه؟! ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم یه بار خواستم با قانون فکر و راز و...تراز خوب بیارم ..تو اتاقم رو پر از برگه آچار کردم روش بزرگ نوشتم

7300!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ;D ;D ;D بعد همش سر کلاس موقع شام و ناهار موقع درس خوندن

فکر میکردم ترازم خوب شده ...و خیلی کم خوندم و بدترین تراز رو اوردم!!!!!! ;D ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف در تصویر :-":
33f1dd0f3f53.png
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میكنم يه بار در دوران بچگي سیمكارت 0912بابامو كه خیلی هم شمارش رند بود سوزوندم:-Dبعدش كه فهمیدم چه گندي زدم همشو تقصیر خواهر برادر بزرگترم انداختم, يه بارم يه آهنگ خیلی قديمی از إبی كه برای كارم آهنگشو لازم داشتم,گوش میدادم اون موقع نميدونستم كه اون آهنگ براي اونه,بعد كه نام خواننده رو ديدم اسمشو آبي خوندم :-Dتا مدت ها در جستجوی مشخصات اين خواننده بودم تا فهميدم اون آبي نيست ,ابيه
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم الان ب غلط کردن افتادم!... :-L
9 یاعته پای نتم!
میخام ی سره برم بکپم دیگه!
 
پاسخ : اعترافگاه !

ساعت 3 شب به این نتیجه رسیدم امتحان ادبیات دارم و هیچی نخوندم! صبح که از خونه رفتم بیرون به جای مدرسه رفتم پارک همون نزدیکی و تو اون هوای سرد نشستم یه رمانو کامل خوندم ولی زیر بار ذلت و خفت مدرسه رفتن و امتحان دادن نرفتم :))
اعتراف میکنم خیلی خوش گذشت :))
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم میخواستم با کارت تلفن زنگ بزنم اگه صلواتی بود چون مجانی بود صلوات میفرستادم :))
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم تمام امیدم برای دیدن مشخصات اینه که چند تا لایک گرفتم که اینم ماهی یه بار اضافه نمی شه تو رو خدا یکی به منم لایک بده [-o< :(( ~X(
 
Back
بالا