• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران مدرسه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sofia
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

یه بار توپ رو شوت کردم تو شیکم معاونمون!تازه عذر خواهی هم نکردم و در رفتم!
یه بار هم بچه ها پیتزا خریده بودن کلی هم سس رو زمین بود من هم با دوستام سس ها رو برداشتیم ریختیم رو مینیبوس مدرسه!
 
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

داشتیم میرفتیم ابخوری تو مدرسهمون دستم بدجوری خورد به در اونجا به شوخی برگشتم با پام کوبیدم به شیشه در اونم عین تارعنکبوت ترک برداشت!!!!! :-s!!!!حالا بعدش برگشتیم با بچه ها میگیم اینجارو کی اینجوری کرده؟؟؟؟؟ =))
 
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

به دلیل وجود بعضی افراد قادر به بازگوییه غلطمان نیستیم دراین حد که مسیولمون گفت ریگی هم تو جوونیاش این غلطارو نمیکردو کنترلت نکنن گروهک میزنیو بیش فعالیو ولی بااین که ازش بدم میومد دلم واسش سوخت که با چه انسان های فرهیخته ای چون ما سرکار داره :))
یک شکری خوردم که تا روز قبل مرحله اول المپیاد در اخراج موقت به سر میبردم حالا هنوز بیت رهبریه مدرسه نفهمیده و الا که الان در سمپاد نبودمیو ولی به نظرم به اخراجشم می ارزید حتی حداقلش اینه که واس خودمون خاطره ساز شدیمو فهمیدیم چه توانایی هایی داریم ما در زمینه غیر درسیااا
من اصولا بعد هر گندی به این فکر میکنم که واقعا چی میتونم به بچه ام بگم .. :)) :)).
 
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

پارسال یکی ازدوستام دراعصاب خوردی تمام حواسش نبودجلوی دخترمدیرمدرسمون برداشت گفت این مدیرتاتوی این مدرسه هست دیگه مدرسه نمی شه

بعدهممون رفتیم توی دفترعذرخواهی اه چقدربدبود :-& :-&
 
  • لایک
امتیازات: m@#Sa
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

همه ی این کارایی که کردین به کنار
بچه ها یه بار کپسول اموکسی سیلین انداختن تو بخاری کلاس جاتون خالی نبودین چه بویی میداد (ترکیبی از بدترین بوهای عالم بود ) اما خوبیش این بود که اون زنگ معلم نیومد سر کلاس و ماهم رفتیم تو حیاط ..... \:D/ \:D/ \:D/
خعلی حالیدیم =))
 
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

یادش به خیر دوران طفولیت(ابتدایی) برده بودنمون اردو.یه قسمتیو تا کاخ گلستان باید پیاده میرفتیم.توی پیاده رو ما کلا اکیپ بودیم.7-8 نفری کنار هم بودیمو از تو اتوبوس داشتیم حرف میزدیم.آقا یهو خود جوش گفتم به بچهامون:(توروخدا میبینین.انگار آوردن گوسفنداشونو چرا.دوتا سگ(معلم)انداختن کنار گله خود دوتا چوپونم(دوتا ناظما) وایسادن پشتو جلوی گله.)یهو سرمو که آوردم بالا دیدم یکی از چوپوناو سگا کنارمن.ولی خب داشتن با هم حرف میزدن.صدامو نشنیدن.تا الآنم میخوام فوش بدم به مسئولین ضحمت کش(!) مدرسه دوروبرمو حسابی نیگا میکنم.
 
  • لایک
امتیازات: m@#Sa
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

بچه های اکیپ ما همشون دزدن ...
از ندا گرفته تا آیناز ...
یه روز پاک کن فوتی (نگار) رو برداشتیم (دزدیدیم)فوتی هم جامدادی منو آیناز و برداشت رفتتو دستشویی ...
چشتون روز بد نبینه یه خودکار من باپا ک کن اینازوانداخت توی دستشویی ...
ما هم پاک کنشو از وسط نصف کردیم دادیم بهش ...
خلاصه فردا خیلی بیخیال اومدیم مدرسه مدیرمون مچمونوگرفت بعدکلی دادوبیداد گذاشت بریم ... آخر ترم کارنامه هاروگرفتیم خوش حال بودیم انظباطمون بیستهولی هیجده بود
 
  • لایک
امتیازات: yazoo
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

کلاس سوم دبستان به بله هاي مدرسه روغن زدم معلممون افتادو بعد بچه ها منو لو دادن بعد بردنم دفتر که شماره خونمونو واسشون بگيرم منم يه عدد کم گرفتمو حالشونو گرفتم... :P :)) ;D :-h =)) /m\
 
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

همین چند روز پیش، یه شیشه اندازه 400 هزار تومن جیوه رُ انداختم شکوندم![nb]این مقدار جیوه فقط چند سی سی ـه اما خوب گرونه! :-/[/nb]
بعد اون موقع هیچکس از معلما نبود...دوستان هم لطف کردن لوم ندادن.
گفتن دوربینارو می بینیمُ اون فردُ پیدا میکنیمُ اینا... . :-ss
نمیدونم چی شد اما خبری نشدُ به خیر گذشت! ;D
 
  • لایک
امتیازات: m@#Sa
پاسخ : گند های دوران مدرسه!

از چهارم دبستان شروع شد تا خدا میدونه کی...
چهارم خیلی والیبال بازی میکردیم(با توپ چلاستیکی:d)
منم تموم سرویسام از تو مدرسه کناری سر در میاورد تا اینکه به طور عجیبی توپای مدرسه یه هفته ای گم شد
یه بارم مثل اینکه خورده بود تو سر معاونشون
یه بارم از اون طرف دیوار یه کفش افتاد این طرف(پسرونه بود)مام اومدیم برش گردونیم رفت بالای دیوار گیر کرد
تابستون چهارم:پشت کلاس ما انباری بود که پنجرش به طرف کلاس ما بود درشم همیشه قفل بود همه ی توپا ی مدرسم اونجا بود یه بار رفتیم توپ بیاریم یهو مدیرمون اومد تو کلاس فهمید ما تو انباریم رفت از در بیاد تو حالمونو اساسی بگیره ما مدرسه رو پیچوندیم تا ظهر احمد ابادو کامل گشتیم فرداشم رفتیم اسمامونو از تو لیست غایبا غلط گیر گرفتیم
پنجم:جای توپارو عوض کرده بودن زیر پله ها یه در اهنی درست کرده بودن گذاشته بودن پشتش ما هم عشق والیبال به این نتیجه رسیدم واسه دوستم قلاب بگیرم بره بالا توپ ورداره بیاد اونم تا رسید بالای در جفت لولاهاش شکست افتاد بعدم طبیعیش کردیم رفتیم
اول راهنمایی:یه سیب زمینی( این عروسکا هستش میگه مامان بابا و ...)بردم مدرسه فقط واسه اینکه عکس العمل معلم فیزکمونو ببینم(ادم فوق العاده ماستی تا حالا تو مدرسه نخندیده در این حد) سر کلاسش یه جایی که اصلا قرار نبود صداش در بیاد دوستم دستشو گذاشت رو کیفم وسط امتحان کلاس رفت رو هوا
دوم رهنمایی:نمایشگاه داشتیم کار ما شمع سازی بود دقیقا وقتی ریس اموزش پرورش داشت میومد دوستم یه چیزی گفت سه تامون مردیم از خنده و دست منم خورد به تمام اون مایعی که درست کرده بودیم ریخت هنوز داشتیم می خندیدیم که ریس اموزش پرورشم رسید به ما حالا به بدبختی جمو جورش کردیم تا دوستم میخواد توضیح بده ما میزنیم زیر خنده
تابستون دوم راهنمایی:یکی از دوستام خیلی میگفت گرم و اینا با بقیه ی دوستام تصمیم گرفتیم رانی بریزیم روش سردش شه اونم رفت دسشویی پشت سرش رفتم اما ندیدم کدوم دستشویی رفت به گفته ی دوستام اولین دستشویی رفت منم دقیقا ریختم جلوییش دوستم که اومد سر کلاس انگار نه انگار ک تازه فهمیدیم بعله چه گندی زدیم
امسال:داشتیم شجاعت حقیقت بازی می کردیم که تو شجاعت قرارشد یکی از دوستام با بستنی که دستشه پشت یه بارسایی بنویسه ... رفت بنویسه وسطش یارو فهمید اومد بستنیرو از دوستم گرفت قیافشو بستنیی کرد ما هم کم نیاوردیمدوستای اونو بستنیی کردیم اینروند پیشرفت ادامه داشت تا اینکه فهمیدیم تموم سالونو قهوه ای کردیم که معاونه گرامی با سطل ابو دستمال سر رسید مجبورمون کرد تموم سالنو تقریبا بشوریم ما هم 8 نفری هم سالنو کامل شستیم هم لباسامونو شستیم(اصلا یه حالی داد تا حالا جدال به این با حالی سر رءال بارسا دیده بودین)
 
Back
بالا