mandela_sarah
کاربر فوقفعال

- ارسالها
- 101
- امتیاز
- 168
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- تهران
- دانشگاه
- تهران
پاسخ : آزادي همجنسگرايان در بعضي كشور ها
دیگه سعی نمی کنم درباره این مد شدن حرفی بزنم. یه پاراگراف فقط رو چیزی گیر دادی که اصلا اهمیت نداشته. کلا زیاد رو چیزی که نباید زوم می کنی. ولش کن.
این گیر دادن به آمار هم به نظرم احمقانه س و خب زیرکانه. موضعم رو بهش گفتم. دلیلی به تکرار نیست.
در مرحله ی بعد، اساسا به مشکل می خوریم. اول این که کلمه ی "عادی"، کلمه ی بی نهایت دستمالی شده ایه. اصلا معلوم نیست سرش به کجا می رسه.
تو هم هی فرانسه رو برای من مثال می زنی. خب برای من مهم نیست که توی فرانسه چی کار می کنن چی کار نمی کنن. چه حقوقی دارن چه حقوقی ندارن. دعوا سر اینه که به نظر ما باید چه حقوقی داشته باشن.
درباره ی خانواده هم بحث من فقط درباره ایران نبود. و این نتیجه گیری از روی فکت های واقعی که "به نظر عموم ملت ها چیز خوبی میاد" هم مردوده. دلیل نمی شه چون خانواده هنوز توی اروپا نهاد با ارزشی محسوب می شه -اگه بشه- واقعا نهاد با ارزشی باشه که وقتی کسی نتونست توی یک خانواده با فرم معمولش بزرگ بشه به مشکل بخوره. (منکر نمی شم که می خوره. همین شکل معمول ترش توی خانواده هاییه که طلاق می گیرند. چرا باید طلاق این قدر فاجعه باشه؟ طلاق بهتره یا زندگی توی محیطی که هیچ چیزی جز بچه اون دو نفرو به هم وصل نمی کنه؟ امیدوارم الان نیای یه پاراگراف هم درباره طلاق بنویسی. این هم مثال بود با اجازه تون. فقط برای این که بگم قبول که بچه ضربه می خوره. ولی این چیزی رو ثابت نمی کنه. بچه توی خانواده ی طلاق هم ضربه می خوره با وضعیت موجود. آیا باید هزاران نفر بسوزند و بسازند؟ یا باید اون واقعیت تغییر کنه؟ شاید باید اون نهاد رو یه طوری انعطاف پذیرتر کرد...اون قدر که دیگه اهمیت نداشته باشه تو خانواده ت یه زن و یه مرده، فقط یه زنه، فقط یه مرده، دو تا مرده، دو تا زنه، یا هرچی.) یک درصد احتمال بده که مشکل داشته باشه این نهاد مقدس.
دیگه این که خیلی بدیهی این رو "حق" اون مردم می بینی. فقط می شه گفت :)
و حرف از تعصب نزن. خواهش می کنم! تو هنوز می گی همجنس"بازی". این بدبخت ها خودشون رو زدن به در و دیوار که بهشون نگن همجنس"باز". انقدر سخته گفتن همجنس گرا؟ بعید می دونم که از وجود چنین حساسیتی روی این دو تا کلمه بی خبر باشی.
من همین جا هم صراحتا اعلام می کنم که "هر" عقیده ای برای من محترم نیست. اصلا به نظرم مشکل داره این ادعا. من به عقیده ای که به هر نحوی از انحا به حقوق من تعرض کنه احترام نمی گذارم. (لازم به ذکره که من نوعی.)
ها ها ها ها. من تو رو زنده به گور کنم؟ الان تو خیلی در موضع ضعفی؟ :) ما و شمای نوعی. مایی که به هر صورت در اقلیته. ممنون از یادآوری. ولی من هم می دونم قضیه شخصی نیست. که چی مثلا؟!به نقل از NOVANDA :برداشتتون انقد سریع و سطحیه که من نیازی به توضیح حرفم برای کسایی ک دارن پستارو میخونن نمیبینم . منظور من از استفاده ی کلمه ی "مد" شده دقیقا برای این وضعیتی بود ک داره تو فرانسه اتفاق میوفته و یا حرفایی که شما میزنید .
به نظر شما حمایت از کسایی که یه سری مشکلات ج ن س ی ِ اساسی دارن و دارن مشکلاتشون و ناهنجاری هاشون رو فریاد میزنن درسته ؟! اگر هم عده ای همجنسگرا باشن دلیلی برای علنی کردن این موضوع و عادی جلوه دادنش نیست . کمیته هایی هست براشون و میتونن اونجا مشکلاتشون رو بیان کنن .
مقایسه کردن حمایت از فلسطین و حمایت از همجنسگرا ها به نظر خودتون یکم بچه گانه و مضحک نیست ؟؟ به نظرتون اصلاربطی داره؟؟
تعداد حیوونایی که دیدید اگر هم 100 باشه (فکر نمیکنم باشه )، بازم عددِ کمیه و طبیعی بودن این اتفاق رو نشون نمیده . این حیوونا هم دچار اختلال شدن مثه خیلی از بیماری های دیگه که بر اساس اختلال توی حیوونا و انسانها بوجود میاد .
من گفتم حقوقشون رو نادیده بگیریم ؟؟؟ من میگم هرچی که میخوان باشن ، ولی بخاطر شرایط خاصشون مجبورن محدودیت هارو قبول کنن . کمیته هایی دربارهشون هست و میتونن اونجا روابط علنی داشته باشن . اما ازدواج و بچه دار شدن مسئلهش جداست . تو خود فرانسه مردم با این قضایا مشکل دارن . در همه ی ادیان و فرهنگ ها ازدواج یه کار معمولی ای نیست که طرف حوصلهش سر بره وازدواج کنه .افراد باید شرایط مناسبی داشته باشن به عبارتی باید "عادی" باشن . " خانواده" الان تو همه ی کشورا اهمیت داره . مثلن اگه بخوای به یه کشور مهاجرت کنی اگه یه فرد تحصیل کرده ی با خانواده باشی زودتر بهت ویزا میدن تا زمانی ک مجرد باشی و کارا راحت تره . این نشون میده که تو همه ی فرهنگا و کشور ها "خانواده " ارزشمنده . حالا همجنسگرا ها واجد شرایط برای ازدواج هستن؟؟؟؟؟
ببین یه چیزایی حق مردمه و هنجار جامعه . یه چیزایی هست که نه فقط برای من خوشایند نیس بلکه برای اکثر افراد جامعه هم خوشایند نیست . پس این حق مردم اون جامعه است که با این مشکلات مواجه نشن .
یه چیزایی هست که قبل از این که یه سری جوون بیتجربه انجامش بدن باید جلوش رو گرفت . اینکار یه خطرات حداقلی نداره آزادی دادن به این کار مثه قارچه مثه یه سرطانه . خیلی مشکلات دیگه هم هستن که باهاشون اینجوری برخورد میشه و باید جلوشونو گرفت . مثلا وقتی یه شخصیت محبوب و معروف بین جوونا (مثلا یه بازیگر) همجنسباز باشه و همجنسبازیشو علنی کنه اونوقت کسایی هستن که انقدر بیفکرن و م3 گوسفند عمل میکنن که بخوان ازش تقلید کنن . اونوقته که همجنسبازی "تبلیغ " میشه . و وقتی همجنسبازا زیاد شن رو آمار سلامت اون جامعه هم تاثیر میذاره . این محدودیتا برای اینه که افراد عادی و معمول جامعه دچار مشکل نشن و فکر نمیکنم اینکه یه همچین آدمایی حق ازدواج و یا سرپرستیه بچه نداشته باشن احمقانه ویا عجیب غریب باشه .(درمورد ازدواج ک توضیح دادم) و بچه هم از مادر و پدرش الگو برداری میکنه پس این قارچ بیشتر رشد میکنه .
![]()
مثالتون خیلی جالب بود . شما چرا اینجوری جبهه گیری میکنین ؟؟ "ما" "شما" ؟؟ اگه الان جلوتون بودم فک کنم زنده بهگورم میکردید. به هر حال من هرچی بگم شما باز میگین حرفم غلطه و...
اما خیلی تعصبی برخورد میکنین و مثالتون هم همینو نشون میده
این قضیه شخصی نیست .
___________________________________________________________________
اگه قراره بحث اینجوری ادامه پیدا کنه همون بهتر تاپیک قفل شه . بهتر به تاپیک جهت بدیم البته جهتی که در آخر مثه بحث این دوصفحه اینقد تعصبی نشه .
میتونیم درباره ی " دلایل آزادی همجنسگراها تو بعضی کشور ها بر اساس سیاست داخلیشون و دلایل آزاد نبودنشون " حرف بزنیم .
دیگه سعی نمی کنم درباره این مد شدن حرفی بزنم. یه پاراگراف فقط رو چیزی گیر دادی که اصلا اهمیت نداشته. کلا زیاد رو چیزی که نباید زوم می کنی. ولش کن.
این گیر دادن به آمار هم به نظرم احمقانه س و خب زیرکانه. موضعم رو بهش گفتم. دلیلی به تکرار نیست.
در مرحله ی بعد، اساسا به مشکل می خوریم. اول این که کلمه ی "عادی"، کلمه ی بی نهایت دستمالی شده ایه. اصلا معلوم نیست سرش به کجا می رسه.
تو هم هی فرانسه رو برای من مثال می زنی. خب برای من مهم نیست که توی فرانسه چی کار می کنن چی کار نمی کنن. چه حقوقی دارن چه حقوقی ندارن. دعوا سر اینه که به نظر ما باید چه حقوقی داشته باشن.
درباره ی خانواده هم بحث من فقط درباره ایران نبود. و این نتیجه گیری از روی فکت های واقعی که "به نظر عموم ملت ها چیز خوبی میاد" هم مردوده. دلیل نمی شه چون خانواده هنوز توی اروپا نهاد با ارزشی محسوب می شه -اگه بشه- واقعا نهاد با ارزشی باشه که وقتی کسی نتونست توی یک خانواده با فرم معمولش بزرگ بشه به مشکل بخوره. (منکر نمی شم که می خوره. همین شکل معمول ترش توی خانواده هاییه که طلاق می گیرند. چرا باید طلاق این قدر فاجعه باشه؟ طلاق بهتره یا زندگی توی محیطی که هیچ چیزی جز بچه اون دو نفرو به هم وصل نمی کنه؟ امیدوارم الان نیای یه پاراگراف هم درباره طلاق بنویسی. این هم مثال بود با اجازه تون. فقط برای این که بگم قبول که بچه ضربه می خوره. ولی این چیزی رو ثابت نمی کنه. بچه توی خانواده ی طلاق هم ضربه می خوره با وضعیت موجود. آیا باید هزاران نفر بسوزند و بسازند؟ یا باید اون واقعیت تغییر کنه؟ شاید باید اون نهاد رو یه طوری انعطاف پذیرتر کرد...اون قدر که دیگه اهمیت نداشته باشه تو خانواده ت یه زن و یه مرده، فقط یه زنه، فقط یه مرده، دو تا مرده، دو تا زنه، یا هرچی.) یک درصد احتمال بده که مشکل داشته باشه این نهاد مقدس.
دیگه این که خیلی بدیهی این رو "حق" اون مردم می بینی. فقط می شه گفت :)
و حرف از تعصب نزن. خواهش می کنم! تو هنوز می گی همجنس"بازی". این بدبخت ها خودشون رو زدن به در و دیوار که بهشون نگن همجنس"باز". انقدر سخته گفتن همجنس گرا؟ بعید می دونم که از وجود چنین حساسیتی روی این دو تا کلمه بی خبر باشی.
من همین جا هم صراحتا اعلام می کنم که "هر" عقیده ای برای من محترم نیست. اصلا به نظرم مشکل داره این ادعا. من به عقیده ای که به هر نحوی از انحا به حقوق من تعرض کنه احترام نمی گذارم. (لازم به ذکره که من نوعی.)

مثالتون خیلی جالب بود . شما چرا اینجوری جبهه گیری میکنین ؟؟ "ما" "شما" ؟؟ اگه الان جلوتون بودم فک کنم زنده بهگورم میکردید. به هر حال من هرچی بگم شما باز میگین حرفم غلطه و... 




